ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۱۷۵۴

هزینه‌های حماقت ترامپ در جنگ با ایران

چرا رسانه‌های جهان ترامپ را «بازنده جنگ» می‌نامند؟

چرا رسانه‌های جهان ترامپ را «بازنده جنگ» می‌نامند؟

آتش‌بس دو هفته‌ای ترامپ با ایران که او آن را «پیروزی کامل» می‌نامد، در عمل شکستی راهبردی است. تنگه هرمز باز نشده و ایران عوارض عبوری وضع کرده است. آمریکا به هیچ یک از اهداف خود (برچیدن برنامه هسته‌ای، موشک‌های بالستیک، متحدان ایران) نرسیده و رسانه‌هایی مثل اکونومیست ترامپ را «بازنده بزرگ» می‌خوانند. او با وجود شعار «جنگ جدید راه نمی‌اندازم»، فرمان نابودی تمدن ایران را صادر کرد و اکنون بدون عبرت، به دنبال «فتح بعدی» است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- سوزان بی. گلاسر، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل نشریه نیویورکر

به گزارش فرارو به نقل از نشریه نیویورکر، غرور راهبردی آمریکا پدیده‌ای نیست که با یک آتش‌بس موقت فروکش کند. با این حال، آن‌که صبح چهارشنبه به اظهارات پیت هگست، وزیر جنگ دولت ترامپ، گوش سپرده باشد، به آسانی می‌تواند درک کند که چرا برخی در واشنگتن خود را در آستانه یک «پیروزی تاریخی» می‌بینند. هگست با ذوق و شوقی وصف‌ناپذیر از آتش‌بس شکننده با ایران سخن می‌گفت و لحن او سرشار از این باور بود که آمریکا به یاری «خداوند متعال» و «شهامت و اراده» فرمانده کل قوا، یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌های تاریخ نبردهای مسلحانه را رقم زده است. او با لذت آشکار از چیزی یاد می‌کرد که آن را «پیروزی نظامی» بر ایران می‌نامید.

رئیس‌جمهور آمریکا نیز از همان لحظه اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای با ایران دست از تعریف از «دستاورد بزرگ» خود برنداشته است. اعلام آتش‌بس، ساعت ۶:۳۲ بعدازظهر سه‌شنبه به وقت محلی صورت گرفت؛ یعنی تقریباً یک ساعت و نیم پس از ضرب‌الاجلی که خود دونالد ترامپ پیش تر تعیین کرده بود. اما دونالد ترامپ در مصاحبه‌های تلفنی کوتاه و پیاپی خود با جمعی از روزنامه‌نگاران، نه تنها این تأخیر را نادیده گرفته، بلکه با قاطعیت تمام از آنچه «پیروزی کامل و مطلق» می‌نامد، سخن گفته است: «صد در صد. شکی در آن نیست.»

پیروزی واهی و شکست واقعی: تنگه هرمز همچنان در قبضه ایران

اگر این وضعیت را «پیروزی کامل و مطلق» بنامیم، واقعاً باید از دیدن شکل شکست بیزار بود. شاید ملموس‌ترین و فوری‌ترین مشکل آتش‌بس دو هفته‌ای که دونالد ترامپ آن را مشروط به «بازشدن کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز» کرده بود، دقیقاً همین باشد: به اذعان ناظران مستقل و مقامات منطقه‌ای، تنگه در عمل باز نشده است.

بر اساس داده‌های ردیابی دریایی، روز چهارشنبه تنها چهار کشتی از تنگه هرمز عبور کردند که هیچ‌کدام نفت‌کش نبود. این رقم نه تنها چشمگیر نیست، بلکه حتی از روز قبل از اعلام آتش‌بس نیز کمتر است. روند روبه‌توقف تا روز پنجشنبه نیز ادامه یافت؛ در آن روز فقط هفت کشتی از تنگه عبور کردند که نشان‌دهنده کاهشی حدود نود درصدی نسبت به ترافیک عادی این آبراه حیاتی است. در چنین شرایطی، سلطان الجابر، رئیس شرکت ملی نفت ابوظبی در اظهارنظری کوتاه گفت: «اجازه دهید روشن بگویم، تنگه هرمز باز نیست.»

در تحولی راهبردی که پیامدهای عمیقی برای اقتصاد جهانی و معادلات انرژی خواهد داشت، جمهوری اسلامی ایران نه تنها کنترل خود بر تنگه هرمز را حفظ کرده، بلکه هم اکنون اعمال عوارض عبوری بر کشتی‌های ترانزیتی را نیز آغاز کرده است. این اقدام که به گفته کارشناسان، عملاً با سکوت یا تأیید ضمنی دولت دونالد ترامپ مواجه شده، روندی را رقم می‌زند که به جای تضعیف، دولت ایران را ثروتمندتر و ریشه‌دارتر می‌کند. تا پایدار ماندن این وضعیت، قیمت نفت در سطوح بالا تثبیت خواهد شد و اقتصاد جهان بار سنگین این جنگ پرهزینه واشنگتن را بر دوش خواهد کشید.

باید گفت آنچه دولت دونالد ترامپ با راه اندازی «کارزار حداکثر فشار» علیه جمهوری اسلامی ایران در پی آن بود، نه تنها محقق نشد، بلکه در عمل به سناریویی ختم گردید که واشنگتن صرفاً شاهد تعویض یک رهبر ارشد با رهبری دیگر بود. اما فراتر از این تغییر نسلی، ترامپ در هیچ یک از اهداف کلان اعلامی خود نظیر برچیدن برنامه هسته ای ایران، انهدام زرادخانه موشک های بالستیک یا از هم پاشیدن شبکه متحدان منطقه ای تهران به نتیجه نرسید. در چنین شرایطی، ادامه حملات اسرائیل به حزب الله لبنان حتی پس از اعلام آتش بس، گویای آن است که معادلات منطقه ای هنوز به سمتی حرکت نکرده که بتوان آن را «تسلیم بی قیدوشرط» تهران تفسیر کرد.

از اکونومیست تا فاکس نیوز؛ اجماع جهانی بر یک حقیقت: بازنده بزرگ جنگ کیست

در ارزیابی هزینه‌های راهبردی کارزار دونالد ترامپ علیه ایران، ابعاد پنهان فاجعه‌بارتر از تلفات انسانی و بودجه‌های اعلام‌شده پنتاگون است. خسارات واردشده به تأسیسات نظامی آمریکا، زیرساخت‌های نفت و گاز و اماکن غیرنظامی در کشورهایی نظیر بحرین، عراق، اسرائیل، کویت، عمان، قطر، عربستان و امارات، رقم‌هایی به مراتب بالاتر را به خود اختصاص داده است. به اینها باید اختلال گسترده در زنجیره‌های تأمین جهانی، مسیرهای ترافیک هوایی و تحلیل رفتن ذخایر راهبردی پدافند هوایی و مهماتی را افزود که جانشینی برای آنها به آسانی میسر نیست. با این حال، هزینه‌های بلندمدت و ناملموس، شاید عمیق‌تر و پایدارتر باشند: تیرگی روابط با متحدان سنتی در آسیا و اروپا که حاضر به همراهی با جنگ ترامپ نشدند و مهم‌تر از همه، فرسایش تدریجی تصویر آمریکا به مثابه رهبری سنجیده و عاقل در نظم جهانی.

تعجبی ندارد که جایی که ترامپیست‌ها پیروزی می‌بینند، بقیه جهان نمی‌بینند. نمونه‌ای از عناوین روزهای اخیر: «دونالد ترامپ بزرگترین بازنده جنگ است» (اکونومیست). «هیچ برنده‌ای وجود ندارد: آمریکا و ایران وارد آتش‌بس شکننده‌ای می‌شوند» (فایننشال تایمز). «جنگ ترامپ با ایران، آمریکا را در برابر دشمنان تضعیف‌شده نشان می‌دهد» (بلومبرگ). «چرا آتش‌بس آمریکا و ایران به عنوان یک شکست برای دونالد ترامپ دیده می‌شود» (ساوت چاینا مورنینگ پست). حتی فاکس نیوز، که به ترامپ نزدیک است، گرافیک بزرگی نشان داد که اهداف برآورده‌نشده مختلف رئیس‌جمهور در جنگ را فهرست می‌کرد، در حالی که یک مجری اعلام کرد: «ما به هیچ یک از آن اهداف نرسیده‌ایم.» ابرقدرت‌ها به ندرت چنین آسیب سریع و شرم‌آوری به خود وارد می‌کنند. جنگ ویتنام نزدیک به دو دهه طول کشید. جنگ عراق نزدیک به نه سال ادامه یافت. اما این عمل خودآزاری فقط سی و هشت روز به طول انجامید.

شاید کم‌تعجب‌ترین نتیجه در کل معادلات راهبردی خاورمیانه، سرانجامِ بدِ ماجراجویی نظامی دونالد ترامپ علیه ایران بود. این سناریو سال‌ها پیش از این، بارها روی میز کارشناسان امنیتی و نظامی شبیه‌سازی شده بود و عواقب قابل‌پیش‌بینی آن، همچون کابوسی تکرارشونده، در انتظار هر رییس‌جمهوری آمریکا بود که وسوسه رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی را به سر بپروراند. شاید به همین دلیل بود که هفت تن از پیشینیان ترامپ در کاخ سفید  از جیمی کارتر و رونالد ریگان گرفته تا جرج اچ. دبلیو. بوش، بیل کلینتون، جرج دبلیو. بوش، باراک اوباما و حتی جو بایدن هرگز پای در این وادی نگذاشتند.

از شعار «جنگ جدید راه نمی‌اندازم» تا فرمان نابودی تمدن باستانی ایران

نکته عجیب تر در این ماجرا آنجا خود را نشان می‌دهد که دونالد ترامپ همان سیاستمداری که شعار «جنگ جدید راه نخواهم انداخت» سرلوحه کارزار انتخاباتی‌اش بود سرانجام فرمان چنین رویارویی نظامی‌ای را صادر کرد. به باور ناظران، وی گرفتار همان توهم رایج در میان خودکامگان شده بود: تصور دستیابی به پیروزی‌ای سریع و تقریباً بدون هزینه بر دشمنی که از پیش تضعیف پنداشته می‌شد.

گزارش اخیر جاناتان سوان و مگی هابرمن، دو روزنامه‌نگار تایمز، از جزئیات اتاق وضعیت و نحوه تصمیم‌گیری ترامپ برای آغاز جنگ، تصویری تکان‌دهنده ارائه می‌دهد: هیچ کس در کابینه جرات نکرد فرضیات غلط او را به چالش بکشد. خواندن این گزارش، ناخواسته تداعی‌گر ولادیمیر پوتین در آستانه حمله به اوکراین در سال ۲۰۲۲ است؛ زمانی که برای ژنرال‌هایش یونیفرم‌های رژه بسته‌بندی کرده بود تا در میدان کیف به تن کنند. چاپلوسان، هرگز برنامه‌ریزان موفقی برای جنگ نیستند. سوال اینجاست: مقصر این شکست پیت هگست است یا ترامپ؟ آن همه مداخله الهی و آن سیزده هزار حمله‌ای که رهبران آمریکایی به آن مباهات می‌کردند، چرا نتوانست آنها را برای شکست ایران آماده کند؟

شرم‌آورترین فصل از این جنگ، اما نه در میدان نبرد، که در کاخ سفید رقم خورد. آنچه نتیجه را تا این حد فاجعه‌بار کرد، رفتار خود ترامپ در طول منازعه بود. نه فقط انبوه دروغ‌ها و پنهان‌کاری‌های مستمر درباره علت شروع جنگ و اهداف پنهان آن، بلکه فراتر از همه، نمایشی از قدرتِ دیوانه‌وار و بی‌مسئولیت آمریکایی که او به جهان عرضه کرد. هفته‌ها، تا آن تهدید صبح سه‌شنبه برای «نابودی تمدن باستانی ایران»، رئیس‌جمهور مرگ و ویرانی را با زننده‌ترین شکل ممکن جشن گرفت، از رنجی که آزاد کرده بود به سادگی عبور کرد و ارتش قدرتمند آمریکا را به ارتکاب جنایات جنگی علیه غیرنظامیان ترغیب نمود. در سراسر جهان، این پرسش در اذهان نقش بست: چگونه ممکن است قدرتمندترین مرد جهان ناگهان از مدار عقل خارج شود؟

واقعیت تلخی که آمریکایی‌ها پس از یک دهه ناگزیر از پذیرش آن هستند این است: آنچه در این جنگ دیدیم، یک «ترامپ جدید» نبود، بلکه همان «ترامپ بسیار قدیمی» بود. شکست، جنون او را تعدیل نخواهد کرد. هیچ بازدارنده استراتژیکی حتی به بزرگی فاجعه ایران قادر به شرمسار کردن او نیست. ترامپ که از شکست عبرتی نیاموخته بود، صبح پنجشنبه در شبکه‌های اجتماعی به انتشار محتوای زننده‌ای درباره «فتح بعدی» ارتش آمریکا مشغول بود. برای او، ناتوانی در دستیابی به اهدافی که خودش در جنگی به انتخاب خودش اعلام کرده بود، فقط یک اشتباه دیگر در دفترچه حساب‌هایش است. مردی که یک عمر اشتباهات فاجعه‌بار مرتکب شده و با این حال دو بار به ریاست‌جمهوری رسیده است، مثل همیشه با این قضیه برخورد خواهد کرد.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات