تلاش برای ورود یک «چشمرنگی» به تیم ملی
تلاشها برای حضور دنیس اکرت در تیم ملی ایران همچنان ادامه دارد.
اردوی ترکیه که تیم ملی ایران اخیرا برای انجام 2 بازی تدارکاتی برپا کرد یک چهره کاملا ویژه داشت: دنیس اکرت. اگرچه اسم این بازیکن در سالهای اخیر جستهگریخته حول تیم ملی شنیده شده و در ماههای گذشته امکان حضورش در ایران به وفور مطرح شده بود اما کمتر کسی تصور میکرد او در خاموشی اینترنت بینالمللی در ایران، به تیم ملی فراخوانده شود. هرچند در آن برهه شایعه شد دنیس حتی اگر به اردو هم بیاید نمیتواند برای قلعهنویی در جدال مقابل نیجریه و کاستاریکا به میدان برود، ولی حضورش در اردو مباحث زیادی به همراه داشت؛ به ویژه اینکه امیر قلعهنویی تصمیم گرفته بود قید سردار آزمون را برای آن اردو بزند.
مهاجم چشمرنگی با لهجه آلمانی
دنیس اکرت حالا چندان برای علاقهمندان به فوتبال در ایران ناشناخته نیست؛ او این روزها در لیگ بلژیک بازی میکند و دست بر قضا در تیم به دردخوری مثل استاندارد لییژ در خط حمله به کار گرفته میشود. با این حال، این موارد فاکتور چندان مناسبی برای حضورش در تیم ملی ایران نیست؛ چراکه او باید مهارتی فراتر از چیزی که در سالهای اخیر نشان داده، داشته باشد. دلیلش ساده است: قلعهنویی و دیگر مسئولان فدراسیون فوتبال دنیس را برای همراهی مهدی طارمی در پیشانی خط حمله تیم ملی میخواهند. دقیقا به همین دلیل است که کیفیت او باید بالاتر از سردار آزمون باشد که تا پیش از اردوی ترکیه، عنوان دومین گلزن برتر تاریخ تیم ملی فوتبال ایران را یدک میکشید. دنیس با ملیت آلمانی و بازی در لیگ بلژیک، به لحاظ فنی، اختلاف فاحشی با سردار دارد اما او تبدیل به چهرهای «نو» شده که گفته میشود قلعهنویی اصرار زیادی برای داشتنش دارد.
چرا دنیس هنوز ایرانی نیست؟
تا به اینجا وضعیت کموبیش ساده است؛ مسئولان فدراسیون فوتبال ایران و کادر فنی اصرار دارند دنیس اکرت را به عنوان یکی از 26 بازیکن تیم ملی به آمریکا ببرند تا او پیراهن ایران را به تن کند. با وجود این، اکرت هنوز ایرانی بودنش را ثابت نکرده و دقیقا به همین دلیل است که در اردوی ترکیه هم به جای حضور در زمین مسابقه، فقط در تمرینات تیم ملی شرکت کرد و بعد به بلژیک برگشت. برای تشریح شرایط او کافی است به همان نکته بسنده کرد که هنوز نتوانسته «ژن ایرانی»اش را ثابت کند تا فدراسیون با ارائه مدرک به فیفا، بتواند او را در اختیار بگیرد.
با وجود آنکه گفته میشود دنیس پدری ایرانی دارد، ماجرا کمی پیچیدهتر است؛ در واقع پدر او دورگه است و پدربزرگ دنیس ایرانی است. حالا پدربزرگی در کار نیست تا بتواند در سفر به ایران ژن دنیس را تایید کند. از آنجا که پدر دنیس هم دورگه است، برای اثبات این ژن نیاز به مدارک بیشتری است. به عبارتی، باید به اسناد و مدارک موجود درباره پدربزرگ او در ایران رجوع کرد که ظاهرا چندان در دسترس نیست. امکان سفر برای آنها به ایران هم در چند نوبت فراهم نشده و قرار شده از طریق واسطه و اقوام ایرانی اکرت، آزمایشهای «DNA» فراهم شود تا در صورت تطبیق داشتن با ژن او، دنیس به عنوان یک بازیکن ایرانی به فیفا معرفی شود و پیراهن تیم ملی را به تن کند.
جفت شش یا جفت پوچ؟
همانطور که عنوان شد بحث حضور اکرت در تیم ملی ایران چند سال است مطرح شده و حالا هم که ماجرای ژن ایرانیاش اسیر پروسه اداری شده. با چنین فرآیندی که درباره او طی شده، پرسش اصلی این است که آیا اصلا ارزشش را دارد که چنین بازیکنی بخواهد برای تیم ملی به میدان برود یا نه؟ با مرور کارنامه دنیس به لحاظ فنی، پاسخ منفی است. او در این فصل 30 بازی برای تیمش در لیگ بلژیک بازی کرده و فقط 5 بار موفق به زدن گل شده است.
آمار فصل گذشته این بازیکن هم چندان چنگی به دل نمیزند؛ در 30 بازی فصل گذشته هم فقط 7 بار دروازه رقبا را باز کرده تا در مجموع 60 دیدار در لیگ فقط 12 گل زده باشد. این موضوع را باید کنار سن او گذاشت: 29 سال! دنیس قطعا با چنین سنی نمیتواند در پروژه آینده تیم ملی هم جا بگیرد. از همه مهمتر اینکه او سابقه هیچ بازی ملی هم در کارنامه ندارد و از این منظر هم حضورش در تیم ملی ایران شبیه به «جفت پوچ» بودن است.
البته شاید در یکی دو مورد نادر هم دنیس با قلعهنویی جفت شش بیاورند؛ اینکه امکان بازگشت سردار آزمون به تیم ملی فراهم نشود و این بازیکن با انگیزه فراوان برای درخشیدن در تنها جام جهانی زندگیاش بسیاری را متحیر کند. در کنار این موضوع باید به ناشناخته بودن او برای رقبای تیم ملی هم اشاره کرد که شاید از این زاویه بتواند با ایجاد غافلگیری، معادلات رقیب را به هم بزند.