ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۱۱۳۲

عینک دودی شماره ۵۹

هایلات/ آن‌طرف نوک دماغ چه خبر است؟

هایلات/ آن‌طرف نوک دماغ چه خبر است؟

دشمن بدبخت آن‌قدر زیر آتش کوبنده ما بود که فقط برای تنفس خواست جنگ را متوقف کند. این البته درست است‌ها؛ اما مدیونید فکر کنید ما هم اینجا بعضی وقت‌ها بمبی، موشکی، سنگرشکنی، تاماهاوکی، پرتابه متخاصمی، پهپادی یا ریزپرنده‌ای روی سرمان می‌افتاد.

فرارو محسن صالحی‌خواه؛ اعضای زیادی از بدن هستند که در ادبیات روزمره فارسی‌زبانان کاربردهای کلیدی دارند اما هیچ کدام‌شان به پای دماغ نمی‌رسند. از دماغ فیل افتاده، دماغت رو از زندگی بقیه بکش بیرون، دماغت چقدر گنده‌ست و همچنین تا نوک دماغت رو بیشتر نمی‌بینی، تنها گوشه‌ای از اعجاز این عضو است. قصه ما با بعضی از دانشمندان داخلی دقیقاً همین است؛ البته اگر خوش‌بین باشیم و فرض کنیم واقعاً بیشتر از نوک دماغشان را نمی‌بینند.

مثلاً آن‌ها در موضوع جنگ و صلح، جانِ خلق‌الله و برگشتن زندگیِ مریض ما اهل ایران به حالت قبل از جنگ ـ نه حالت عادی که آن پیشکششان باشد ـ دقیقاً همان جوش سرسیاه نوک دماغ را می‌بینند. همیشه معتقدند جنگ را زود تمام کردیم و باز هم وقت داشتیم بزنیم خوار دشمن را خفیف کنیم. دشمن بدبخت آن‌قدر زیر آتش کوبنده ما بود که فقط برای تنفس خواست جنگ را متوقف کند. این البته درست است‌ها؛ اما مدیونید فکر کنید ما هم اینجا بعضی وقت‌ها بمبی، موشکی، سنگرشکنی، تاماهاوکی، پرتابه متخاصمی، پهپادی یا ریزپرنده‌ای روی سرمان می‌افتاد. یا شاید هم کوچه بالایی، وسط خانه خلق‌الله زمین می‌خورد و گرمپ صدا می‌داد.

شما یادتان نمی‌آید؛ یعنی احتمالاً آن‌قدر زیر فشار زندگی و صدای پدافند و کالابرگ و این‌ها بودید که این داستان در میان این خاطرات شیرینتان گم شده است. این‌ها قبل‌ترها ـ سال ۱۴۰۱ ـ که نمی‌خواستند توافقی بین ایران و غرب با سردمداری آمریکای بی‌ناموس شکل بگیرد، رفتند توی شبکه افق و گفتند: «زمستان سختی در پیش است!»

توی روزنامه کهکشان نوشتند فقط یک هفته دیگر کشش بدهید، زمان به نفع ما می‌چرخد و این اروپایی‌های جنگلی می‌آیند کفشمان را ماچ می‌کنند که باهاشان قرارداد ببندیم. اصلاً گفتند کمیسیون معامله هم با آن‌هاست! من نمی‌دانم این دانشمندان فکر می‌کردند اروپایی‌ها دست روی دست می‌گذارند خلق‌الله از سرما یخ بزنند؟ به دست و پای ما می‌افتند که کپسول‌های گازشان را پر کنیم؟ فقط ایران گاز دارد؟ کاش ایران برق هم داشت بخاری برقی با تعرفه ۱۰۰ درصد به این چشم‌آبی‌ها می‌فروختیم و کلی منت سرشان می‌گذاشتیم! آخر قصه زمستان سخت را یادتان هست؟ دیگر من بیش از این روده‌درازی نکنم.

الان هم که این‌ها راه افتادند و می‌گویند زود بود و چند ضربه شمشیر فاصله داشتیم و روی سینه دشمن نشسته بودیم و این‌ها، احساس می‌کنم خاطراتشان پاک شده. فولاد و پتروشیمی و نفت را دیدند؟ می‌دانند ایران فقط می‌تواند از مسیر تنگه هرمز نفت صادر کند؟ می‌دانند محاصره دریایی بودیم؟ می‌دانند هر وقت صدایی می‌آید یا یک جایی می‌لرزد، قبل از این‌که فکرمان برود سمت بلایای طبیعی، فکر می‌کنیم یک جایی را زده‌اند؟!

می‌دانند در این جنگ حدود ۳۵۰۰ نفر از مردم ما شهید شدند؟ می‌دانند تعداد شهدا در لبنان همین امروز و فرداست که به ۴۰۰۰ نفر برسد؟ در جریانند فقط ۱۳ سرباز آمریکایی در این جنگ کشته شدند ـ بر اساس آمار رسمی دولتی موجود که قطعاً دروغ است! ـ که حتی از یک‌دهم تعداد بچه‌های پرپرشده میناب هم کمتر است؟! می‌دانند و این‌ها را بلغور می‌کنند یا نمی‌دانند و این‌ها را بلغور می‌کنند؟

القصه؛ راست و حسینی بیایید بگویید با ما چه مشکلی دارید؟ به خدا ما گناه داریم. تا ایران مثل غزه نشود، ول نمی‌کنید؟!

ارسال نظرات
خط داغ