ترنج

دختر نوجوان

۷۴ مطلب

  • وی ادامه داد: بنیتا گفت قرار است به زودی همراه بشیر راهی افغانستان شود تا دست پدر و مادرش به او نرسد. با بدست آمدن این اطلاعات چند روز قبل تیمی از مأموران پلیس راهی تهران شدند و بشیر و بنیتا را که در اتاقک نگهبانی ساختمان در حال ساختی که با هم زندگی می‌کردند دستگیر کردند.

  • با تقلید از فرار‌های شبانه «نیکا» به آرامی از خانه بیرون آمدم و سوار خودروی «بهبود» شدم، اما صبح روز بعد زمانی به خود آمدم که دیگر همه هستی و عفتم را از دست داده بودم و ... دیگر شرایط روحی مناسبی نداشتم، ولی بهبود ادعا می‌کرد با من ازدواج می‌کند به همین دلیل ارتباطم را با او ادامه دادم تا این که چند روز پیش فهمیدم که باردار شده ام

  • متهم حتی از دختر نوجوان درخواست کرده بود تا به منزلش برود و با هم برنامه هایی نامناسب داشته باشند و این کار باعث افسردگی و گوشه گیری دختر نوجوان در خانه شده بود و درواقع همین گوشه گیری های دختر نوجوان، پدرش را که به شدت نگران حال او بود متوجه موضوع کرد.

  • رئیس کلانتری ۱۷۳ امین آباد با اشاره به اینکه متهم صاحب زن و دو فرزند است گفت که این راننده تاکسی اینترنتی بیان کرده در آن لحظات دچار وسوسه‌های شیطانی شده و در دام هوس افتاده بوده است.

  • زور و فشار نتیجه ای ندارد هرگاه وارد مشاجره و اعمال فشار بر نوجوان شدید، بدانید که بازنده خواهید شد. اگر در مواردی با نوجوانان اختلاف پیدا کردید، به جای وارد آوردن فشار بکوشید قوانینی وضع کنید که از طریق آن اختلاف های تان را برطرف سازید.

  • دختر ۱۱ ساله که قطرات اشک از چشمان آبی رنگش سرازیر شده بود، نگاهش را به موزاییک‌های کف اتاق دوخت و ادامه داد: پدرم اعتیاد شدیدی به مواد مخدر دارد و همین موضوع زندگی ما را نابود کرده است مادرم چندین بار تلاش کرده تا پدرم اعتیادش را ترک کند، اما زحمات مادرم هیچ فایده‌ای نداشته است و پدرم بعد از مدت کوتاهی دوباره به مصرف مواد روی می‌آورد...

  • در پی طرح موضوع از سوی خانواده آن‌ها در دادسرای جنایی، تحقیقاتی درخصوص ماجرا در شعبه نهم دادسرای جنایی آغاز شد و در گام اول با تحقیقات دقیق‌تر از خانواده مشخص شد آن‌ها شب را در خانه مادربزرگشان گذرانده‌اند و صبح ۴۰۰ هزارتومان پول و تبلتشان را در کوله‌ای گذاشته و مفقود شده‌اند.

  • ترلان نمی‌دانست باید چه واکنشی نشان دهد، اگر همراه مأموران می‌رفت احتمال اینکه او را به خانواده‌اش تحویل دهند زیاد بود اگر هم فرار می‌کرد بیشتر گرفتار می‌شد. در حالی که اشک‌هایش سرازیر شده بود، به ناچار همراه افسر پلیس سوار خودرو شد. وقتی مأموران دریافتند وی از خانه فرار کرده او را تحویل مرکز مشاوره دادند.

  • به‌دنبال اعلام این خبر تحقیقات به دستور بازپرس سجاد منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران آغاز شد و در بررسی‌های صورت گرفته از خانواده دختر 15 ساله مشخص شد که او علاقه زیادی به عکس داشته است.

  • همان روز اول پسردایی ام که حدود 18 سال سن داشت مرا به داخل زیرزمین برد و... اما هنگامی که گریه کنان از زیرزمین بیرون آمدم زن دایی ام متوجه ماجرا شد و من همه اتفاقات را برایش بازگو کردم. او به جای آن که پسرش را سرزنش کند مرا مقصر جلوه داد و تهدید کرد که نباید به کسی چیزی بگویم.

تبلیغات