ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۴۴۴۱

فریدون مجلسی در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

«تشدید بحران» یا «پذیرش شروط سخت»؛ آمریکا چه می‌خواهد؟

«تشدید بحران» یا «پذیرش شروط سخت»؛ آمریکا چه می‌خواهد؟

رفتار آمریکا در میدان عملا اعتبار مذاکرات را زیر سوال می‌برد. توقیف کشتی ایرانی، ادامه محاصره دریایی و تهدید به حمله به زیرساخت‌های ایران، همگی در حالی رخ می‌دهد که واشنگتن از «تمایل به توافق» سخن می‌گوید. در مقابل، ایران نیز این اقدامات را نشانه‌ای از «تناقض‌گویی» آمریکا دانسته. این وضعیت نشان می‌دهد که مذاکرات فعلی بیشتر یک ابزار تاکتیکی است تا مسیر واقعی برای حل‌وفصل اختلافات.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- در حالی که صحنه میدانی در تنگه هرمز هر روز ملتهب‌تر می‌شود و همزمان زمزمه مذاکرات در اسلام‌آباد به گوش می‌رسد، اما آن چه بیش از هر چیز پررنگ شده است، شکاف عمیق میان «ادبیات دیپلماتیک» و «رفتار عملی» ایالات متحده است؛ شکافی که پاسخ به این پرسش را پیچیده‌تر می‌کند که آیا واشنگتن واقعا به‌دنبال توافق است یا صرفا از مذاکرات به‌عنوان ابزاری در یک راهبرد بزرگ‌تر استفاده می‌کند. پرسش دیگر این است که نقشه واقعی آمریکا چیست و احتمال توافق چیست؟

به گزارش فرارو، فریدون مجلسی، دیپلمات با سابقه و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در گفتگو با فرارو به بررسی شرایط موجود پرداخته است:

آمریکا به دنبال توافق تسلیمی است

فریدون مجلسی به فرارو گفت: «آنچه امروز در روابط ایران و آمریکا جریان دارد، بیش از آنکه یک روند کلاسیک دیپلماتیک باشد، ترکیبی از فشار حداکثری، جنگ محدود و دیپلماسی کنترل‌شده است. اگر به جدیدترین تحولات نگاه کنیم، ایالات متحده عملا یک محاصره دریایی علیه ایران برقرار کرده و حتی دست به توقیف کشتی ایرانی زده است؛ اقدامی که به‌گفته مقامات آمریکایی در راستای اعمال فشار برای وادار کردن تهران به پذیرش شروط واشنگتن صورت گرفته است. این همزمانی «اقدام نظامی» و «دعوت به مذاکره» اتفاقی نیست، بلکه نشان‌دهنده ماهیت واقعی راهبرد آمریکا است. در واقع، نقشه اصلی آمریکا را باید در سه محور خلاصه کرد: مهار کامل برنامه هسته‌ای ایران، محدودسازی قدرت منطقه‌ای تهران و تغییر رفتار یا حتی ساختار قدرت در داخل ایران. شواهد موجود نشان می‌دهد که واشنگتن همچنان بر توقف  غنی‌سازی، مهار برنامه موشکی و قطع حمایت ایران از بازیگران منطقه‌ای تاکید دارد. این‌ها مطالباتی نیست که در قالب یک توافق حداقلی قابل تحقق باشد، بلکه بیشتر به یک «توافق تسلیمی» شباهت دارد.»

وی افزود: «از همین‌جا می‌توان به پرسش دوم رسید: آیا مذاکرات واقعی است؟ پاسخ کوتاه این است که مذاکرات وجود دارد، اما نه به معنای کلاسیک آن. آنچه اکنون در جریان است، بیشتر «مذاکرات تحت فشار» است تا «مذاکرات مبتنی بر بده ‌بستان». رفتار آمریکا در میدان عملا اعتبار همین مذاکرات را زیر سوال می‌برد. توقیف کشتی ایرانی، ادامه محاصره دریایی و تهدید به حمله به زیرساخت‌های ایران، همگی در حالی رخ می‌دهد که واشنگتن از «تمایل به توافق» سخن می‌گوید. در مقابل، ایران نیز این اقدامات را نشانه‌ای از «تناقض‌گویی» آمریکا دانسته و حتی اعلام کرده که در چنین شرایطی برنامه‌ای برای شرکت در مذاکرات ندارد. این وضعیت به‌خوبی نشان می‌دهد که مذاکرات فعلی بیشتر یک ابزار تاکتیکی است تا یک مسیر واقعی برای حل‌وفصل اختلافات.»

چشم انداز توافق بسیار محدود و شکننده است

این دیپلمات با سابقه ایرانی در ادامه گفت: «در چنین چارچوبی، باید توجه داشت که آمریکا از مذاکرات چند هدف همزمان را دنبال می‌کند. نخست، مدیریت افکار عمومی جهانی و نشان دادن این تصویر که واشنگتن همچنان به دیپلماسی متعهد است. دوم، خرید زمان برای تثبیت موقعیت میدانی و افزایش فشار اقتصادی و نظامی بر ایران و سوم، ایجاد شکاف در محاسبات داخلی ایران و وادار کردن تهران به انتخاب میان «تشدید بحران» یا «پذیرش شروط سخت». این همان الگویی است که در سال‌های گذشته نیز بارها تجربه شده، اما این بار با شدت و صراحت بیشتری دنبال می‌شود. اما پرسش کلیدی این است که احتمال توافق چقدر است؟ واقعیت این است که در شرایط فعلی، چشم‌انداز توافق بسیار محدود و شکننده است. دلیل آن هم روشن است: شکاف میان خواسته‌های دو طرف بسیار عمیق‌تر از آن است که در کوتاه‌مدت پر شود. ایران خواهان رفع تحریم‌ها، دریافت تضمین‌های امنیتی و به رسمیت شناختن نقش منطقه‌ای خود است، در حالی که آمریکا بر تغییرات ساختاری در سیاست‌های ایران تاکید دارد. این دو رویکرد عملا در دو سطح متفاوت تعریف شده‌اند و نقطه تلاقی مشخصی ندارند.»

وی افزود: « تحولات میدانی به ضرر دیپلماسی عمل می‌کند. تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، اکنون به صحنه تنش‌های روزمره تبدیل شده و هرگونه اشتباه محاسباتی می‌تواند به درگیری گسترده‌تری منجر شود . در چنین فضایی، حتی اگر مذاکراتی هم آغاز شود، پایداری آن با تردید جدی مواجه خواهد بود. نکته مهم دیگر، نقش شخصیت‌ها و لحن سیاسی در این معادله است. اظهارات متناقض و بعضا تند دونالد ترامپ، از یک سو سخن گفتن از توافق و از سوی دیگر تهدید به نابودی زیرساخت‌های ایران، عملا پیام روشنی به تهران می‌دهد: آمریکا به‌دنبال یک توافق برابر نیست، بلکه به‌دنبال تحمیل شرایط خود است. همین تناقض‌گویی‌ها یکی از عوامل اصلی بی‌اعتمادی ایران به روند مذاکرات است.»

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات