وقتی ما رفتارهای زشت او را برای پدرمان بازگو میکردیم دیگر آرامشی در خانه نداشتیم چرا که باید منتظر کتکهای نامادری مان میماندیم. هنوز دو سال بیشتر از ازدواج پدرم نگذشته بود که ماجرای اعتیاد نامادری ام لو رفت، اما او در همین مدت موفق شده بود پدرم را نیز به دام اعتیاد بکشاند.