مهدورالدم یعنی کسی که خونش هدر است و قانون از خون او حمایت نمیکند و کشتن وی قصاص و دیهای نخواهد داشت.
۶۳۰ مطلب
مهدورالدم یعنی کسی که خونش هدر است و قانون از خون او حمایت نمیکند و کشتن وی قصاص و دیهای نخواهد داشت.
دقایقی بعد تیم جنایی پایتخت به سرپرستی محمد شهریاری رئیس دادسرای جنایی تهران و بازپرس دشتبان کشیک ویژه قتل به همراه سرهنگ مسلمی رئیس اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل حادثه شدند. نخستین بررسیها نشان میداد مقتول زنی ۳۶ ساله به نام «میترا استاد» همسر دوم «محمدعلی نجفی» شهردار اسبق تهران بوده که بر اثر اصابت دو گلوله به قلب و دستش به قتل رسیده است.
از پنج سال قبل به خاطر بیکاری با همسرم اختلاف پیدا کردم.تا اینکه همسرم به دادگاه شکایت کرد و درخواست طلاق داد. بعد هم از خانه قهر کرد و همراه سه فرزندم به خانه مادرش که دو کوچه بالاتر از خانه ما بود رفت. خیلی تلاش کردم او و بچههایم را به خانه برگردانم اما موفق نشدم. همسرم مهریهاش را به اجرا گذاشت و در دادگاه درخواست نفقه داد.
در نخستین گام کارآگاهان به بازبینی دوربینهای مداربسته بیمارستان پرداختند. فیلم دوربینهای مداربسته نشان میداد که مرد ناشناس بعد از تحویل پسر مجروح به بیمارستان سوار بر خودرو مینی بوس فیات قرمز رنگ شده که زن جوانی نیز سرنشین آن بوده و از محل متواری شده است.
"من که حال خودم را نمیفهمیدم با او درگیر شدم. او چند سیلی به صورتم زد. میخواستم فرار کنم، اما دیواری راهم را بسته بود، به همین خاطر چاقویی را که در جیب داشتم بیرون آوردم و یک ضربه به گردن مرتضی زدم. همانموقع با موتور فرار کردم، اما چندساعت بعد دوستانم با من تماس گرفتند و گفتند سپهر در بیمارستان جان سپرده است...."
پرونده جوان ایرانی که زنی آمریکایی را به قتل رسانده است پس از تأیید حکم از سوی دیوان عالی کشور به اجرای احکام فرستاده شد و درصورتیکه متهم نتواند رضایت اولیای دم را جلب کند، قصاص خواهد شد.
قصد کشتنش را نداشتم. بعد از اینکه حرفهای نامزدم را شنیدم به سراغ مقتول و دوستش رفتم. با هم صحبت کردیم و موضوع تمام شد. بعد از سه روز رفتم بیرون؛ روز تولدم بود. با دوستانم به آنجا رفتیم و کمی هم مشروب خوردیم. به مناسبت تولدم جشن گرفته بودیم. آنجا بود که موضوع مزاحمت مقتول را برای دوستم تعریف کردم. او گفت که بیا برویم با او صحبت کنیم تا مشکل حل شود. وقتی به سراغ مقتول رفتیم او هم با دوستانش بود. چهار نفر بودند. صحبت ما به دعوا کشیده شد. هم مقتول و هم من چاقو کشیدیم و من ضربهای به…
صبح روز گذشته وقتی متهم برای محاکمه به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران منتقل شد، ادعا کرد اصلا مقتول را نمیشناخت و به درخواست زنی به نام سحر دست به این کار زد.
بعد از گفتههای متهمان و وکلای مدافع آنها با توجه به درخواست اولیایدم مبنی بر قصاص قاتل، قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند و وحید را به اتهام قتل عمدی به قصاص، عمویش را به اتهام معاونت در قتل به ۱۲ سال حبس و فرید را به اتهام یاری وحید به تحمل سه سال حبس محکوم کردند.
متهم گفت: از اتفاقی که افتاده بود، خیلی ترسیدم. بلافاصله از دفتر خارج شدم و چاقو را در یک سطل زباله انداختم و دوباره برگشتم و دیدم مأموران در دفترخانه هستند. خیلی وحشت کرده بودم و نمیدانستم آیا باید واقعیت را بگویم یا نه. از ترس همه چیز را انکار کردم.