آنجا بود که حاج علیرضا، اولین تلنگر زندگیام را به شکلی شِپسیگونه به پیشانیام نواخت. از آن روزها تا الان تقریباً ۱۵ سال میگذرد. اما تقریباً روز، هفته، ماه یا سالی نیست که اتفاقی در عرصه سیاست ایران بیفتد و من از بابابزرگم یاد نکنم.
۴۵ مطلب
آنجا بود که حاج علیرضا، اولین تلنگر زندگیام را به شکلی شِپسیگونه به پیشانیام نواخت. از آن روزها تا الان تقریباً ۱۵ سال میگذرد. اما تقریباً روز، هفته، ماه یا سالی نیست که اتفاقی در عرصه سیاست ایران بیفتد و من از بابابزرگم یاد نکنم.
شما که غریبه نیستید، بعد از این همه سال، وقتی اسم مذاکره را میشنوم، میخواهم شکوفه بزنم.
آقا محمود به نوعی لیونیل مسی (با رکورد بیش از ۴۰۰ پاس گل) در تاریخ سیاست ایران است.
سال ۱۴۰۴ دو بار جنگ شد، شیر هر هفته گران شد، سه بار اینترنت خلقالله قطع شد، تخم مرغ رسید به دانهای ۱۹۰۰۰ چوق اما ما هنوز درگیر این مثل نه چندان قدیمی هستیم: «مارادونا رو ول کن، غضنفر رو بچسب!!» مثلا من نمیدانم این تن دادن به بیحجابی یعنی چه اما مغز نداشتهام بعد از شنیدن یک سری اظهارات کارشناسانه، گیرپاژ کرد.
امان از تاکسی! تاکسی همیشه چیز دیگری است. اما این روزها به نظرم میرسد از دوران اوجمان فاصله گرفتیم. حتی بحثهای توی تاکسی هم برکت و جذابیت قبل را ندارد.
الان دیگر پیرمردهای ۸۰ – ۹۰ ساله دنیادیده لب گور هم نمیتوانند به ما جوانهای یک لاقبا بگویند شما هیچی توی زندگیتان ندیدهاید. الان بنده با ۳۳ سال عمر غیرمفیدی که از خداوند متعال گرفتم، با جمع جمیعی از همنسلانم فقط دو تا جنگ را توی یک سال دیدیم.
تو تا دیروز نمیدانستی تنگه هرمز کجاست، اما الان میدانی کلیدش دست من است! تو چشمآبی موبورِِ بچه خوشگل به عمرت صدای اف فلان و بی بهمان را نشنیدی یا محصولاتشان را ندیدی.
به قول سعیدِ داییجان ناپلئون که میگفت «یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعد از ظهر عاشق شدم» من هم باید بگویم «یک روز سرد زمستان، دقیقاً ۲۹ دی، حدود ساعت دو و نیم بعد از ظهر، من روزنامهنگار یک روزنامه توقیفی شدم.»
صبح رئیسجمهور بود و شب مسافر ناو هواپیمابر آمریکایی بعد هواپیما و بعد هم بازداشتگاهی در جنوب نیویورک. یعنی زندگی نمیتواند بیشتر از این به ما نشان دهد که کلاً و جزئاً به مویی بند است. نکته آن که کار آمریکاییها نشان داد واقعا دنیا با قانون جنگل اداره میشود.
خلاصه که از دلِ این آسایشگاهِ اعصاب و روان، شب یلدایتان مبارک باشد. امشب یک دقیقه بیشتر به عنوان کلهسیاه خاورمیانهای در این زمانه خطیر زندگی میکنیم. آجیل و هندوانه و انار گران است. کلهها خراب و اعصاب ضعیف. بیایید در این شرایط به هم گیر ندهیم تا این هم بگذرد.