کابوس تورمی و باتلاق ایران؛ قبرستان محبوبیت ترامپ؟
در ۲۴ ساعت اخیر، تنشها در تنگه هرمز میان ایران و آمریکا بار دیگر بالا گرفت؛ ترامپ از باز بودن تنگه استقبال کرد، اما سپاه پاسداران تهدید به بسته شدن آن کرد. مذاکرات ایران و آمریکا با توافق بر چارچوب ۱۰ مادهای پیشرفت جزئی داشت، اما اختلافات عمده باقی است. ایران از موقعیت جغرافیایی هرمز به عنوان ابزار بازدارندگی استفاده میکند. در آمریکا، محبوبیت ترامپ به پایینترین سطح رسید و نارضایتی عمومی از مدیریت تورم و درگیری با ایران افزایش یافته است.
فرارو- در ۲۴ ساعت گذشته، تحولات در تنگه هرمز و اختلافات عمیق میان واشنگتن و تهران، بار دیگر چشمانداز ثبات در یکی از حیاتیترین آبراههای جهان را تیره کرده است. روز جمعه، دونالد ترامپ از اعلام تهران مبنی بر باز بودن کامل تنگه هرمز استقبال کرد. همزمان، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در توئیتی بر بازگشایی تنگه هرمز تاکید کرد. این اظهارات بلافاصله موجب کاهش ۱۰ درصدی قیمت نفت شد، هرچند ابهام در جزئیات اجرای این تصمیم، واکنشهای انتقادی در داخل ایران را برانگیخت.
به گزارش فرارو، با این حال، این فضای مثبت دوام چندانی نداشت. دونالد ترامپ تأکید کرد که محاصره بنادر ایران تا دستیابی به یک «توافق» ادامه خواهد یافت. تنها ۲۴ ساعت بعد، سپاه پاسداران اعلام کرد که در واکنش به ادامه این محاصره، تنگه هرمز بار دیگر بسته شده و هرگونه عبور «همکاری با دشمن» تلقی خواهد شد. در ادامه تنشها، گزارشهایی از هدف قرار گرفتن دو کشتی در نزدیکی سواحل عمان منتشر شد.
توافق بر چارچوب ۱۰ مادهای؛ گامی کوچک در مسیر توافق نهایی
محمدباقر قالیباف، رئیس هیئت مذاکرهکننده، اعلام کرد که گفتوگوها با ایالات متحده به پیشرفتهایی رسیده، اما همچنان «اختلافات عمدهای» میان دو طرف پابرجاست و مسیر رسیدن به توافق نهایی هموار نشده است. او در اظهاراتی تلویزیونی تأکید کرد که هیئتهای ایرانی و آمریکایی اکنون به درک واقعبینانهتری از مواضع یکدیگر دست یافتهاند، هرچند این درک هنوز به همگرایی کامل منجر نشده است.
محمد باقر قالیباف توضیح داد که روند گفتوگوها از مسیرهای غیرمستقیم و از طریق کانالهای مختلف پیش رفته و پیش از شکلگیری چارچوب مشخص، چندین پیشنهاد میان طرفین رد و بدل شده است. به گفته او، طرف مقابل در ابتدا پیشنهادی ۱۵ مادهای ارائه کرده که با میانجیگری کشورهایی از جمله پاکستان منتقل شده و سپس به ۹ ماده کاهش یافته است. در نهایت، دو طرف بر سر بررسی چارچوبی ۱۰ مادهای به عنوان مبنای مذاکرات به توافق رسیدهاند. وی همچنین تأکید کرد که تهران برقراری آتشبس از جمله در جبهه لبنان، را پیششرط آغاز مذاکرات دانسته و این شرط در ادامه مورد پذیرش قرار گرفته و مسیر گفتوگوها را هموار کرده است.
