فارن پالیسی: ایران ، رویکرد «هو شی مین» ویتنامی را به کار گرفته است
همانگونه که در دهه ۱۹۶۰، فشار تدریجی و مداوم ویتنام شمالی، دولت جانسون را با چالشهای جدی مواجه کرد، اکنون نیز تهران تلاش میکند با رویکردی مشابه، ایالات متحده را در موقعیتی دشوار قرار دهد.
در بحبوحه تنشهای جاری میان تهران و واشنگتن، یک تحلیل تازه در نشریه فارنپالیسی می گوید که ایران در حال حاضر تا حدی «کنترل بازی» را در دست گرفته و با بهرهگیری از الگوهای تاریخی، بهویژه تجربه جنگ ویتنام، فشار مؤثری بر ایالات متحده وارد میکند.
این گزارش در عین حال تأکید میکند که وضعیت کنونی را نمیتوان بهطور کامل با جنگ ویتنام مقایسه کرد. به نوشته مقاله، نه خبری از حضور گسترده نیروهای زمینی آمریکا در میدان نبرد است، نه تلفات روزانهای که به تیتر رسانهها تبدیل شود، و نه موجی از اعتراضات ضدجنگ در خیابانهای آمریکا. همچنین، برخلاف فضای دوران ریاستجمهوری لیندون بی. جانسون، رئیسجمهور فعلی آمریکا، دونالد ترامپ، نهتنها تحت فشار مشابهی قرار ندارد، بلکه با اعتمادبهنفس از امکان پیروزی سریع سخن میگوید و حتی مدعی شده که اگر در زمان جنگ ویتنام در قدرت بود، آن جنگ را «خیلی سریع» به پایان میرساند.
با این حال، نویسنده مقاله معتقد است آنچه امروز در حال شکلگیری است، از نظر «ماهیت فشار» شباهتهایی قابلتوجه با تجربه ویتنام دارد.
بهطور مشخص، راهبردی که تهران دنبال میکند، یادآور شیوهای است که "هو شیمین"، رهبر ویتنام شمالی، با پافشاری و استمرار در برابر آمریکا به کار گرفت و در نهایت به موفقیت رسید.
بر اساس این تحلیل، ایران نه از طریق رویارویی مستقیم و کلاسیک، بلکه با تکیه بر جنگ فرسایشی و مدیریت زمان، تلاش میکند موازنه را به سود خود تغییر دهد.
این رویکرد شامل پرهیز از درگیری تمامعیار، افزایش تدریجی هزینهها برای طرف مقابل و حفظ فشار مستمر در سطوح مختلف است.
مقاله تأکید میکند که این نوع فشار، بیش از آنکه نظامی باشد، ماهیتی سیاسی و روانی دارد و میتواند بهمرور بر تصمیمگیری در واشنگتن اثر بگذارد. همانگونه که در دهه ۱۹۶۰، فشار تدریجی و مداوم ویتنام شمالی، دولت جانسون را با چالشهای جدی مواجه کرد، اکنون نیز تهران تلاش میکند با رویکردی مشابه، ایالات متحده را در موقعیتی دشوار قرار دهد.
در ادامه این تحلیل آمده است که هرچند شرایط کنونی هنوز به نقطهای مشابه بحران ویتنام نرسیده، اما نشانههایی از شکلگیری یک الگوی آشنا دیده میشود: کشیده شدن زمان، افزایش هزینههای غیرمستقیم و دشوارتر شدن دستیابی به یک پیروزی سریع و قاطع.
در جمعبندی، نویسنده نتیجه میگیرد که اگرچه ایران از نظر قدرت نظامی با آمریکا قابلمقایسه نیست، اما در عرصه راهبردی و مدیریت فشار توانسته است ابتکار عمل را تا حدی در دست بگیرد؛ وضعیتی که میتواند در صورت تداوم، به چالشی فزاینده برای سیاستگذاران آمریکایی تبدیل شود.
راهبرد هو شیمین چه بود؟
راهبردی که هو شیمین، رهبر ویتنام شمالی، در جنگ علیه آمریکا بهکار گرفت، بر پایه جنگ فرسایشی (Attrition) و «طولانیکردن زمان درگیری» بنا شده بود.
در این رویکرد، هدف نه شکست سریع و مستقیم ارتش ایالات متحده، بلکه تضعیف اراده سیاسی واشنگتن بود. نیروهای ویتنام شمالی و بهویژه ویتکنگ با استفاده از جنگ چریکی، کمین، تحرک بالا و شناخت دقیق از جغرافیا، هزینههای انسانی و مالی جنگ را بهتدریج افزایش دادند.
در مقابل، آمریکا با وجود برتری نظامی، درگیر جنگی شد که پایان مشخص و پیروزی قاطعی برای آن قابل تعریف نبود.
یکی از مصادیق مهم این راهبرد، حمله تت (Tet Offensive) در سال ۱۹۶۸ بود؛ حملهای گسترده که اگرچه از نظر نظامی برای ویتنام شمالی پرهزینه بود، اما از نظر روانی و سیاسی تأثیر عمیقی بر افکار عمومی آمریکا گذاشت و اعتماد به پیروزی را تضعیف کرد.
این مدل جنگی، با ترکیب فشار نظامی محدود اما مستمر، جنگ روانی و بهرهگیری از افکار عمومی داخلی آمریکا، در نهایت به جایی رسید که دولت لیندون بی. جانسون با بنبست راهبردی روبهرو شد و مسیر خروج تدریجی آمریکا از جنگ هموار گردید.
هو شیمین که بود؟
هو شی مین (Ho Chi Minh) رهبر انقلابی و بنیانگذار ویتنام مدرن بود که نقش محوری در مبارزه با استعمار فرانسه و سپس مقابله با مداخله آمریکا در ویتنام ایفا کرد.
![]()
او در سال ۱۸۹۰ متولد شد و با گرایشهای کمونیستی، جنبش استقلالطلبی ویتنام را رهبری کرد و در سال ۱۹۴۵ استقلال این کشور را اعلام نمود.
هو شیمین بهعنوان رهبر ویتنام شمالی، با تکیه بر جنگ چریکی و راهبرد فرسایشی، توانست در برابر قدرتهای بزرگ مقاومت کند. او تا زمان درگذشتش در سال ۱۹۶۹ بهعنوان نماد مبارزه ملی و ضداستعماری در ویتنام و بسیاری از کشورهای دیگر شناخته میشود.