ترنج

زن جوان

۲۲۰ مطلب

  • «روز حادثه در خیابان مولوی در حال تردد بودم که مقتول را به صورت دربستی به مقصد سبلان سوار خودروام کردم. در طول مسیر که مقتول با تلفن همراهش مکالمه می‌کرد متوجه شدم که طلا و جواهرات به همراه دارد. همین مسأله مرا وسوسه کرد که اقدام به سرقت کنم. برای همین پس از تغییر مسیر به سمت بزرگراه شهید صیاد شیرازی، با مقتول درگیر شدم و در نهایت پس از کشاندن وی به فضای سبز کنار بزرگراه با وارد آوردن چند ضربه به وسیله سنگی بزرگ، او را به قتل رساندم و متواری شدم.»

  • زن جوان در بازجویی‌ها بار دیگر اتهام سرقت را رد کرد و گفت: من حدود سه ماه پیش با این پسر که از خانواده‌ای ثروتمند است، آشنا شدم و با هم نامزد کردیم. بعد از آن من حدود ۶۰ میلیون تومان جهیزیه به خانه او بردم تا با هم زندگی کنیم. از طرفی مبلغ یک میلیون و ۵۰۰ هزار دلار به او پرداخت کردم تا با این پول کار کند و سود آن را به من بپردازد. چون این پسر تاجر بود فکر می‌کردم درآمد خوبی خواهم داشت، اما بعد از مدتی متوجه شدم او کار‌های خلاف انجام می‌دهد. به‌همین‌دلیل تصمیم گرفتم از او جدا شوم

  • سرهنگ سید خالد یوسفی که امروز شنبه در گفت‌وگو با خبرنگاران از این ماجرا خبر داد، افزود: جسد متوفیان برای بررسی بیشتر به پزشک قانونی انتقال داده شده است.

  • بنا به تایید عوامل اورژانس، شخص عابر که خانم ۳۰ ساله ای بود در پی این برخورد جان خود را از دست داده و دو نفر از سه نفر سرنشین پژو نیز که یک مرد ۳۸ ساله و یک خانم ۷۰ ساله بودند

  • گزارش این آدم ربایی کافی بود تا تحقیقات از سوی کارآگاهان پلیس آغاز شود. باتوجه به اطلاعاتی که دختر جوان در اختیار تیم تحقیق قرار داد، مرد ورزشکار خیلی زود بازداشت شد.

  • ابتدا خیلی ترسیدم و ترس عجیبی داشتم فکر نمی‌کردم ماساژور یک مرد باشد، اما آن مرد که «الف» نام داشت با برخوردی مودبانه و با بیان این که ماساژدرمانی هم مانند فیزیوتراپی کاری بسیار تخصصی است مرا متقاعد کرد که ترسی نداشته باشم. او برای جلب اعتمادم اتاق‌ها را نیز نشانم داد که مطمئن شوم شخص دیگری در منزل نیست. اگر چه انتظار نداشتم که در آن خانه با مرد ماساژور روبه رو شوم، اما او با صحبت هایش درباره مزایای ماساژدرمانی از اضطرابم کاست.

  • همچنین فرزند 11ساله زن جوان در تحقیقات به مأموران پلیس گفت: مدتی بعد از اینکه پدرم از خانه رفت، مادرم به ما گفت با او به پشت‌بام برویم، من نرفتم اما مامانم برادر شش‌ساله‌ام را بغل کرد و رفتند و چند دقیقه بعد صدای همسایه‌ها را که شنیدم، من هم بیرون آمدم و دیدم چه اتفاقی افتاده است.

  • فرناز که ثریا نام داشت در تحقیقات انجام شده گفت: به خاطر ناامیدی از داشتن زندگی مرفه و مشکلات زندگی قصد خودکشی داشتم اما با صحبت‌های همکارم از خودکشی منصرف شدم و با راهنمایی‌های او به خانه یکی از دوستانم به نام ثریا رفتم.

  • کارشناسان پلیس فتا درحالی‌که زن جوان تأکید می‌کرد پسر آشنا در این ماجرا نقشی ندارد، با اقدامات فنی و پلیسی موفق به شناسایی عامل این مزاحمت اینترنتی شدند و در عملیاتی غافلگیرانه متهم را که فرهاد نام دارد، دستگیر کردند.

  • وقتی نوبت به دختر مقتول رسید، او گفت: من هیچ کاری نکردم، من پدرم را دوست داشتم. با اینکه او و مادرم از هم جدا شده بودند، اما من آن‌ها را دوست داشتم و هیچ‌وقت راضی به مرگ پدرم نبودم. او گفت: من از هیچ‌کدام از متهمان بازداشتی شکایتی ندارم. به نظر من آن‌ها هیچ کاری نکرده‌اند، اگر فرد دیگری دستگیر شود که پدرم را کشته باشد، خواهان مجازات او هستم.

تبلیغات