شکست ناپذیری جغرافیا؛ محدودیت قدرت سخت مقابل واقعیتهای مکانی
گزارش نیویورک تایمز نشان میدهد که جنگ میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران نهتنها موازنه نظامی را تغییر داده، بلکه مفهوم بازدارندگی را نیز دگرگون کرده است؛ بهگونهای که «جغرافیا» به ابزاری راهبردی و حتی جایگزین ظرفیتهای هستهای تبدیل شده است. در این چارچوب، توانایی تهران برای کنترل تنگه هرمز اکنون به یکی از مؤثرترین اهرمهای فشار در معادله درگیری تبدیل شده است.
با وجود حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای هستهای و نظامی ایران، توانایی ایران برای تهدید ناوبری در هرمز همچنان پابرجاست؛ شکافی که محدودیتهای «قدرت سخت» را در برابر یک واقعیت تغییرناپذیر جغرافیایی آشکار میکند. به تعبیر تحلیلگران، «جغرافیا شکستناپذیر است»؛ مفهومی که نشان میدهد ایران در حال انتقال دکترین بازدارندگی خود از ابزارهای سنتی به بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی است.
اختلاف سیگنالها درباره باز یا بسته بودن تنگه، نهتنها نشانه چندصدایی داخلی، بلکه بخشی از یک استراتژی «ابهام عملیاتی» است که به تهران امکان مانور میان تشدید و کاهش تنش را میدهد. این ابهام، تنگه هرمز را از یک گذرگاه صرف به یک «برگ مذاکره» در روند آتشبس و گفتوگوها تبدیل کرده است. ایران بهجای تکیه بر مینهای دریایی سنتی، به ابزارهایی چون پهپادها و موشکهای کوتاهبرد روی آورده است؛ ابزارهایی که با هزینه کمتر، اما کارایی بالا، میتوانند تهدیدی مداوم برای کشتیرانی ایجاد کنند. برآوردها نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این ظرفیتها همچنان حفظ شده و برای ایجاد اختلال در جریان انرژی جهانی کافی است.
در مقابل، ایالات متحده با اعمال نوعی محاصره دریایی، فشار اقتصادی را افزایش داده است؛ اقدامی که تجارت دریایی ایران را که ستون فقرات اقتصاد آن محسوب میشود بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. با این حال، تهران تاکنون از واکنش مستقیم نظامی خودداری کرده و تلاش کرده تعادل ظریفی میان فشار و پرهیز از تشدید کامل درگیری حفظ کند. با وجود تنشها، هر دو طرف از ورود به یک جنگ تمامعیار پرهیز کردهاند؛ نشانهای از وجود یک «فرصت واقعی» برای بازگشت به مسیر مذاکره، هرچند این پنجره بسیار شکننده است.
آنچه در هرمز در حال شکلگیری است، میتواند به الگویی تازه از بازدارندگی منجر شود؛ مدلی که بهجای هدف قرار دادن مستقیم دشمن، بر ایجاد اختلال در زیرساختهای حیاتی جهانی تکیه دارد. این تغییر نشاندهنده درکی راهبردی است: رویارویی مستقیم با قدرتهای بزرگ پرهزینه است، اما بهرهگیری از جغرافیا، ابزاری پایدارتر و کمهزینهتر برای اعمال فشار فراهم میکند.
نیهیلیسم سیاسی؛ تصمیمات واکنشی و بیپروا ترامپ در میان فشارهای فزاینده
روزنامه «گاردین» گزارش میدهد که دونالد ترامپ در یکی از حساسترین مقاطع سیاسی خود قرار گرفته؛ دورهای که طی دو هفته اخیر بهعنوان یکی از دشوارترین مراحل ریاستجمهوریاش توصیف شده و میتواند دستور کار بلندمدت او را به چالش بکشد. به نوشته این روزنامه، ورود به جنگ با ایران، همزمان با تشدید تورم و جنجالهای داخلی، شکافهایی جدی در میان حامیان ترامپ ایجاد کرده است؛ شکافهایی که حتی در ایالتهای کلیدی مانند کنتاکی نیز به شکل «پشیمانی رأیدهندگان» بروز یافته است.
