ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۲۰۶۳

چرا ۱۴ ساعت گفتگو در اسلام‌آباد به نتیجه نرسید؟

چرا ۱۴ ساعت گفتگو در اسلام‌آباد به نتیجه نرسید؟

مذاکرات ۱۴ ساعته ایران و آمریکا در اسلام‌آباد با حضور عراقچی، قالیباف، ویتکاف و کوشنر، با تمرکز بر تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای، بدون پیشرفت ملموس پایان یافت. اسرائیل گره کور توافق ارزیابی می‌شود. چین نیز به‌عنوان «ناظر فعال» تهران را به آتش‌بس ترغیب کرد، اما از نقش ضامن توافق خودداری نمود.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- در پشت صحنه نخستین روز مذاکرات ایران و ایالات متحده در اسلام‌آباد، تصویری پیچیده از گفت‌وگوهای فشرده آشکار شده است؛ مذاکراتی که تا ساعات اولیه بامداد یکشنبه ادامه یافت و به گفته منابع، از مهم‌ترین و سنگین‌ترین گفت‌وگوهای دو طرف پس از بیش از یک ماه درگیری نظامی مستقیم به شمار می‌رود.

به گزارش فرارو و بر اساس گزارش روزنامه نیویورک تایمز ، این نشست‌ها بیش از ۱۴ ساعت به‌طور پیوسته ادامه داشته و طولانی بودن آن نشان‌دهنده حجم بالای اختلافات و مسائل حل‌نشده میان دو طرف است؛ در شرایطی که هنوز خطوط قرمز حساس به‌ویژه در پرونده هسته‌ای ایران و وضعیت آینده تنگه هرمز پابرجا مانده‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که گفت‌وگوها صرفاً به جلسات رسمی محدود نبوده و به مذاکرات فنی میان کارشناسان نیز گسترش یافته است.

تبادل پیام‌ها از طریق میانجی‌گران پاکستانی تا بامداد ادامه داشته و نشان می‌دهد که کانال‌های ارتباطی حتی در غیاب پیشرفت ملموس، همچنان فعال باقی مانده‌اند.

تنگه هرمز؛ اختلاف در سایه آتش‌بس شکننده

در سطح هیئت‌های مذاکره‌کننده، حضور چهره‌های برجسته آمریکایی از جمله استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ و جرد کوشنر به‌عنوان مشاور نزدیک او مورد توجه قرار گرفته است. در سوی مقابل، هیئت ایرانی به ریاست عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در این مذاکرات حضور داشته است. یکی از نکات کم‌سابقه این دور از گفت‌وگوها، اشاره به دیدار مستقیم میان مقامات ارشد دو طرف پس از دهه‌ها قطع ارتباط رسمی است؛ موضوعی که نشان‌دهنده سطح اضطرار و تغییر شرایط ناشی از جنگ اخیر میان دو کشور ارزیابی می‌شود.

این مذاکرات در فضایی بسیار حساس برگزار می‌شود؛ فضایی که تنها چند روز پس از حملات گزارش‌شده آمریکا و اسرائیل و افزایش تنش‌های منطقه‌ای شکل گرفته و همزمان نگرانی‌ها درباره احتمال تشدید درگیری در نقاطی مانند لبنان و خلیج فارس را افزایش داده است.

در همین چارچوب، پرونده تنگه هرمز همچنان به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین و پیچیده‌ترین نقاط اختلاف باقی مانده است. تهران بر استفاده از این گذرگاه به‌عنوان اهرم فشار تأکید دارد، در حالی‌که واشنگتن بر تضمین آزادی کشتیرانی اصرار می‌ورزد؛ شکافی که به‌نظر می‌رسد فعلاً قابل پر شدن نیست.

همزمان، گزارش‌هایی از تحرکات نظامی نیز منتشر شده است. در حالی‌که وزارت دفاع آمریکا از آغاز عملیات مین‌روبی در تنگه هرمز خبر داده، منابع ایرانی این تحرکات را رد کرده‌اند. از سوی دیگر، اظهارات منتسب به سپاه پاسداران درباره محدودیت عبور کشتی‌های جنگی، بر حساسیت بالای وضعیت افزوده است.

با وجود اعلام یک آتش‌بس موقت دو هفته‌ای، فضای کلی همچنان شکننده توصیف می‌شود و ناظران هشدار می‌دهند که هرگونه تشدید تنش در جبهه‌های دیگر، به‌ویژه در لبنان، می‌تواند روند مذاکرات را به‌طور کامل تحت تأثیر قرار دهد.

