اروپا در مسیر استقلال نظامی از آمریکا
چرخش بیسر و صدای اروپا
افزایش هزینههای دفاعی اروپا، برخلاف تصور رایج، به کاهش بودجه نظامی آمریکا منجر نشده، بلکه زمینهساز استقلال بیشتر اروپا و کاهش وابستگی راهبردی آن به واشنگتن شده است. این روند میتواند همراهی اروپا با سیاستهای امنیتی، تحریمی و نظامی آمریکا را محدود کرده و وابستگی آن به تسلیحات آمریکایی را کاهش دهد.
فرارو– فرید زکریا، مجری شبکه سیانان و ستوننویس روزنامه واشنگتنپست
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتنپست، حتی بسیاری از منتقدان دونالد ترامپ نیز معمولاً در یک مورد به او حق میدهند: اینکه توانست اعضای ناتو را به پرداخت سهم بیشتری از هزینههای دفاعی وادار کند. رؤسای جمهور آمریکا سالها از نابرابری در تقسیم بار مالی این ائتلاف گلایه داشتند.
ترامپ این مطالبه را با لحنی تند، نمایشی و معاملهمحور مطرح میکرد، اما اصل موضوعی که بر آن تأکید داشت، از حمایت گستردهای در واشنگتن برخوردار بود. در نهایت، کشورهای اروپایی نیز این پیام را دریافت کردند. اعضای ناتو، بهجز ایالات متحده، در سال ۲۰۱۴ (۱۳۹۳) بهطور متوسط معادل ۱.۴ درصد از تولید ناخالص داخلی ترکیبی خود را صرف هزینههای دفاعی میکردند، اما این سهم تا سال ۲۰۲۵ (۱۴۰۴) به حدود ۲.۳ درصد افزایش یافت.
بودجه نظامی آمریکا و واقعیت ناتو
این تصور رایج وجود دارد که اگر اروپا سهم بیشتری از هزینههای دفاعی را بر عهده بگیرد، ایالات متحده نیز به همان نسبت هزینههای نظامی خود را کاهش خواهد داد. با این حال، شواهد خلاف این فرض را نشان میدهد.
هزینههای دفاعی اروپا اکنون به بالاترین سطح خود در چند دهه گذشته رسیده است، اما دولت ترامپ برای سال مالی ۲۰۲۷ (۱۴۰۶) بودجه دفاعی بیسابقه یکهزار و پانصد میلیارد دلاری را پیشنهاد کرده است. واقعیت این است که بودجه نظامی آمریکا هیچگاه صرفاً بر مبنای نیازهای ناتو تعیین نشده، بلکه بازتابدهنده جایگاه این کشور بهعنوان یک ابرقدرت جهانی است.
ایالات متحده شبکهای گسترده از پایگاههای نظامی، ناوگانهای دریایی و تعهدات امنیتی در سراسر جهان دارد. راهبرد دفاعی واشنگتن تنها به بازدارندگی روسیه محدود نمیشود، بلکه مهار چین، حفظ برتری نظامی در خاورمیانه، حفاظت از مسیرهای حیاتی کشتیرانی بینالمللی و دفاع از خاک آمریکا را نیز در بر میگیرد.
همچنین حفظ بازدارندگی هستهای، برتری در فضا، پیشتازی در حوزه پهپادها و هوش مصنوعی و نیز حفظ توانایی انجام عملیات نظامی در مناطق دوردست جهان بخش دیگری از این راهبرد است. در همین چارچوب، مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷) برآورد کرده بود که هزینههای مستقیم دفاع از اروپا تنها حدود ۵ درصد از کل بودجه دفاعی ایالات متحده را تشکیل میدهد.
کاهش وابستگی اروپا به واشنگتن
افزایش هزینههای دفاعی اروپا، بهتدریج این قاره را از نظر نظامی مستقلتر و از نظر سیاسی کمتر وابسته به ایالات متحده خواهد کرد. در نتیجه، میزان تبعیت اروپا از سیاستهای واشنگتن نیز احتمالاً کاهش مییابد.
در بسیاری از موارد از عملیاتهای نظامی واشنگتن، اعضای ناتو حتی زمانی که با مداخله نظامی مورد نظر آمریکا موافق نبودند، تأسیسات نظامی و زیرساختهای خود را در اختیار واشنگتن قرار دادند. با این حال، هرچه کشورهای اروپایی بیشتر به این جمعبندی برسند که ایالات متحده دیگر شریک قابل اتکایی نیست یا رفتاری خصمانه در پیش گرفته است، انگیزه آنان برای همراهی با درخواستهای نظامی واشنگتن نیز کاهش خواهد یافت.
پایان همراهی بیقیدوشرط اروپا با واشنگتن
ایالات متحده همواره بر این فرض استوار بوده است که متحدانش در اجرای راهبردهای کلان واشنگتن، از جمله کارزارهای اقتصادی و تحریمی، در کنار آن خواهند ایستاد. اما این معادله بهتدریج در حال تغییر است.
سلست والندر، مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا، در نشریه فارن افرز مینویسد که اروپا امروز بیش از گذشته از منافع، ابزارها و ظرفیتهای مستقل برای پیگیری سیاستهای خود برخوردار است. بخش قابل توجهی از داراییهای مسدودشده روسیه در اختیار کشورهای اروپایی قرار دارد و اتحادیه اروپا نیز بهطور مستقل تحریمهایی را علیه بخشهای مختلف اقتصاد روسیه اعمال کرده است.
علاوه بر این، سامانه بینالمللی پرداخت سوئیفت که حذف بانکهای بزرگ روسیه از آن یکی از مهمترین ابزارهای فشار اقتصادی بر مسکو بود، در اروپا مستقر است. در چنین شرایطی، اگر واشنگتن در چارچوب توافقی با ولادیمیر پوتین تصمیم به کاهش فشار بر روسیه بگیرد، این احتمال وجود دارد که اروپا با چنین رویکردی همراه نشود.
به همین ترتیب، اگر ایالات متحده در آینده به دنبال تشدید فشارها علیه ایران یا چین باشد، دیگر نمیتوان با اطمینان فرض کرد که اروپا همانند گذشته، بهطور خودکار در کنار واشنگتن قرار خواهد گرفت.
هزینه پنهان فاصله گرفتن اروپا از تسلیحات آمریکا
موضوع دیگری که در این میان اهمیت دارد، بازار تسلیحات است. یکی از مزایای کمتر دیدهشده رهبری ایالات متحده در ناتو، وابستگی گسترده کشورهای اروپایی به صنایع دفاعی آمریکا بوده است.
دولتهای اروپایی طی سالهای گذشته جنگندههای اف-۳۵، سامانههای موشکی هایمارس، پدافند هوایی پاتریوت، هواپیماهای گشت دریایی پی-۸ و طیف گستردهای از تجهیزات نظامی آمریکایی را خریداری کردهاند. این خریدها صرفاً به دلیل کیفیت و کارایی نبوده، بلکه بُعدی راهبردی نیز داشتهاند.
استفاده از سامانههای مشترک، هماهنگی عملیاتی میان نیروهای آمریکایی و اروپایی را تسهیل میکند و پیوندهای دفاعی اروپا با ایالات متحده را مستحکمتر میسازد. برای کشورهای خط مقدم ناتو نیز خرید تسلیحات آمریکایی نشانهای از تداوم تعهد امنیتی واشنگتن و عاملی برای اطمینان از باقی ماندن نیروهای آمریکایی در کنار آنها در زمان بحران است.
اما اکنون بسیاری از مقامهای اروپایی بهصراحت از ضرورت کاهش وابستگی به تسلیحات و فناوریهای نظامی آمریکا سخن میگویند. نگرانی اصلی آنان این است که دولتهای آینده آمریکا از اهرمهایی مانند توقف بهروزرسانی نرمافزارها یا تأمین قطعات یدکی برای اعمال فشار سیاسی استفاده کنند.
در چنین فضایی، طبیعی است که کشورهای اروپایی پیش از خرید تجهیزات نظامی از ایالات متحده، در محاسبات خود تجدیدنظر کرده و گزینههای جایگزین را بررسی کنند. چنین تغییری پیامدهای قابل توجهی برای صنایع دفاعی آمریکا خواهد داشت که آثار آن تنها به زیانهای اقتصادی محدود نمیشود.
از منظر راهبردی، هزینه این تحول بهمراتب سنگینتر است؛ زیرا صادرات تسلیحات صرفاً یک معامله تجاری نیست، بلکه ابزاری برای ایجاد وابستگیهای بلندمدت، تقویت همکاریهای نظامی و حفظ همسویی راهبردی میان ایالات متحده و متحدانش به شمار میرود.
پیامدهای توازن قدرت جدید در اروپا
معمولاً از افزایش هزینههای دفاعی «اروپا» سخن گفته میشود، اما واقعیت آن است که بودجههای نظامی همچنان در سطح دولتهای ملی تنظیم میشوند و بسیاری از کشورهای اروپایی با محدودیتهای مالی مواجهاند.
لیانا فیکس، تحلیلگر نشریه فارن افرز، تأکید میکند که در میان کشورهای اروپایی، آلمان بیش از همه ظرفیت افزایش هزینههای دفاعی را دارد و با شتابی قابل توجه در حال گسترش بودجه نظامی خود است. از نگاه ناظران، این روند ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ چرا که آلمان طی دهههای گذشته در حوزه دفاعی بیش از اندازه محتاط عمل کرده است.
آلمان کشوری است که عمیقاً در ساختار سیاسی و اقتصادی اروپا ادغام شده و دلیلی برای نسبت دادن گرایشهای تهاجمی به آن وجود ندارد. با این حال، در سیاست بینالملل، توازن قدرت همواره اهمیت تعیینکنندهای دارد.
اگر آلمان فاصله خود را از نظر توان نظامی با دیگر کشورهای اروپایی بهطور قابل توجهی افزایش دهد، میتواند نگرانیهایی را در میان همسایگانش درباره برهم خوردن موازنه قدرت در داخل قاره برانگیزد. آنچه از سال ۱۹۴۵ (۱۳۲۴) به بعد به راهبرد آمریکا ویژگی متمایز بخشید، توانایی آن در حل یکی از دیرپاترین معضلات امنیتی اروپا بود.
اکنون به نظر میرسد این نظم وارد مرحلهای از دگرگونی شده و زنجیرهای از واکنشهای متقابل را به جریان انداخته است. در چنین شرایطی، ممکن است آمریکاییها در آینده بیش از پیش ارزش ناتوی گذشته را درک کنند.