صفحه نمایندگی ایران در مقر سازمان ملل نوشت: مادامی که تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی غنیسازی اورانویم انجام شود، از نظر قانونی، هیچ محدودیتی وجود ندارد
۱۵۶ مطلب
صفحه نمایندگی ایران در مقر سازمان ملل نوشت: مادامی که تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی غنیسازی اورانویم انجام شود، از نظر قانونی، هیچ محدودیتی وجود ندارد
اعلام پایان جنگ با ایران از سوی ترامپ بیش از آنکه نشانه صلح باشد، مانوری حقوقی برای عبور از فشارهای کنگره و آغاز مرحلهای تازه از فشار اقتصادی ارزیابی میشود. واشنگتن با تبدیل وضعیت جنگی به بازدارندگی، میکوشد بدون محدودیت قانونی، تهران را زیر محاصره و فرسایش اقتصادی به امتیازدهی وادار کند. همزمان، هزینه واقعی جنگ برای آمریکا تا حدود ۵۰ میلیارد دلار برآورد شده و پیامدهای آن به اقتصاد و خانوادههای آمریکایی نیز سرایت کرده است.
دونالد ترامپ همزمان با بررسی طرحهای تازه برای حملات «کوتاه و قدرتمند» علیه ایران، تلاش میکند بحران هرمز را به اهرمی برای فشار نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک تبدیل کند. واشنگتن با ایجاد «ائتلاف آزادی کشتیرانی» تلاش می کند محاصره دریایی را به مطالبهای بینالمللی تبدیل سازد. با این حال، تحلیلگران معتقدند فشار نفتی آمریکا لزوماً ایران را به نقطه تسلیم نمیرساند؛ زیرا تهران ظرفیتهایی برای مدیریت کاهش صادرات و تحمل فشار اقتصادی دارد.
این گزارش بر چرخش راهبردی واشنگتن در قبال تهران حکایت دارد؛ چرخشی که پرونده ایران را از مسیر دیپلماسی به اتاق عملیات، محاصره مالی و گزینههای نظامی منتقل کرده است. بحران تنگه هرمز، پرونده هستهای و فشار اقتصادی در چارچوبی واحد دیده میشوند. همزمان، دولت ترامپ نگران «درگیری منجمد» و هزینههای داخلی جنگ است؛ زیرا افکار عمومی آمریکا بیش از مداخله خارجی، بر اقتصاد، تورم و هزینههای زندگی تمرکز دارد.
دونالد ترامپ و تیمش برای تعریف اهداف روشن در مذاکره با ایران هنوز با ابهام و ناهماهنگی مواجهاند. پیچیدگی پایان جنگ، فشارهای داخلی و خارجی و تجربه برجام نشان میدهد توافقی پایدار بدون جزئیات دقیق، راستیآزمایی مؤثر و امتیازدهی متقابل ممکن نیست. ایران نیز بر مذاکره برابر و محترمانه تأکید دارد و از اهرمهای خود بهره میبرد. در این میان، گزینههایی مانند توافق موقت یا مذاکرات چندمسیره مطرح است، اما بدون راهبرد روشن، خطر شکست یا سردرگمی همچنان بالاست.
مقاله نشان میدهد تحولات ایران و آمریکا از مسیر جنگ، آتشبس و محاصره به یک بنبست راهبردی رسیده است. سیاست فشار حداکثری نهتنها برنامه هستهای ایران را مهار نکرده بلکه آن را تقویت کرده و تهران نیز با مدیریت تنگه هرمز اهرم جدیدی در اختیار گرفته است. در این شرایط، طرحهایی برای تبدیل تقابل به سازوکارهای دیپلماتیک و اقتصادی مطرح میشود. مذاکرات اسلامآباد بهعنوان آزمونی برای عبور از چرخه تنش و حرکت به سوی یک توافق پایدار دیده میشود.
گزارشها از آکسیوس و منابع دیگر نشان میدهد واشنگتن و تهران در آستانه توافق چارچوبی برای کاهش تنشها قرار دارند، هرچند اختلافات مهمی باقی است. سه مانع اصلی شامل بیاعتمادی عمیق، سازوکار نظارت و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده است. پیشنهادهای متضاد درباره مدت تعلیق برنامه هستهای و نقش میانجیها در حال بررسی است. همزمان، تحرکات دیپلماتیک، تماسهای پشتپرده و ادعای پیشرفت مذاکرات ادامه دارد، اما تحلیلگران مسیر توافق را همچنان پیچیده و شکننده میدانند.
مذاکرات ایران و آمریکا درباره برنامه هستهای بار دیگر به بنبست رسیده و اختلاف اصلی همچنان بر سر موضوع هستهای باقی مانده است. تجربه برجام نشان داد که دیپلماسی، با وجود شکست در اجرا، تنها ابزار مؤثر برای مهار برنامه هستهای ایران بوده است. منتقدان تأکید میکنند که گزینه نظامی کارآمد نیست و تنها به تشدید بحران میانجامد. راهحل پایدار، بازگشت به مذاکرات فنی، چندجانبه و متوازن همراه با مشوقهای اقتصادی و تضمینهای ساختاری برای جلوگیری از تکرار شکستهای گذشته است.
یک وبگاه خبری آمریکایی جزئیاتی از علت شکست مذاکرات اسلام آباد را مطرح کرد.
شکست مذاکرات اسلامآباد میان ایران و آمریکا در فضایی از بیاعتمادی و اختلافات بنیادین رخ داد که در گزارش با مفهوم «جرم بحرانی» توصیف شده است. اختلاف اصلی بر سر برنامه هستهای ایران، غنیسازی اورانیوم، تنگه هرمز و مطالبات مالی و غرامتها بود. آمریکا بر توقف کامل ظرفیت هستهای تأکید داشت و ایران خواستار رفع تحریمها و آزادسازی داراییها بود. تحلیلها این روند را مرتبط با ملاحظات اسرائیل دانسته و هشدار میدهند که حرکت به سمت محاصره دریایی میتواند بحران و بیثباتی جهانی را تشدید کند.