اسرائیل؛ گره کور توافق آمریکا و ایران

گیدئون رز، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در مقاله ای در نشریه فارن افرز با عنوان «چرا آتش‌بس با ایران پابرجا خواهد ماند؟» استدلال می کند که آتش بس میان ایالات متحده و ایران  نتیجهٔ بن بست راهبردی و منطق کاهش هزینه‌هاست. او جنگ را مشابه «حراج دلاری» توصیف می کند که در آن هر دو طرف به دلیل هزینه های فزاینده و ترس از تشدید تنش بی حاصل، به پذیرش آتش بس رو آورده‌اند.

تهدید ترامپ به نابودی گسترده ایران یک بلوف حساب شده بود، زیرا حملهٔ همه جانبه هزینه های گزافی برای آمریکا و متحدانش داشت و ایران نیز توانایی ضربه زدن به زیرساختهای نفتی خلیج فارس را حفظ کرده بود. بنابراین، هر دو طرف از آستانهٔ جنگ تمام عیار عقب نشینی کردند.

گیدئون رز در ادامه مقاله تاکید کرد: محتمل ترین نتیجه، ترکیبی از امتیازدهی محدود و به تعویق انداختن موضوعات دشوار است: ایران احتمالاً توان هسته ای محدودی حفظ می کند، برخی تحریم ها لغو می شوند و ترتیب جدیدی برای تردد در تنگه هرمز برقرار می شود که به نفع ایران خواهد بود. با این حال، مسائل کلیدی مانند برنامه موشکی و نفوذ منطقه ای ایران حل نمی شوند.

نویسنده در ادامه تاکید می کند: پیچیدگی اصلی، نقش اسرائیل است که خواستار تداوم عملیات علیه حزب الله و توقف ایران است، در حالی که آمریکا میان مهار ایران و مدیریت اسرائیل گرفتار شده است. با این حال، به دلیل هزینه‌های سرسام آور جنگ، هیچ کدام از طرفین اجازه نمی‌دهند اختلافات با اسرائیل، توافق اصلی آمریکا و ایران را از بین ببرد. در نتیجه، جنگ به اهداف حداقلی نظامی آمریکا دست می یابد، اما اهداف راهبردی بلندمدت آن محقق نمی شود.

بازی حاصل جمع صفر بدون برنده قاطع

نشریه فارن افرز در تحلیلی درباره توافق آتش‌بس ۷ آوریل میان واشنگتن و تهران، این توافق را نه یک تصمیم سیاسی مقطعی، بلکه نتیجه‌ای «اجتناب‌ناپذیر» از ساختار فرسایشی و پیچیده درگیری میان دو طرف توصیف کرده است؛ وضعیتی که به باور این نشریه، ادامه جنگ را فاقد هرگونه دستاورد استراتژیک جدید کرده بود.

این مجله تأکید می‌کند که آتش‌بس حاصل یک «تحمیل ساختاری» بر تصمیم‌گیرندگان در هر دو کشور است؛ به‌گونه‌ای که رهبران ناچار شدند در نهایت منطق ضرورت سیاسی و هزینه‌های فزاینده جنگ را بپذیرند. در این چارچوب، توافق کنونی نه یک انتخاب، بلکه خروجی طبیعی رسیدن به نقطه اشباع در جنگ توصیف شده است.

فارن افرز با استفاده از استعاره «بازی شطرنج»، جنگ را وارد مرحله‌ای نهایی توصیف می‌کند؛ مرحله‌ای که در آن بازیگران، به سمت طراحی توافق‌های حداقلی حرکت می‌کنند.

این تحلیل همچنین بر مفهوم «بازدارندگی متقابل» تأکید می‌کند؛ وضعیتی که در آن ترس از واکنش تلافی‌جویانه، استفاده از توان نظامی گسترده را محدود کرده و طرفین را به عقب‌نشینی تدریجی به سمت دیپلماسی سوق داده است. به باور این مجله، یکی از عوامل تثبیت آتش‌بس، هزینه‌های سنگین سیاسی و اقتصادی جنگ برای هر دو طرف بوده است؛ هزینه‌هایی که ادامه درگیری را عملاً غیرقابل‌تحمل کرده و نوعی توازن شکننده را جایگزین تقابل مستقیم کرده است.

