آهی میکشد و در نهایت ناراحتی ادامه میدهد: خودم خانه ندارم، ماهی ۶۰۰ هزار تومان کرایه خانه میدهم. درآمد این مغازه کفاف زندگیام را نمیدهد. اگر اینجا ماندهام فقط برای این است که خدای ناخواسته به نامردان محتاج نشوم. روزهایی که دخترانم به خانهام نیایند صبحانه یک لیوان چای شیرین میخورم و ناهار آش میپزم. گاهی همان را برای شام هم میخورم اما بیشتر وقتها شام هم نمیخورم. اما دخترانم که بیایند خودشان برنج و روغن میآورند و غذا درست میکنند.