بسیاری از حامیان پیشین، از تحققنیافتن وعدههای انتخاباتی ابراز نارضایتی کردهاند؛ نه جنگها پایان یافتهاند و نه فشارهای اقتصادی کاهش پیدا کرده است و این موضوع باعث شده شهروندان با واقعیتی پیچیدهتر از آنچه وعده داده شده بود مواجه شوند. در همین حال، سبک سیاسی ترامپ که سالها بر بسیج افکار عمومی متکی بود، در برابر خشم فزاینده ناشی از افزایش قیمت سوخت و ضعف در مدیریت بحرانهای خارجی، کارایی پیشین خود را از دست داده است.
در جبهه مذهبی نیز، حمله لفظی ترامپ به پاپ لئو چهاردهم و توصیف او بهعنوان «ضعیف»، موجی از انتقادات در میان رهبران کاتولیک و محافظهکاران مذهبی برانگیخت؛ گروهی که از ارکان مهم پایگاه اجتماعی او محسوب میشوند. این بحران با انتشار تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی که ترامپ را در هیبتی مذهبی نشان میداد، تشدید شد؛ اقدامی که واکنشهای تند و اتهامات «کفرگویی» را به همراه داشت و حتی برخی چهرههای مسیحی خواستار حذف این تصاویر شدند.
در خصوص ایران، ارزیابیهای اطلاعاتی هشدار میدهند که این درگیری میتواند به «طوفان کاترینای سیاسی» برای ترامپ تبدیل شود؛ چرا که او بدون ارائه شواهد روشن از تهدید فوری، وارد یک رویارویی نظامی شده که فاقد راهبرد خروج مشخص است. پیامدهای این وضعیت در داخل آمریکا نیز نمایان شده است؛ نارضایتی از مدیریت اقتصادی به اوج رسیده و افزایش قیمت سوخت و کالاهای اساسی به یکی از اصلیترین دغدغههای رأیدهندگان تبدیل شده است. تحلیلگران معتقدند ترامپ وارد مرحلهای شده که آن را «مرحله نیهیلیستی» مینامند؛ مرحلهای که در آن، فشارهای سیاسی و نتایج نظرسنجیها تأثیر کمتری بر تصمیمات او دارند و رفتارهایش بیشتر حالت واکنشی و بیپروا به خود میگیرد.
در این میان، حزب جمهوریخواه نیز نگران از دست دادن کنترل کنگره در انتخابات میاندورهای است؛ سناریویی که میتواند به بنبست سیاسی و آغاز تحقیقات گسترده علیه دولت منجر شود. گاردین در پایان این پرسش کلیدی را مطرح میکند: آیا ترامپ میتواند بار دیگر موقعیت سیاسی خود را احیا کند، یا این شکافها نشانه آغاز افول پدیدهای است که سالها بر سیاست آمریکا و حتی معادلات بینالمللی سایه انداخته بود؟
جوانان خواستار پایان جنگ؛ ۷۴٪ مخالف هر اقدام نظامی جدید در ایران هستند
بر اساس نظرسنجی اخیر میز تصمیمگیری انبیسی نیوز با همکاری سروی مانکی، محبوبیت شغلی دونالد ترامپ به پایینترین سطح خود رسیده است. افزایش نگرانیهای شهروندان آمریکایی درباره تورم و احتمال درگیری با ایران، عامل اصلی این کاهش ارزیابی شده است. جزئیات نظرسنجی نشان میدهد: تنها ۳۷٪ از بزرگسالان عملکرد ترامپ را به عنوان رئیسجمهور تأیید کردهاند، در حالی که ۶۳٪ آن را رد کردهاند. از میان مخالفان، ۵۰٪ به شدت با عملکرد او مخالف هستند، وضعیتی که محبوبیت شغلی او را به پایینترین نقطه دوره دوم ریاستجمهوریاش رسانده است. دو سوم پاسخدهندگان نیز نحوه مدیریت ترامپ در زمینه تورم و درگیری احتمالی با ایران را تأیید نکردهاند.
اگرچه دونالد ترامپ هنوز از حمایت قاطع پایگاه خود برخوردار است، اما میزان حمایت جمهوریخواهان نسبت به آخرین نظرسنجی میز تصمیمگیری در اواخر ژانویه و اوایل فوریه اندکی کاهش یافته است. جزئیات نظرسنجی جدید نشان میدهد: ۸۳٪ از جمهوریخواهان به ترامپ رتبه مثبت دادهاند که کاهش ۴ امتیازی نسبت به اوایل سال جاری دارد. سهم جمهوریخواهانی که به شدت عملکرد شغلی او را تأیید میکنند، از ۵۸٪ به ۵۲٪ کاهش یافته است. به طور کلی، تنها یک سوم آمریکاییها معتقدند کشور در مسیر درستی قرار دارد، در حالی که دو سوم اعتقاد دارند کشور در مسیر اشتباهی حرکت میکند؛ چشماندازی که بدبینانهترین وضعیت از زمان به قدرت رسیدن مجدد ترامپ تاکنون محسوب میشود.
نتایج نظرسنجی اخیر نشان میدهد که جمهوریخواهان در دفاع از اکثریت خود در کنگره در انتخابات میان دورهای امسال با چالشهای جدی مواجه هستند. ناامیدی گسترده آمریکاییها از وضعیت اقتصادی و مدیریت ترامپ در قبال درگیریهای خارجی، پس از وعدههای او در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ مبنی بر مقابله با تورم و دور نگه داشتن ایالات متحده از جنگ، خود را آشکار کرده است.
جزئیات این نظرسنجی نشان میدهد: اقتصاد مهمترین دغدغه آمریکاییها است؛ ۲۹٪ آن را مهمترین مسئله حال حاضر خود اعلام کردهاند. پس از آن، ۲۴٪ تهدیدات علیه دموکراسی، ۱۲٪ مراقبتهای بهداشتی و ۱۰٪ جرم و جنایت و امنیت را مهمترین مسئله دانستهاند. در میان مسائل اقتصادی، تورم و افزایش هزینههای زندگی با فاصله قابل توجه، بیشترین اهمیت را دارد؛ ۴۵٪ پاسخدهندگان این گزینه را انتخاب کردهاند. تنها ۳۲٪ آمریکاییها نحوه برخورد ترامپ با تورم و هزینه زندگی را تأیید کردند، در حالی که ۶۸٪ مخالف هستند. اکثریت، یعنی ۵۲٪، به شدت با نحوه مدیریت ترامپ در این زمینه مخالف بوده و ۱۶٪ دیگر نیز تا حدودی مخالف هستند.
آخرین نظرسنجی نشان میدهد که دو سوم آمریکاییها نحوه برخورد ترامپ با جنگ ایران را تأیید نمیکنند و تنها یک سوم آن را تأیید کردهاند. این دیدگاه پس از اعلام آتشبس موقت در ۷ آوریل، تغییر قابل توجهی نکرده است و حدود یک سوم آمریکاییها در روزهای پس از اعلام، نحوه مدیریت او را تأیید کردهاند. تقریباً همه دموکراتها و ۸۲٪ از افراد مستقل نحوه برخورد ترامپ با جنگ را رد کردند. ۷۴٪ از جمهوریخواهان نحوه مدیریت او را تأیید کردند، اما ۲۶٪ از جمهوریخواهان مخالف بودهاند. حتی میان پرشورترین حامیان جنبش ماگا، نگرانیهایی درباره جنگ وجود دارد؛ ۱۳٪ از این گروه نحوه برخورد ترامپ با جنگ را تأیید نمیکنند، در حالی که ۸۷٪ همچنان پشت سر او هستند. دیدگاه عمومی درباره اقدامات آینده ایالات متحده در ایران نیز روشن است:
۶۱٪ معتقدند نباید هیچ اقدام نظامی دیگری انجام شود.
۲۳٪ خواهان بررسی همه گزینهها از جمله استفاده از نیروهای زمینی هستند.
۱۶٪ میگویند عملیات نظامی باید ادامه یابد اما فقط از طریق حملات هوایی.
جالب توجه است که درصد بالاتری از جوانان زیر ۳۰ سال خواستار پایان جنگ هستند؛ ۷۴٪ اعلام کردند که ایالات متحده نباید اقدام نظامی دیگری در ایران انجام دهد.