ریشههای ناکامی ترامپ در مدیریت بحران ایران چیست؟
آتشبس؛ فرصتی برای نفسکشیدن یا آرامش پیش از طوفان
آتشبس ۱۴ روزه در جنگ ایران شکننده است. ترامپ با نادیده گرفتن کارشناسان و گوش دادن به وعدههای خوشبینانه نتانیاهو (کشته شدن رهبر ایران، قیام مردمی و تغییر نظام) جنگی را آغاز کرد که به شکست انجامید. ایران نه تنها از بین نرفت، بلکه کنترل تنگه هرمز را به دست گرفت، جسورتر شد و اقتصاد جهانی را شکننده کرد. ترامپ با حذف دیپلماتهای حرفهای و محاصره خود با آدمهای مطیع، فاجعه را رقم زد.
فرارو- راوی آگراوال، سردبیر مجله فارن پالیسی
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، با اعلام آتشبس ۱۴ روزه در مناقشه خاورمیانه، مردم جهان میتوانند نفسی راحت بکشند؛ اما کمی احتیاط هم بد نیست. توقف درگیریها همیشه شکننده است؛ پیدا کردن یک راهحل پایدار تقریباً به بیشتر از این دو هفته زمان نیاز دارد؛ و مذاکرات پیشرو تحت تأثیر بیاعتمادی زیادی قرار خواهد گرفت. چون آمریکا در سال گذشته، در حالی که هنوز گفتوگوهای دیپلماتیک ادامه داشت، دو بار ایران را بمباران کرد.
تنگه هرمز حالا در اختیار تهران؛ سلاحی تازه بدون بمب اتم
به هر حال، روایتپردازی از هماکنون شروع شده است. آمریکا، اسرائیل و ایران هر کدام ادعا میکنند که در این پنج هفته جنگ پیروز شدهاند. اما برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، واقعیت چندان خوشایند به نظر نمیرسد. حتی اگر همه چیز به همان حالت قبل برگردد، ترامپ رهبری ۸۶ ساله را با رهبری سی سال جوانتر از خودش عوض کرده است. نظام جمهوری اسلامی نه تنها از بین نرفته، بلکه جسورتر و انقلابی تر شده است. تهران هنوز هم میتواند پهپادهای تهاجمی را به سراسر منطقه بفرستد و به زودی توانایی پرتاب موشکهای بالستیک خود را هم بازسازی میکند.
رهبری جدید ایران به چیزی دست پیدا کرده که پیش از جنگ، یا حتی در هیچکدام از پنجاه سال تنش با آمریکا، هرگز نداشت. تهران کنترل عملی بر تنگهٔ هرمز را در دست گرفته است؛ مهمترین نقطهٔ تنگ جهان برای انرژی و همچنین یک شاهراه بزرگ برای حمل کود و هلیوم که مادهای حیاتی در تولید نیمهرساناهاست. حالا که ایران یاد گرفته از انرژی به عنوان یک سلاح جنگی استفاده کند.
چرا ترامپ جنگی را شروع کرد که کل اقتصاد جهانی را نسبت به اول سال شکنندهتر کرده است؟ یک احتمال این است که رئیسجمهور آمریکا سابقهی طولانی دارد در این که بیشتر از اینکه به اطلاعات سازمانهای جاسوسی خودش گوش کند، به حرف رهبران کشورهای دیگر توجه میکند. شاید چون خارجیها چیزی به او میگویند که دلش میخواهد بشنود. یا شاید، ترامپ حاضر نیست به ارزیابی هیچ کسی که برایش کار میکند احترام بگذارد. برخلاف جنگ عراق در ابتدای این قرن، ماجراجوییای که خود ترامپ به درستی آن را بینتیجه و اشتباه خوانده بود این بار کارشناسان درست پیشبینی کرده بودند که اگر کاخ سفید دستور حمله به ایران بدهد، دقیقاً چه اتفاقی میافتد. اما ترامپ متخصصان داخلی را بیرون انداخت و خود را با آدمهایی محاصره کرد که جلوی حرفش را نمیگرفتند.
نتانیاهو و چهار سناریوی خوشبینانهای که نقش بر آب شد
یک اتفاق در دورهٔ اول ریاستجمهوری ترامپ نشان میدهد که جنگ فعلی چطور از مسیر درست خارج شد. در ژوئیهٔ ۲۰۱۸، دونالد ترامپ بعد از دو ساعت گفتوگوی پشتدرهای بسته با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در شهر هلسینکی فنلاند، مقابل رسانههای جهان حاضر شد. وقتی از او پرسیدند که آیا ارزیابی سازمانهای اطلاعاتی خودش را قبول دارد که روسیه در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ آمریکا دخالت کرده، ترامپ گفت: «رئیسجمهور پوتین میگوید روسیه نبوده است.» بعد هم اضافه کرد: «هیچ دلیلی نمیبینم که غیر از این باشد.» در حالی که این را میگفت، پوتین با چهرهای کاملاً بیاحساس به او نگاه میکرد.
اجرای شوکهکنندهٔ ترامپ در آن روز، به نظر میرسید در آستانهٔ جنگ با ایران دوباره تکرار شود؛ وقتی در فوریه، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به کاخ سفید آمد. در گزارش قابل توجهی که این هفته در نیویورک تایمز منتشر شد، فاش گردید که نتانیاهو چطور یک ارزیابی چهاربخشی و بسیار خوشبینانه از حمله به ایران به ترامپ ارائه داد: اول، رهبر معظم ایران کشته میشود؛ دوم، حملات هوایی توانایی ایران برای پرتاب موشک را کاملاً از بین میبرد؛ سوم، یک قیام مردمی به راه میافتد؛ و چهارم، یک رهبر غیرمذهبی (سکولار) کشور را تصاحب کرده و تغییر نظام را عملی میکند.
به گزارش نیویورک تایمز، جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا، سناریوی تغییر نظام را «مسخره» خواند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، آن را «مزخرف» نامید. و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، به ترامپ گفت که اسرائیلیها بیش از حد خوشبین هستند. او گفت: «قربان، این به تجربهٔ من، رویهٔ همیشگی اسرائیلیهاست. آنها زیادی چیز میفروشند و نقشههایشان هیچوقت آنطور که باید خوب طراحی نشده است.»
به نظر میرسید ترامپ فهمیده که بخشهای ۳ و ۴ نقشهٔ نتانیاهو (قیام مردمی و تغییر نظام) غیرقابل قبول هستند، اما همچنان به دو بخش اول علاقه داشت. با این حال حتی بخش دوم یعنی حمله هوایی به تأسیسات موشکی ایران تا حد زیادی شکست خورده است. بیش از ۳۰ دقیقه پس از اعلام آتشبس، مهمات خوشهای ایران بر فراز تل آویو در حال انفجار دیده شد؛ یعنی ایران همچنان میتواند همسایگانش را تهدید کند و رهگیرهای گران قیمت آنها را تحلیل ببرد.
باتلاق ایران؛ سرنوشت کشوری که به حرف متخصصانش گوش نداد
در حالی که دلیل اصلی شروع جنگ، امنیت اسرائیل بود، اما بعد از این که ایران تنگهٔ هرمز را بست جنگ خیلی سریع به مسئلهٔ انرژی کشیده شد. در اینجا هم کارشناسان اصلاً شگفتزده نشدند. در جلسهٔ استماع اطلاعاتی سنا در ماه گذشته، تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی گفت: «مدتهاست ارزیابی جامعهٔ اطلاعاتی این بوده که اگر به ایران حمله شود، احتمالاً تنگهٔ هرمز را به عنوان اهرم فشار نگه میدارد.» اما فقط چند روز قبل از آن، ترامپ در ملأ عام تردید کرده بود: «کی میدانست که این اتفاق میافتد؟» او همچنین گفت «هیچ کس فکر نمیکرد» به کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس حمله شود. همان طور که قبلاً گفتم، جمهوری اسلامی طوری طراحی شده بود که اگر رهبری ارشدش کشته شود، فرو نمیپاشد؛ واقعیتی که برای ناظران ایران کاملاً شناخته شده بود. کارشناسان همیشه میدانستند؛ ولی ترامپ گوش نمیداد.
