ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۰۶۱۸

برندگان و بازندگان جنگ در منطقه/ درآمدها و هزینه‌ها چگونه بین بازیگران تقسیم شد؟

برندگان و بازندگان جنگ در منطقه/ درآمدها و هزینه‌ها چگونه بین بازیگران تقسیم شد؟

در سطح منطقه، کشورهای صادرکننده انرژی مانند جمهوری آذربایجان از افزایش قیمت‌ها منتفع شده‌اند، درحالی‌که اقتصادهای وابسته به واردات انرژی همچون ترکیه و پاکستان با فشارهای جدی مواجه شده‌اند. کشورهای حوزه خلیج فارس نیز با وجود افزایش قیمت نفت، به دلیل اختلال در تردد از تنگه هرمز، نتوانسته‌اند به‌طور کامل از این فرصت بهره‌برداری کنند.

پس از گذشت بیش از یک ماه از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، آتش جنگ در غرب آسیا گسترده‌تر شده و با فراتر رفتن از زمینه‌های نظامی، پیامدهای اقتصادی را نیز به دنبال داشته است. پس از این حمله، صادرات انرژی از تنگه هرمز با اختلال مواجه شد و برخی از زیرساخت‌های انرژی در منطقه مورد حمله قرار گرفت.

به گزارش دنیای‌ اقتصاد، این مطلب به بررسی این پیامدها برای کشورهای همسایه ایران پرداخته است. بر این اساس یک گروه از کشورهای منطقه که درگیر عملیات نظامی بوده‌اند و همزمان با اختلال در عرضه نفت خود در بازارهای انرژی مواجه شدند، از متضرران اصلی اقتصادی جنگ هستند.

گروه دیگری از متضرران جنگ در غرب آسیا، کشورهایی هستند که وابسته به واردات انرژی بوده‌اند که با افزایش قیمت نفت، به هزینه‌های آنان افزوده شده است. در سمت دیگر کشورهایی مانند آذربایجان و ترکمنستان هستند که از عملیات نظامی دور بوده و به واسطه صادرات انرژی از شرایط جنگی منتفع شده‌اند. 

کشورهای منطقه در جنگ ایران

بیش از یک ماه از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد؛ جنگی که به‌سرعت از یک درگیری نظامی فراتر رفت و به یک شوک اقتصادی گسترده در غرب آسیا تبدیل شد. اکنون تصویر اقتصاد منطقه، بیش از هر زمان دیگری ناهمگون است؛ جایی که برخی کشورها از جهش قیمت انرژی سود برده‌اند و برخی دیگر زیر فشار هزینه‌ها و نااطمینانی، متضرر شده‌اند.

در این میان، ایران در موقعیتی پیچیده قرار دارد؛ از یک سو افزایش قیمت نفت و بازگشت برخی مشتریان مانند هند، درآمدهای نفتی را تقویت کرده و حتی نقش این کشور در معادلات انرژی را پررنگ‌تر کرده است، اما از سوی دیگر، خسارات ناشی از جنگ و تخریب زیرساخت‌ها، چشم‌انداز رشد اقتصادی را با ابهام روبه‌رو کرده است.

در سطح منطقه، کشورهای صادرکننده انرژی مانند جمهوری آذربایجان از افزایش قیمت‌ها منتفع شده‌اند، درحالی‌که اقتصادهای وابسته به واردات انرژی همچون ترکیه و پاکستان با فشارهای جدی مواجه شده‌اند. کشورهای حوزه خلیج فارس نیز با وجود افزایش قیمت نفت، به دلیل اختلال در تردد از تنگه هرمز، نتوانسته‌اند به‌طور کامل از این فرصت بهره‌برداری کنند. در این شرایط، آینده اقتصادی منطقه بیش از هر چیز به تداوم یا پایان این درگیری و مسیر بازارهای انرژی گره خورده است. 

حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، جنگ در غرب آسیا را از درگیری نظامی خارج کرده و به‌سرعت به شوک اقتصادی منطقه‌ای تبدیل کرده است که اثر آن بر کشورهای همسایه ایران به‌صورت متفاوتی بروز کرده است. در این میان، اقتصاد ایران در موقعیتی پیچیده و چندوجهی قرار گرفته؛ وضعیتی که همزمان نشانه‌هایی از تقویت درآمدهای ارزی و تضعیف زیرساخت‌های اقتصادی را در خود دارد.

از یک سو، افزایش قیمت جهانی نفت به‌دنبال تشدید تنش‌ها و اختلال در مسیرهای عرضه انرژی، به‌طور مستقیم به افزایش درآمدهای نفتی ایران منجر شده است. برخلاف برخی کشورهای حوزه خلیج فارس که به‌دلیل محدودیت در صادرات و اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز با کاهش درآمد مواجه شده‌اند، ایران توانسته از مسیر کنترل تنگه هرمز و افزایش تقاضای برخی مشتریان، سطح فروش خود را حفظ و حتی تقویت کند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که کشورهایی مانند هند پس از چند سال وقفه، بار دیگر خرید نفت از ایران را از سر گرفته‌اند؛ موضوعی که نشان‌دهنده افزایش قدرت ایران در تجارت انرژی است. 

در کنار این، سناریوهای بلندمدت نیز قابل‌توجه است. اگر ایران بتواند در آینده چارچوب حقوقی جدیدی بر تنگه هرمز اعمال کند، امکان کسب درآمدهای ترانزیتی و تقویت نقش ژئوپلیتیک آن در بازار انرژی وجود خواهد داشت. این موضوع می‌تواند جایگاه ایران را در معادلات منطقه‌ای ارتقا دهد.

با این حال، این تصویر مثبت تنها بخشی از واقعیت است. در سوی دیگر، خسارات ناشی از جنگ به زیرساخت‌های اقتصادی، صنعتی و حمل‌ونقل، هزینه‌های سنگینی را به اقتصاد کشور تحمیل می‌کند. اختلال در تولید، کاهش سرمایه‌گذاری و افزایش نااطمینانی، از جمله پیامدهایی است که می‌تواند در میان‌مدت و بلندمدت رشد اقتصادی را محدود کند.

در کنار ایران، وضعیت کشورهای منطقه پس از تحمیل این جنگ نیز در آینده و سمت و سوی آن تعیین کننده است. در ادامه به بررسی جهت و میزان اثرپذیری کشورهای منطقه از جنگ پرداخته می‌شود. 

ترکیه

اقتصاد ترکیه که پیش از جنگ نشانه‌هایی از بهبود را تجربه می‌کرد، با آغاز درگیری‌ها مسیر متفاوتی را طی کرد. گزارش‌های بین‌المللی و تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های مختلف نشان می‌دهد که اصلاحات پولی و مالی این کشور در حال بازگرداندن اعتماد سرمایه‌گذاران بود، اما جنگ این روند را مختل کرد.

افزایش قیمت انرژی، به‌ویژه نفت و گاز، هزینه واردات را بالا برد و فشار بر لیر را تشدید کرد. همچنین کاهش گردشگری منطقه‌ای و افزایش ریسک ژئوپلیتیک، جریان سرمایه خارجی را محدود کرده است. در مجموع، ترکیه یکی از متضرران مهم این بحران محسوب می‌شود. 

عراق

عراق به‌عنوان صادرکننده بزرگ نفت، در ظاهر از افزایش قیمت‌ها سود می‌برد، اما واقعیت پیچیده‌تر است. ناامنی منطقه‌ای، اختلال در صادرات و کاهش سرمایه‌گذاری خارجی باعث شده این مزیت نسبی به‌طور کامل محقق نشود. اقتصاد وابسته به نفت عراق در برابر چنین شوک‌هایی بسیار آسیب‌پذیر است و بی‌ثباتی سیاسی داخلی نیز این وضعیت را تشدید کرده است. 

جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان یکی از منتفعان مشخص این بحران است. افزایش قیمت انرژی، درآمدهای صادراتی این کشور را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داده است. از آنجا که مسیرهای صادراتی آن به اروپا از طریق خطوط لوله مستقل از خلیج فارس است، محدودیت‌های تنگه هرمز تاثیر مستقیم بر آن نداشته است. به همین دلیل این کشور توانسته موقعیت خود را در بازار انرژی تقویت کند. 

