نوشته بود «یک پسر پنجساله به فروش میرسد» یک آگهی چند خطی روي ديوارهاي شهر با یک شماره موبایل.
۴۸۹ مطلب
نوشته بود «یک پسر پنجساله به فروش میرسد» یک آگهی چند خطی روي ديوارهاي شهر با یک شماره موبایل.
بهجای مقدمه نوشتن برای یک یادداشت با موضوعی به این روشنی، مستقیم میروم سراغ سوال اصلی: چرا سراغ توانمندسازی و بهخصوص توانمندسازی زنان رفتیم؟ سادهترین جواب ما این است: چون فکر میکنیم همه ما انسانها بالقوه توانمندیم، فقط باید زمینهای برای پرورش این توانمندیها داشته باشیم...
بر اساس پیش بینی سازمان ملل در طی 50 سال آینده، از هر 3 نفر از مردم جهان یک نفر در مناطق فقیرنشین حاشیه شهرها زندگی خواهند کرد.
یک روزِ یکشنبه بود که انتظار 13ساله آنها تمام شد. قطارها وقتی از تونل بیرون آمدند روبان به سر داشتند.
آبدارچی زن یک شرکت بازرگانی به خاطر سرقت ۷۰ هزار تومان در حالی که در شرکت حبس شده بود با پلیس تماس گرفت. این زن ۳۷ ساله ادعا کرد که به خاطر گرسنگی بچهاش دست به سرقت ۷۰ هزار تومانی پول در ۲ مرحله زده است.
یکی از نشریات خارجی به نام «فارین پالیسی» در مقالهای به بررسی موضوع ریشهکن شدن فقر با استفاده از هتلهای پنج ستاره و کمک بانک جهانی در ارائه وامهای میلیاردی برای ساخت هتلهای مجلل در کشورهای محروم پرداخته است.
فقر و نابرابری دو وزنه سنگینی هستند که وضعیت وخیم اقتصادی در کشورها را نشان میدهند. در چند سال اخیر صحبتهایی درباره فقیرترشدن مردم ایران و ریزش طبقه متوسط رو به پایین به زیر خط فقر به گوش میرسد؛ سخنان نگرانکنندهای که ما را بر آن داشت برای بررسی این مساله به سراغ دکتر حسین راغفر که درباره مساله فقر مطالعات گستردهای را انجام داده است، برویم.
مدیرگروه مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم گفت: از نظر مهارتهای اقتصادی زن در دوران جامعهپذیری در شرایط محروم تری تربیت می شود. نتیجه چنین رویکری زنانه شدن فقر و نتیجه مستقیم چنین وضعیتی زنانهشدن آسیبهای اجتماعی است.
فقر و نابرابری فقط در شهرها و روستاهای دور افتاده نیست. کوره پزخانه های حاشیه پایتخت حکایت از رنج و محنت انسانهایی دارد که عمر خود را پای کوره های آجر می سوزانند و نشان می دهند در بسیاری از زمانها و مکانها یک انسان با یک انسان دیگر برابر نیست.
اخیراً در شبکه های مختلف صدا و سیما کارشناسان فرهنگی و مذهبی در قالب برنامه های مختلف آموزشی و خانوادگی در فضیلت فقر و ضرورت رضایت به تنگدستی به مثابه مشیت و امتحان الهی سخنها سر می دهند. بویژه طی چندسال اخیر که تورم، رکود و بیکاری رشد فزاینده ای داشته است شاهد تبلیغات بیشتری در این زمینه هستیم. به عبارتی رسانه ملی به عنوان رکن چهارم جامعه مدنی که در حقیقت باید صدای مردمی باشد که هیچ تریبون و سخنگویی ندارند، نقشی کاملاً معکوس را عهده دار شده و در حمایت از ساختارهای ناکارآمد اقتصادی و سیاسی،…