یک روزنامه اسرائیلی گزارش داد که سفارت آمریکا در حال بررسی سفر دونالد ترامپ به تل آویو است.
۵۴۲۱ مطلب
یک روزنامه اسرائیلی گزارش داد که سفارت آمریکا در حال بررسی سفر دونالد ترامپ به تل آویو است.
دونالد ترامپ نوشت: ما از کارهایی که تام باراک انجام داده و همچنین از آمادگی مستمر او برای خدمت به کشورمان بسیار قدردانی میکنیم.
رییس جمهور آمریکا گفت: «طرف مقابل پذیرفته که بهدنبال توسعه سلاح هستهای نرود و حتی آن را در هیچ شکلی خریداری نکند؛ این یک تفاوت مهم است.»
دونالد ترامپ که با عروسش لارا ترامپ در فاکس نیوز گفت و گو می کرد درباره مذاکرات با ایران مدعی شد: فقط دو چیز میخواهیم؛ اول اینکه تنگه هرمز باید فورا باز و آزاد باشد و هیچ عوارضی دریافت نشود. البته ما به تنگه هرمز نیازی نداریم! دوم اینکه ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد. همین است؛ موضوع بسیار ساده است. پس از آن، ما از آنجا خارج خواهیم شد.
اظهارات کلانتری بیش از آنکه یک تحلیل مبتنی بر واقعیتهای سیاسی و رفتاری باشد، نوعی سادهسازی افراطی از یکی از پیچیدهترین منازعات ژئوپلیتیکی منطقه است.
این مقاله نشان میدهد جنگ ترامپ علیه ایران، که با اهداف حداکثری مانند تغییر نظام، نابودی برنامه هستهای و تضعیف توان نظامی تهران آغاز شد، اکنون به تلاش برای توافقی محدود و ۶۰ روزه بر سر آتشبس و بازگشایی هرمز کاهش یافته است. ایران با بستن تنگه هرمز اهرم فشار تازهای به دست آورده و ترامپ ناچار شده به توافقی شبیه برجام نزدیک شود؛ توافقی که هم جمهوریخواهان جنگطلب را نگران کرده و هم بیاعتمادی تهران مانع اصلی آن است.
پیشنویس توافق احتمالی ایران و آمریکا، با وجود ظاهر کوتاه، درگیر ابهامهای جدی درباره روند شصتروزه، تنگه هرمز، پرونده هستهای، آزادسازی داراییها، لبنان و مسئله اعتماد است. تهران پس از تجربه برجام، خواستار امتیازهای عملی و فوری است، در حالیکه واشنگتن رفع تحریمها را مشروط میداند. همزمان، این توافق احتمالی برای نتانیاهو به بحرانی سیاسی و امنیتی تبدیل شده و میتواند آینده او را در آستانه انتخابات اسرائیل شکنندهتر کند.
فارغ از غیر قابل پیشبینی بودن سیاستهای ترامپ، این حقیقت امروز آشکار شده که ایالاتمتحده به واسطه جاهطلبیها و استراتژی ماجراجویانهاش در باتلاقی خودساخته گرفتار شده و برای خروج از بحران حاکم اهرم چانهزنی اندکی دراختیار دارد.
توافقی اولیه و موقت محتمل است که البته آن هم نه مولود رسیدن به باوری برای حل تنش، بلکه بیشتر محصول اولویتها و مدیریت تنش از سوی دو طرف است و بعید است که به توافقی جامع ختم شود.