کشف روشی جالب برای درمان افسردگی در ۱۰ روز
به گفته پژوهشگران، مهمترین یافته این مطالعه آن بود که بیمارانی که درمان واقعی iTBS را دریافت کردند، کاهش قابل توجهی در شدت علائم افسردگی خود نشان دادند.
فرارو- نتایج یک کارآزمایی بالینی جدید نشان میدهد که تحریک متناوب تتا برست (Intermittent Theta Burst Stimulation یا iTBS)، یکی از روشهای تحریک غیرتهاجمی مغز، میتواند علائم اختلال افسردگی اساسی را تنها طی ۱۰ روز بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. این یافتهها در مطالعهای که توسط پژوهشگران UiT دانشگاه قطب شمال نروژ انجام شده و در مجله JAMA Network Open منتشر شده است، ارائه شدهاند.
به گزارش فرارو به نقل از ساینس آلرت، اختلال افسردگی اساسی شایعترین اختلال سلامت روان در جهان به شمار میرود و صدها میلیون نفر را در مقطعی از زندگی تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، بخش قابل توجهی از مبتلایان به درمانهای رایج پاسخ مناسبی نمیدهند؛ موضوعی که ضرورت توسعه و ارزیابی روشهای درمانی جدید را بیش از پیش برجسته میکند.
نخستین مقایسه گسترده iTBS با درمان ساختگی
اگرچه درمان iTBS در حال حاضر نیز در برخی مراکز درمانی مورد استفاده قرار میگیرد، این پژوهش آن را در قالب یک کارآزمایی تصادفی کنترلشده با یک درمان ساختگی (دارونما) مقایسه کرده است؛ رویکردی که پیش از این برای پروتکلهای iTBS یک بار در روز بهطور گسترده انجام نشده بود. چنین طراحی پژوهشی امکان ارزیابی دقیقتر اثر واقعی درمان را فراهم میکند.
به گفته پژوهشگران، مهمترین یافته این مطالعه آن بود که بیمارانی که درمان واقعی iTBS را دریافت کردند، کاهش قابل توجهی در شدت علائم افسردگی خود نشان دادند.
پژوهشگران در مقاله خود مینویسند: «در این کارآزمایی بالینی تصادفی روی بزرگسالان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، یک برنامه ثابت ۱۰ جلسهای iTBS یک بار در روز منجر به کاهش بیشتر علائم افسردگی ارزیابیشده توسط پزشک در طول مرحله درمان نسبت به گروه شم (ساختگی) شد.»
iTBS چگونه عمل میکند؟
در روش iTBS، یک سیمپیچ روی سر بیمار قرار میگیرد که میدانهای مغناطیسی متمرکز را از طریق جمجمه به مغز منتقل میکند. این میدانها نورونهای قشر پیشپیشانی پشتی-جانبی (Dorsolateral Prefrontal Cortex) را فعال میکنند؛ ناحیهای از مغز که نقش مهمی در تنظیم خلقوخو و عملکردهای اجرایی دارد.
جزئیات مطالعه
در این پژوهش، ۷۳ بزرگسال مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با سن ۲۲ تا ۶۵ سال شرکت کردند. این افراد به دو گروه تقسیم شدند:
۴۱ نفر درمان واقعی iTBS را دریافت کردند.
۳۲ نفر تحت درمان ساختگی قرار گرفتند.
در گروه دارونما از یک سیمپیچ اصلاحشده استفاده شد که ظاهر و عملکردی مشابه دستگاه واقعی داشت، اما میدان مغناطیسی آن توانایی تحریک مغز را نداشت.
شرکتکنندگان گروه ساختگی همان فشار روی سر را احساس میکردند و همان صداهای ضربهای دستگاه را میشنیدند؛ موضوعی که باعث میشد تشخیص درمان واقعی از ساختگی برای آنها دشوار باشد.
پژوهشگران درباره سازوکار این دستگاه توضیح دادهاند:
«سیمپیچ ساختگی از نظر پیکربندی سیمپیچ متفاوت است، به طوری که یک حلقه معکوس شده است و در نتیجه یک میدان مغناطیسی پراکنده و ضعیف ایجاد میشود که توسط محافظ داخلی بیشتر کاهش مییابد. در نتیجه، میدان القایی برای تحریک قشر مغز کافی نیست، در حالی که احساسات شنوایی و پوست سر قابل مقایسه را از طریق تحریک سطحی حفظ میکند.»
نتایج پس از ۵ و ۱۰ روز
پس از ۵ و ۱۰ روز درمان روزانه، بیمارانی که iTBS دریافت کرده بودند، بر اساس ارزیابی پزشکان، کاهش قابل توجهی در شدت افسردگی نسبت به گروه دارونما نشان دادند.
با این حال، تفاوت محسوسی میان دو گروه در علائمی که خود بیماران گزارش کرده بودند مشاهده نشد.
درمان هر دو گروه پس از ۱۰ روز متوقف شد.
پیگیری چهار هفته بعد؛ نتیجهای غیرمنتظره
چهار هفته پس از پایان درمان، پژوهشگران وضعیت شرکتکنندگان را دوباره ارزیابی کردند. نتایج نشان داد که اگرچه گروه دریافتکننده iTBS بهبود خود را حفظ کرده بود، گروه دارونما نیز به همان سطح از بهبود رسیده و بهطور متوسط نتایجی مشابه را تجربه کرده بود.
به گفته پژوهشگران، این پدیده پیشتر نیز در مطالعات مشابه مشاهده شده است.
آنها در مقاله خود مینویسند: «کاهش قابل توجه علائم در گروه ساختگی با شواهد قبلی مطابقت دارد که نشان میدهد TMS ساختگی از نظر فیزیولوژیکی بیاثر نیست، اما ممکن است شامل عوامل غیر اختصاصی مانند تأثیرات مرتبط با انتظار، حسی و زمینهای باشد که در بهبود علائم نقش دارند.»
اهمیت یافتهها برای درمان افسردگی
به اعتقاد پژوهشگران، این نتایج نشان میدهد که درمان iTBS میتواند در کوتاهمدت اثرات درمانی قابل توجهی داشته باشد، اما تداوم این اثر پس از توقف درمان نیازمند بررسیهای بیشتر است؛ بهویژه اینکه دورههای درمانی رایج iTBS معمولاً طولانیتر از ۱۰ روز هستند.
از سوی دیگر، این مطالعه اهمیت اثر دارونما را نیز برجسته میکند. هنوز مشخص نیست چه عواملی باعث بهبود شرکتکنندگان گروه ساختگی شده است، اما احتمال میرود انتظار دریافت درمان، عوامل روانشناختی، تجربه حسی و شرایط درمانی در این روند نقش داشته باشند.
به همین دلیل، پژوهشگران معتقدند مطالعات آینده باید با دقت بیشتری از نظر مدت درمان، نحوه مقایسه با گروه کنترل و زمانبندی پیگیریهای پس از درمان طراحی شوند.
آنها در پایان تأکید میکنند: «از دیدگاه بالینی، این یافتهها اهمیت مدت زمان درمان و پیگیری را هنگام تفسیر پاسخ بالینی برجسته میکنند. مدت زمان درمان ممکن است نتایج را شکل دهد، با دورههای درمانی ثابت و کوتاه که به طور بالقوه بهبود علائم را تسهیل میکنند.»
نتایج این پژوهش در مجله JAMA Network Open منتشر شده است.