ارمنستان

ارمنستان در این بحران در موقعیتی نسبتا خنثی قرار دارد. این کشور نه صادرکننده بزرگ انرژی است و نه واردکننده عمده‌ای محسوب می‌شود. با این حال، نااطمینانی منطقه‌ای می‌تواند بر تجارت و سرمایه‌گذاری آن اثر منفی بگذارد، هرچند اثرات مستقیم جنگ محدود بوده است. 

ترکمنستان

ترکمنستان به‌عنوان یکی از دارندگان منابع گاز طبیعی، از افزایش قیمت انرژی سود برده است. با این حال، محدودیت در مسیرهای صادراتی و وابستگی به بازارهای خاص مانند چین، مانع از بهره‌برداری کامل از این فرصت شده است. 

افغانستان

اقتصاد افغانستان که پیش از این نیز در وضعیت شکننده‌ای قرار داشت، تاثیر مستقیمی از جنگ نگرفته است. این کشور در بازار انرژی نقش محدودی دارد و درگیری نظامی نیز در خاک آن رخ نداده، بنابراین در وضعیت نسبتا بی‌تفاوتی باقی مانده است. 

پاکستان

پاکستان از جمله کشورهایی است که بیشترین آسیب را از شوک‌های انرژی ناشی از جنگ متحمل شده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که اقتصادهای واردکننده انرژی در جنوب آسیا، به‌ویژه پاکستان، با افزایش شدید هزینه واردات سوخت روبه‌رو شده‌اند. این کشور که پیش از جنگ نیز با بحران ارزی و تورم بالادست‌وپنجه نرم می‌کرد، اکنون با فشار مضاعفی روبه رو است. افزایش قیمت نفت باعث شده کسری حساب جاری پاکستان تشدید شود و ذخایر ارزی این کشور کاهش یابد.

تحلیل‌های صندوق بین‌المللی پول نیز تاکید می‌کند که این شرایط می‌تواند به تضعیف بیشتر ارزش پول ملی و افزایش تورم منجر شود. علاوه بر این، نااطمینانی منطقه‌ای باعث کاهش سرمایه‌گذاری خارجی شده است. در داخل، صنایع وابسته به انرژی با افزایش هزینه تولید روبه‌رو شده‌اند و این موضوع رشد اقتصادی را تهدید می‌کند. در مجموع، پاکستان از متضرران اصلی این جنگ محسوب می‌شود؛ چرا که هم از کانال انرژی و هم از مسیر بی‌ثباتی مالی آسیب دیده است. 

کویت

کویت به‌عنوان صادرکننده نفت، در نگاه نخست باید از افزایش قیمت انرژی سود ببرد، اما در واقع اختلال در تنگه هرمز این مزیت را محدود کرده است. این تنگه مسیر اصلی صادرات نفت کویت است و هرگونه محدودیت در آن، به کاهش حجم صادرات منجر می‌شود.

گزارش‌ها نیز تاکید دارند که افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل نفت، سود واقعی صادرات را کاهش داده است. در نتیجه، کویت با وضعیتی مواجه است که قیمت‌ها بالا رفته، اما امکان بهره‌برداری کامل از آن وجود ندارد. از سوی دیگر، بازارهای مالی کویت تحت‌تاثیر نااطمینانی منطقه‌ای قرار گرفته‌اند.

سرمایه‌گذاران خارجی با احتیاط بیشتری عمل می‌کنند و این موضوع می‌تواند رشد اقتصادی را محدود کند. همچنین درگیری در عملیات نظامی، این کشور را در معرض خسارت‌های جنگی قرار داده است. 

عربستان‌سعودی 

تحلیل‌های مختلف نشان می‌دهد که عربستان سعودی با یک دوگانگی اقتصادی مواجه شده است. از یک سو، افزایش قیمت نفت به تقویت درآمدهای این کشور کمک کرده و منابع مالی پروژه‌های بزرگ را تامین می‌کند. اما از سوی دیگر، نااطمینانی منطقه‌ای و اختلال در مسیرهای صادراتی، این مزیت را محدود کرده است.

بر اساس گزارش‌ها، بسته شدن یا تهدید تنگه هرمز می‌تواند صادرات نفت عربستان را مختل کند، حتی اگر این کشور تلاش کند از مسیرهای جایگزین استفاده کند. همچنین افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک باعث کاهش سرمایه‌گذاری خارجی در پروژه‌های بلندمدت شده است. در عین حال، هزینه‌های امنیتی و نظامی افزایش یافته که بخشی از درآمدهای نفتی را جذب می‌کند. در مجموع، عربستان اگرچه از افزایش قیمت‌ها سود می‌برد، اما به دلیل ریسک‌های عملیاتی و سیاسی در موقعیتی پیچیده قرار دارد. 

قطر

قطر به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG، از افزایش قیمت گاز طبیعی سود برده است. گزارش‌ها نشان می‌دهند که تقاضای جهانی برای گاز در شرایط بحران انرژی افزایش یافته و این موضوع به نفع قطر بوده است. با این حال تهدید مسیرهای دریایی در خلیج فارس، صادرات این کشور را با ریسک مواجه کرده است.

افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها و حمل‌ونقل، بخشی از سود حاصل از افزایش قیمت را کاهش داده است. قطر همچنین تلاش کرده با قراردادهای بلندمدت و تنوع بازارهای صادراتی، ریسک‌ها را مدیریت کند. با این حال به دلیل درگیری در عملیات نظامی و افزایش ریسک‌های ناشی از خسارت‌های جنگی، همچنان در معرض نااطمینانی ژئوپلیتیک قرار دارد. 

بحرین

بحرین از جمله کشورهایی است که بیشترین آسیب غیر مستقیم را از جنگ دیده است. گزارش‌ها نشان می‌دهند که اقتصادهای کوچک و خدمات‌محور در منطقه، بیش از دیگران از بی‌ثباتی آسیب می‌بینند. این کشور که به گردشگری و خدمات مالی وابسته است، با کاهش ورود سرمایه و افت فعالیت‌های اقتصادی مواجه شده است.

افزایش قیمت انرژی تاثیر محدودی بر درآمدهای بحرین داشته، زیرا تولید نفت آن نسبتا پایین است. همچنین افزایش هزینه‌های تامین مالی و کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران، چالش‌های ساختاری اقتصاد بحرین را تشدید کرده است. در مجموع، بحرین را می‌توان از بازندگان این بحران دانست. 

امارات‌متحده‌عربی

امارات اقتصادی متنوع دارد و همین موضوع باعث شده اثرات جنگ بر آن ترکیبی باشد. تحلیل‌ها نشان می‌دهند که اگرچه افزایش قیمت نفت به درآمدهای انرژی کمک کرده، اما اختلال در تجارت منطقه‌ای فشار زیادی بر اقتصاد وارد کرده است. دبی به‌عنوان مرکز تجارت منطقه، به جریان آزاد کالا و سرمایه وابسته است. هرگونه اختلال در مسیرهای کشتیرانی، مستقیما بر این بخش اثر می‌گذارد. همچنین افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، تجارت را گران‌تر کرده است.

از سوی دیگر این کشور به دلیل درگیری در عملیات نظامی مختلف، خسارت‌های ناشی از جنگ را نیز متحمل می‌شود. این کشور که یکی از مراکز مهم مالی آسیا به حساب می‌آید، پس از بروز جنگ باعدم اطمینان گسترده سرمایه‌گذاران روبه‌رو شده است. همچنین درآمد این کشور از گردشگری نیز به شدت افت کرده است. در نتیجه این شرایط، این کشور به یکی از متضرران اصلی جنگ تبدیل شده است. 

عمان

عمان نیز از افزایش قیمت نفت سود نسبی برده و در مقایسه با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز کمتر در معرض افت مقدار صادرات ناشی از بسته شدن تنگه هرمز بوده است که به دلیل موقعیت جغرافیایی این کشور و رویکرد متعادل‌تر آن در قبال تهاجم آمریکا و اسرائیل بوده است.

با این حال آثار غیرمستقیم جنگ در حوزه گردشگری و افت تجارت بر اقتصاد این کشور اثر منفی می‌گذارد. تحلیل‌های مختلف نشان می‌دهد که اثر جنگ بر کشورهای منطقه یکسان نیست و میزان وابستگی به انرژی، ساختار اقتصادی و موقعیت ژئوپلیتیک هر کشور، تعیین‌کننده میزان آسیب یا منفعت آن بوده است.

 

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات متنی