خانمی با یک کیسه پول آمده بود که زیر لباسهایش پنهانش کرده بود. پرسیدند این پولها برای چیست؟ بهزحمت و با فارسی و عربی فهماند که «نگذاشتند برای آقا سوغات بیاوریم. در هتل گفتند هیچ چیز نمیتوانید با خودتان ببرید. اینها را آوردیم که به جای سوغات به آقا بدهیم!»