خطر افتادن دنیا در تله ایجاد سردرگمی ترامپ
تهران در صورتی که پشتیبانی افکار عمومی داخلی و بینالمللی را از دست بدهد و اجازه بدهد که ترامپ با روایتی نادرست، مقصر بودن ایران را به جهان القا کند، آنگاه نمیتواند روی میز مذاکره از طرف مقابل امتیاز بگیرد.
روسای هر دو هیئت ایرانی و آمریکایی در پیامهای خود پس از انجام مذارات در اسلام آباد عنوان کردند که توپ در زمین طرف مقابل است.
محمد باقرقالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکره کننده ایرانی، ساعاتی پس از پایان مذاکرات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آمریکا منطق و اصول ما را درک کرد و حالا وقت آن است تا تصمیم بگیرد که آیا میتواند اعتماد ما را جلب کند یا نه؟»
اما روایت نخست را جیدی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا و رئیس هیئت مذاکرهکننده آمریکایی در نشست خبری، بلافاصله پس از پایان مذاکرات ارائه داد: «ما با حسن نیت مذاکره کردیم و یک پیشنهاد نهایی ارائه دادیم که بهترین پیشنهادی بود که میتوانستیم به ایرانیها ارائه دهیم. ما پس از ارائه بهترین پیشنهاد ممکن و نهایی به ایران، اسلام آباد را ترک خواهیم کرد.»
مشخص است که هر دو هیئت تلاش کردهاند تا توپ را در میدان طرف مقابل بیاندازند و طرف مقابل را عامل شکست مذاکرات معرفی کنند و خواستار انعطاف از طرف دیگر برای موفقیت مذاکرات شوند.
میدان روایت را خالی نکنید
تردیدی وجود ندارد که مقامهای آمریکایی بلافاصله بعد از پایان مذاکرات، تلاشها برای روایتسازی از متن مذاکراتی را که پشت درهای بسته انجام شد، آغاز خواهند کرد و با ایجاد سردرگمی در مفاهیم و ابداع روایتهای ساختگی از مذاکرات تلاش خواهند کرد تا افکار عمومی را قانع کنند که موضع تهران باعث شکست مذاکرات شدهاست.
همزمان دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، شخصا وارد عمل خواهد شد و روایت خود را از مذاکرات و عامل شکست آن ارائه خواهد داد.
حمید ابوطالبی، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی ایران مینویسد: «روایت ترامپ، نوعی مذاکره بسته است؛ فضایی که او بتواند هر زمان که اراده کرد، روایت خود را تغییر داده و از تعهدات شانه خالی کند. در برابر این تشتت روایتی و بیثباتی رفتاری، تنها یک الگوی رئالیستی و واقعگرایانه برای صیانت از منافع ملی وجود دارد: مذاکره در برابر افکار عمومی جهان.»
واشنگتن ترجیح میدهد آنچه در پشت درهای بسته میگذرد و اختلاف نظرهای اساسی، در اتاق مذاکره باقی بماند، اما در عرصه رسانه و افکار عمومی، با روایتسازیهای جعلی و اعوجاج مفاهیم، تلاش خواهند کرد تا طرف مقابل را مقصر نشان دهند.
یکی از مهمترین نمونههای این روش مذاکرهکنندگان آمریکایی، ادعای کذب استیو ویتکاف در مورد اظهارات عراقچی در دور قبلی مذاکرات است. ویتکاف تاکنون بارها در مقابل رسانهها گفتهاست که «ایران لاف میزد که اندازه ساخت ۱۱ بمب هستهای اورانیوم غنیشده در اختیار دارد.»
این روایت ویتکاف، در واقع یک تفسیر ساختگی از یک واقعیت است. مجید تخت روانچی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با تکذیب این موضوع تصریح کرد مذاکرهکنندگان ایرانی در چارچوب مذاکرات فنی و کارشناسی، رقم ذخایر اورانیوم غنیشده سطح بالای ایران را با طرف آمریکایی در میان گذاشتهاند، اما هرگز در مورد سلاح هستهای یا توانایی ساخت آن چیزی به طرف مقابل نگفتهاند. اینکه مقادیر موجودی اورانیوم غنیشده ایران برای ساخت چند سلاح هستهای کافی است، کاملا ساخته و پرداخته شخص استیو ویتکاف، مذاکره کننده ارشد آمریکایی است.
در دست گرفتن سررشته روایت
تهران همواره برای ارائه اطلاعات دقیق از مذاکرات و در اختیار گرفتن میدان روایت از طرف آمریکایی دچار مشکل بودهاست.
یکی از مهمترین اقدامهای پیش رو برای جلوگیری از فروپاشی مذاکرات و از سرگیری جنگ با آمریکا و اسرائیل، در اختیار گرفتن سررشته روایت و بازتاب دقیق نقاط اختلاف در عرصه افکار عمومی، چه داخلی و چه بینالمللی است.
حمید ابوطالبی مینویسد: «در این چارچوب، میتوان این رویکرد را بهعنوان دیپلماسی شهود جهانی تعبیر کرد؛ رویکردی که در آن گفتوگو و اعلام موضع نه صرفاً در اتاقهای بسته، بلکه در معرض داوری و شهود جهانی قرار میگیرد و اعتبار هر ادعای سیاسی تنها زمانی تثبیت میشود که با سازوکارهای سنجشپذیر و قابل راستیآزمایی پیوند داشته باشد. بدین ترتیب، حتی در غیاب صداقت کامل بازیگران، امکان تعامل دیپلماتیک و تفاهم پایدار حفظ میشود و دیپلماسی از چانهزنی پنهان به پاسخگویی علنی ارتقا مییابد. مصاحبه مطبوعاتی پیش و پس از مذاکره و گزارش به مقامات کشورهای ذینفع، بسیار راهگشا و ابهامزدا خواهد بود؛ تا کسی نتواند صحنه دیپلماسی را به تئاتر روحوضی تبدیل نماید.»
مقامهای جمهوری اسلامی ایران نباید اجازه دهند که روایت مذاکرات در اختیار طرف مقابل قرار بگیرد و باید به سرعت وارد عمل شوند که چه در عرصه افکار عمومی و چه در جامعه بینالمللی، مواضع تهران و موانع موفقیت مذاکرات را روشن کنند.
تهران در صورتی که پشتیبانی افکار عمومی داخلی و بینالمللی را از دست بدهد و اجازه بدهد که ترامپ با روایتی نادرست، مقصر بودن ایران را به جهان القا کند، آنگاه نمیتواند روی میز مذاکره از طرف مقابل امتیاز بگیرد.