سعید حجاریان طی یادداشتی با تشریح وضعیت سیاسی آمریکا و عملکرد ترامپ، و سپس تحلیل جامعه ایران تاکید کرد: در ساحت سیاستورزی و فعالیت مدنی سلطه کلیک جامعه را در مثلث مخرب «دشنام، بهتان، سکوت» محصور خواهد کرد.
۱۴۰ مطلب
سعید حجاریان طی یادداشتی با تشریح وضعیت سیاسی آمریکا و عملکرد ترامپ، و سپس تحلیل جامعه ایران تاکید کرد: در ساحت سیاستورزی و فعالیت مدنی سلطه کلیک جامعه را در مثلث مخرب «دشنام، بهتان، سکوت» محصور خواهد کرد.
سعید حجاریان با ارجاع به تحولات اخیر و نقش افرادی مانند کوشنر و ویتکاف مینویسد گرایش سلطانی اکنون تقویت شده است. وی تأکید میکند تناقضگوییهای ترامپ درباره سیاست خارجی، از جمله ایران، را نباید صرفاً مقولهای روانشناختی دید یا برای مصرف داخلی دانست، بلکه باید آن را نشانه تغییری عمیقتر در ماهیت نظام سیاسی امریکا تلقی کرد.
سعید حجاریان گفت: متأسفانه ما در مثلث پیچیدهای محصور شدهایم. ضلع اول، موجودیتی بهنام اسرائیل است که با تمام توان به فکر افقزدایی از جامعه ماست. ضلع دوم، دولت دونالد ترامپ است که فشارهای خویش را حداکثری کرده و ضلع سوم مثلث اما در داخل است. ما با حاکمیتی مواجه هستیم، که افق اصلاحات درونزا را مسدود کرده و هیچ نشانهای از تغییرات ملموس و مفید نشان نمیدهد.
نظریهپرداز و فعال سیاسی معتقد است وضعیت وخیم حوزه سیاست در ایران را میتوان «موجسواری تئوریک» نام نهاد. این موجسواری برآمده از درک نامناسب شرایط اجتماعی، و مشخصاً عدول از چارچوببندیهایِ افقبخش نظیر «طبقه»، «منزلت» و «قدرت» است.
نظریهپرداز و فعال سیاسی اصلاحطلب با تأکید بر اینکه «درباره آمریکا و مسئله مذاکره باید فعالانه برخورد کرد»، گفت: «دلیلی برای نفی مذاکره همهجانبه و مستقیم وجود ندارد. اگر در مذاکره فعالانه برخورد شود، اولاً ایده مذاکره تحمیلی و طراحیشده شکست میخورد و ثانیاً، ایران میتواند از وضعیت انفعال خارج شود.»
تئوریسین اصلاحطلب با بیان اینکه «درباره امریکا و مسئله مذاکره باید فعالانه برخورد کرد. دلیلی برای نفی مذاکره همهجانبه و مستقیم وجود ندارد»، گفت: «اگر در مذاکره فعالانه برخورد شود، اولاً ایده مذاکره تحمیلی و طراحیشده شکست میخورد و ثانیاً، ایران میتواند از وضعیت انفعال خارج شود.»
ما در درجه اول با وضعیت غیبت دولت مواجه شدهایم؛ دولتی که نتوانسته است چه در قالب سیاستهای کلان رفاهی و چه در قالب تورهای محافظ، ابدان و اذهان شهروندان را برای ادامه زندگی بهنجار متقاعد کند یعنی، بهتعبیر فوکویی دولتمندی (governmentality) خود را از کف داده است.
مشاور سیاسی دولت خاتمی هشدار میدهد و نگران است که تداوم مسیر ضدسیستمی بودن در عرصه جهانی، «کاهش توان چانهزنی ایران» را نتیجه دهد. او معتقد است «ماهیت ضدسیستمی شاید در موارد و مقاطعی بهمثابه اجزای دکترین بازدارندگی تعریف و تفسیر شده باشد، اما نهتنها واجد این خاصیت نبوده، بلکه کشور را بهسرعت از مزایای سیستم جهانی محروم کرده است.»
تأسیس وزارت اطلاعات در ۴۰ سال قبل از جنبههای گوناگون قابل توجه است. گفتار حاضر طبعا به عملکرد نپرداخته و سراغ نکات تاریخی و مدیریتی رفته است و این که شهریور هم ۴۰ سالگی تأسیس آن اعلام شده بود
تئوریسین جریان اصلاحات معتقد است «جامعه امروز ایران با یک پیشرفت عظیم و بهموازات آن یک پسرفت قابل توجه دست به گریبان شده است: از یک سو، تا بدانجا پیش رفتهایم که جامعه بهواسطه دغدغه و کنجکاوی خود دائماً در معرض تغذیه اطلاعاتی است، به خودبسندگی رسیده و قابلیت تحلیل بهدست آورده است؛ از سوی دیگر، همین جامعه با چنین مختصاتی، بهدلیل خروج از معیارهای متعارف «دموکراسی» و «ملت- دولت» در مسائل متعددی به نقطه غلیان رسیده است.»