ایران مذاکره را پذیرفت و جالبتر اینکه هم سطح آن را بالاتر برد و هم مستقیم انجام داد. شاید از ابتدا هم میدانستند به نتیجه نمیرسند. پس نفی مذاکره هیچ نتیجهای ندارد جز اینکه خود را در موضع ضعیفتر قرار میدهید.
۱۶۱۶ مطلب
ایران مذاکره را پذیرفت و جالبتر اینکه هم سطح آن را بالاتر برد و هم مستقیم انجام داد. شاید از ابتدا هم میدانستند به نتیجه نمیرسند. پس نفی مذاکره هیچ نتیجهای ندارد جز اینکه خود را در موضع ضعیفتر قرار میدهید.
فعال رسانهای معتقد است تداوم جنگ تامین این اهداف را از دسترس دورتر میکند. در این وضعیت در عمل قانون به معنای دقیق آن تعلیق میشود و امور کشور صرفا با اتکا به قوانین و نهادها اداره نمیشود. امروز بیش از هر چیز به اراده قدرت حاکمه و تصمیمش برای خروج از این وضعیت نیاز است.
تهدیدات اخیر ترامپ مبنی بر به عصر حجر بردن ایران عزیز و زدن موارد بیشتری از زیرساختهای ملی ما، جنگ را وارد مرحله خطیری کرده است. باید اذعان کرد که متأسفانه هماکنون نیز جهان وارد عصر حجر شده است، چرا که ویژگی این عصر فقدان اخلاق، فقدان قانون، فقدان تعهدات بینالمللی و نفی هر گونه ضابطه سیاسی و عقلانی است که ترامپ نماد اصلی آن است.
جوامعی که جوانانش زیست دیجیتال پیدا کردهاند، ولی آموزش، سیاست، رسانه، قانونگذاری و اقتصاد همچنان آنالوگ و سلسلهمراتبی است شکاف نسلی بیشتر است. جایی که آموزش لزوما به شغل منجر نمیشود، شایستگی به پاداش نمیرسد و رابطه جای فرصت را بگیرد، شکاف نسلی سیاسیتر و عمیقتر است.
عباس عبدی درباره دلیل زمینگذاشتن قلمش گفت: «چه بنویسم؟ برای که بنویسم؟ اگر تا کنون مینوشتم به امید اصلاح بود اما اکنون احساسم این نیست که ارادهای برای اصلاح وجود داشته باشد.»
عباس عبدی در آخرین یادداشتی که روز ۲۲ دیماه در روزنامه اعتماد منتشر کرد، خبر داد که «این آخرین نوشته مطبوعاتی من خواهد بود.»
هیچ چیز بیش از بیتوجهی مفرط به آموزش عمومی نهاد آموزش و پرورش را ضربهپذیر نکرده است. یک دلیل اصلی این بیتوجهی که آموزش عمومی را یتیم کرده، وجود مدارس غیرانتفاعی و نمونه دولتی، تیزهوشان و… است که آموزش را به معنای کامل طبقاتی کرد.
به دلیل ممانعت از انجام اعتراضات قانونی در ایران همه اعتراضات از این ظرفیت برخوردار میشوند که به اعتراضات سیاسی با شعارهای کلان و براندازانه بدل شوند.
عباس عبدی، پژوهشگر و فعال سیاسی، مهمان این قسمت از برنامه «زوم» بود. در این گفتوگو تلاش شد نگاهی جامع به وضعیت جامعه و حاکمیت در ایران انداخته شود.
به نظر میرسد که حکومتهای قدیمی درکی معقولتر از ویژگیهای جامعه خود داشتند، به همین دلیل شاهد سلسلههای چند صدساله هستیم. چون درک آنان از جامعه تجربی و طبیعی بود و به علت روند آهسته تحولات و تغییرات اجتماعی، این درک از نسلهای قبلی به بعدی منتقل میشد.