برای درک فاجعهای که ترامپ در ایران به بار آورد، باید دانست که شرایط این اشتباه مدت ها بود که فراهم میشد. در آغاز دورهٔ دوم ریاستجمهوریاش، مقاماتی که تیم امنیت ملی ترامپ را تشکیل میدادند، وفاداری را از هر چیز دیگری مهمتر میدانستند. آنها آزمونهای مضحکی برای سنجش خلوص به راه انداختند. هر کسی را که حتی کوچکترین سابقهای در انتقاد از ترامپ یا سیاستهایش داشت، کنار میگذاشتند، حتی اگر تجربهٔ بسیار خوبی برای نقشی که قرار بود داشته باشد داشت.
بیش از ۱۳۰۰ کارمند وزارت خارجه اخراج شدند. شورای امنیت ملی تقریباً تعطیل شد. چند ماه بعد از شروع دورهٔ دوم ترامپ، لورا لومر، نظریهپرداز توطئهٔ بسیار بانفوذ در کاخ سفید، کارزاری راه انداخت تا سیاستگذاران ارشد را کنار بزند از جمله نیت سوانسون، دیپلمات حرفهای که به نفر اصلی ترامپ در قبال ایران تبدیل شده بود. (سوانسون در مقالهای در نشریهٔ فارین افرز در فوریه، درست پیشبینی کرده بود که آمریکا در باتلاق ایران گرفتار خواهد شد.) ترامپ به جای دیپلماتهای حرفهای، بیشتر و بیشتر به دوستان و فامیل روی آورد.
یک عامل دیگر هم باعث شد ترامپ به دام بیفتد: شانس خوبش در عملیاتهای قبلی. جنگ ۱۲ روزه علیه ایران در ژوئن سال قبل، هرچند غیرقانونی و بدون مشورت با جهان شروع شده بود، قدرت نظامی آمریکا را نشان داد. کاخ سفید آن را یک موفقیت بزرگ جلوه داد که برنامه هستهای ایران را نابود کرده است. ارزیابی اطلاعاتی محرمانهای که حرف دیگری میزد، سریعاً سرکوب و کفرآمیز خوانده شد.
بعد نوبت عملیات ۳ ژانویه برای دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا رسید. در آن مأموریت نظامی، خیلی چیزها میتوانست اشتباه پیش برود، اما نشد. این احتمالاً به رئیسجمهور این احساس را داد که شکستناپذیر است. همان طور که خودش بعد از عملیات ونزوئلا در مصاحبه با تایمز گفت: «من به حقوق بینالمللی نیاز ندارم.» وقتی از او پرسیدند آیا هیچ محدودیتی برای قدرت بیحدوحصرش قائل است، جواب داد: «اخلاق خودم. ذهن خودم. فقط اینها میتوانند جلوی مرا بگیرند.»
یک چیزی که رئیسجمهور واقعاً در آن خوب است، درک ریتم اخبار ۲۴ ساعتهٔ شبکه های تلوزیونی است. بارها و بارها در طول بحران ایران، ترامپ توانست بازارها را قانع کند که جنگ رو به پایان است. اما حتی ترامپ هم باید میدانست که هرچه جنگ طولانیتر شود و ایران بیشتر اقتصاد جهانی را گروگان بگیرد، این اجرای تلویزیونی اثر جادویی خود را از دست میدهد. در پایان، تخصص اهمیت دارد. متخصصان ممکن است اشتباه کنند، اما شما هنوز به آنها در اتاق نیاز دارید و باید قدرشان را بدانید تا نظرشان را بگویند. اگر ترامپ این هفته آن درس را یاد نگرفته باشد، احتمالاً ایران و دیگر دشمنان آمریکا به بازیگردانی از او ادامه خواهند داد.