در خاطرات ناصرالدین شاه آمده است: شخصی که رئیس کمپانیهایی است که در کارون باید کار بکنند آمد اجازه خواست خطبه بخواند، به ملکم فرمودیم بپرس مختصر است یا مطول؟ همینکه ملکم پرسید بیاختیار تمام مردم خندیدند، ما هم زیاد خندیدیم، مردم همچو تصور میکردند که منظور ما این بود که خطبه خواندید جواب دادیم، دیگر چونهدرازی چه میکنی؟ مردیکه خیلی خفیف شد...