در همین راستا، تحلیل فارن افرز تأکید دارد که واشنگتن در برآورد اولیه خود از جنگ دچار خطای محاسباتی شده، زیرا انتظار یک رویارویی سریع و کم‌هزینه را داشت، اما با مقاومت و واکنش‌های ایران، درگیری به سطحی فرسایشی و پرهزینه تبدیل شد. این نشریه در ادامه از وضعیت جنگ به‌عنوان نوعی «بازی با حاصل جمع صفر» یاد می‌کند که در آن هیچ‌یک از طرفین قادر به تحمیل اراده نهایی خود بر دیگری نیستند.

در بخش دیگری از تحلیل، فارن افرز پیش‌بینی می‌کند که مذاکرات پیش‌رو در پاکستان احتمالاً به‌جای حل ریشه‌ای اختلافات به سمت «مدیریت بحران» حرکت خواهد کرد؛ رویکردی که هدف آن حفظ ثبات نسبی و جلوگیری از بازگشت به جنگ است نه دستیابی به صلح پایدار. همچنین این مجله به نقش تنش‌های منطقه‌ای، از جمله موضع اسرائیل، به‌عنوان یکی از موانع مهم در مسیر توافق اشاره می‌کند، اما در عین حال تأکید دارد که ملاحظات مربوط به ثبات بازار جهانی انرژی احتمالاً بر بسیاری از اختلافات سیاسی غلبه خواهد کرد.

چین در سایه آتش‌بس ایران و آمریکا؛ میان میانجی‌گری محتاطانه و آزمون ژئوپلیتیکی

در حالی‌که مذاکرات آتش‌بس در خاورمیانه وارد مرحله‌ای حساس شده است، نقش چین به‌عنوان بازیگری کلیدی اما محتاط، بیش از پیش مورد توجه تحلیلگران بین‌المللی قرار گرفته است؛ نقشی که همزمان جنبه‌های دیپلماتیک، اقتصادی و راهبردی را در بر می‌گیرد. پکن تحولات مربوط به آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده را نه صرفاً یک بحران منطقه‌ای، بلکه یک «آزمایش ژئوپلیتیکی» برای سنجش ظرفیت‌های آینده خود در رقابت‌های جهانی، از جمله در پرونده تایوان، تلقی می‌کند.

در همین چارچوب، گزارش‌ها حاکی از آن است که چین در مقطع اولیه شکل‌گیری آتش‌بس، نقش فعالی در ترغیب تهران به پذیرش توافق ایفا کرده است. به نقل از یک مقام پاکستانی، «امیدها در حال از بین رفتن بود، اما چین مداخله کرد و ایران را به پذیرش آتش‌بس اولیه متقاعد ساخت». همچنین گفته می‌شود وانگ یی، وزیر خارجه چین در روزهای منتهی به توافق، تماس‌های دیپلماتیک گسترده‌ای با طرف‌های منطقه‌ای برقرار کرده است.

با این حال، سطح و عمق نقش‌آفرینی چین همچنان محل تردید است. برخی منابع دیپلماتیک تأکید دارند که پکن از پذیرش نقش «ضامن توافق» خودداری کرده؛ نقشی که نه‌تنها مستلزم میانجی‌گری، بلکه نیازمند تضمین اجرای توافق و اعمال فشار بر ناقضان آن است. این رویکرد نشان می‌دهد که چین همچنان تمایلی به ورود به تعهدات امنیتی مستقیم در بحران‌های پیچیده ندارد.

از منظر اقتصادی، اهمیت منطقه برای پکن غیرقابل انکار است. چین یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان نفت از ایران است و بخش قابل توجهی از انرژی وارداتی آن نیز از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند؛ مسیری که هرگونه بی‌ثباتی در آن می‌تواند بر اقتصاد جهانی و به‌ویژه اقتصاد چین تأثیر مستقیم بگذارد. با این حال، گزارش‌ها نشان می‌دهد که پکن با تکیه بر ذخایر استراتژیک، تنوع منابع انرژی و توسعه انرژی‌های جایگزین، تا حدی از این آسیب‌پذیری مصون شده است.

در نهایت، جمع‌بندی تحلیل‌ها نشان می‌دهد که چین در این بحران بیش از آن‌که یک بازیگر مداخله‌گر باشد، در موقعیت «ناظر فعال» قرار دارد؛ کشوری که هم‌زمان محاسبه می‌کند، از منافع اقتصادی خود محافظت می‌کند و تلاش دارد از گرفتار شدن در تعهدات امنیتی پرهزینه اجتناب کند. با این حال، نتیجه این بحران می‌تواند تعیین کند که آیا پکن قادر خواهد بود نقش جهانی خود را به سطحی بالاتر ارتقا دهد یا همچنان در چارچوب محدودیت‌های ژئوپلیتیکی باقی خواهد ماند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات