ترنج

جامعه ایران

۹۳ مطلب

  • آیا در وضعیت تعلیق کنونی اقبالی برای ایجاد پیوندهای فکری و انسانی وجود دارد؟ پاسخ واقع‌بینانه به این پرسش‌ها منفی است. شاید چیزی شبیه معجزه بتواند امیدواری و همدلی را بازگرداند. طرفه اینکه جامعه ایران همواره از این دوره‌ها با معجزاتی عبور کرده است. شاید آغاز راه دست‌شستن و قطع امید از چهره‌های سیاسی و نخبگان دولتی است.

  • نعمت الله فاضلی می گوید: «جنگ توانست تا حد زیادی و به‌طور آشکار و معناداری بخشی از شکاف‌ها و گسست‌ها را کاهش دهد یا بپوشاند، اما این وضعیت، پیامد شرایط جنگی است.» نعمت‌الله فاضلی جامعه ایران را حاصل فرآیند طولانی مدرن‌شدن در ایران می‌داند و معتقد است که برای فهم وضعیت امروز جامعه، باید این مسیر تاریخی در نظر گرفته شود.

  • «ایران امروز نه در آستانه فروپاشی فوری، بلکه در وضعیت «دوام بحران‌مند» قرار دارد»؛ این توصیفی است که عباس نعیمی جورشری، جامعه‌شناس، از مختصات امروز ایران ارائه می‌دهد؛ وضعیتی که در آن ساختار سیاسی و اجتماعی همچنان پابرجاست، اما تداوم بحران‌های اقتصادی، فرسایش طبقه متوسط، کاهش اعتماد عمومی و ناامنی روانی، جامعه را با هزینه‌های فزاینده‌ای روبه‌رو کرده است.

  • وقتی ذهن فرد به طور مستمر درگیر تامین اجاره مسکن، شهریه مدرسه، هزینه درمان یا حتی خرید اقلام روزمره باشد، انرژی روانی او برای خلاقیت، برنامه‌ریزی بلندمدت و ارتقای مهارت‌ها کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی، افراد به جای نگاه راهبردی به آینده، درگیر مدیریت بحران‌های روزمره می‌شوند. این وضعیت به فرسایش سرمایه انسانی می‌انجامد.

  • قطبی‌گرایی شدید علاوه بر تضعیف گفت‌وگو، باعث آسیب به انسجام اجتماعی و افزایش خشونت نمادین نیز می‌شود. مرزبندی‌های دوگانه میان اقشار، طبقات و گرایش‌های مختلف، به تدریج جنبه‌های هویتی و احساسی پیدا کرده و افراد جامعه را در قالب دو یا چند قطبِ غیرقابل انعطاف قرار می‌دهد.

  • وقتی فردی مدت‌ها تلاش کرده است، اما به خاطر عواملی که از کنترل او خارج است، به هدف خود نرسیده، احساس می‌کند که دیگر هیچ چیزی در زندگی اش ارزش ندارد. این احساس سرخوردگی می‌تواند به طور جدی بر تصمیمات آینده فرد تاثیر بگذارد.

  • یک جامعه‌شناس، با انتقاد از سیاست‌های فرهنگی و رسانه‌ای دهه‌های اخیر، معتقد است که جامعه ایران با «بحران مرجعیت» روبه‌رو شده است.

  • اگر بنا باشد که چالش های اقتصادی و به طور خاص گرانی در ایران به نحوی ریشه ای مخاطب قرار گیرند؛ باید یک رویکرد عمیق و مورد اجماع نخبگان اقتصادی کشور در دستورکار باشد. رویکردی که البته از حمایت همه جانبه نظام حکمرانی در ایران نیز برخوردار باشد.

  • واقعیت این است که به نظر می‌رسد افراد و گروه‌های که به نام تراستی‌ها فعال هستند؛ اگرچه عامل نظام حکمرانی در مثلاً فروش نفت هستند با این حال گویی حدی از کنش‌گری مستقل را برای خود قائل هستند. این معادله سبب شده تا در روند بازگشت ارز حاصل از صادرات به اقتصاد ایران چالش‌های جدی ایجاد شود و نوسانات اقتصادی چشمگیری رخ دهد.

  • تورم مزمن و بالا در ایران صرفا یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه آثار عمیق و ماندگاری بر روح و روان افراد و کیفیت روابط عاطفی و اجتماعی برجای گذاشته است. هنگامی که قیمت‌ها به‌طور مستمر افزایش می‌یابد و قدرت خرید خانوار کاهش پیدا می‌کند، احساس ناامنی اقتصادی به یکی از پایدارترین تجربه‌های روانی جامعه تبدیل می‌شود. احساسی که مستقیماً بر هیجانات، رفتارها و روابط انسانی اثر می‌گذارد.

تبلیغات