کاخ گلستان چگونه ساخته و بعد زخمی شد؟
حمله به میدان ارگ و آسیب به کاخ گلستان بار دیگر اهمیت این مجموعه تاریخی را در کانون توجه قرار داد؛ مجموعهای که نهفقط یک کاخ سلطنتی، بلکه بخشی از حافظه زنده تهران است. اسکندر مختاری در تشریح تاریخچه این اثر، از ریشههای آن در دورههای تیموری و صفوی تا اوجگیری در عصر قاجار سخن میگوید؛ روایتی که نشان میدهد گلستان، حاصل قرنها شکلگیری تدریجی و تلاش نسلها معمار و هنرمند بوده است.
در اثر حمله مشترک آمریکا و اسرائیل در شامگاه یکشنبه دهم اسفندماه ۱۴۰۴ به میدان ارگ در خیابان پانزده خرداد تهران، بخشهایی از کاخ گلستان، میراث جهانی یونسکو آسیب دید.
به گزارش ایسنا؛ آسیب به کاخ گلستان تنها تخریب چند سازه تاریخی نیست، بلکه خدشهای بر حافظه تاریخی شهری است که از دل یک روستا به کلانشهر امروز تهران تبدیل شده است. این مجموعه که در قلب بافت کهن پایتخت و در پیوند با ارگ تاریخی، بازار و محلات قدیمی شکل گرفته، روایتگر قرنها تحول سیاسی، اجتماعی و هنری ایران است. اکنون، در پی این واقعه، اهمیت حفاظت از چنین میراثی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته؛ میراثی که حاصل تلاش نسلهای متمادی هنرمندان و معماران بوده است و بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی کشور به شمار میرود.
اسکندر مختاری طالقانی، دکترای پژوهش هنر، مرمتگر، پژوهشگر میراث معماری و شهرسازی، که پیشترپ این حادثه را تجاوز به «میراث بشری» خوانده بود، درباره روند شکلگیری مجموعه جهانی گلستان و اهمیت تاریخی آن توضیح داد.
حاکمنشین اولیه
مختاری با بیان اینکه اهمیت و اعتبار کاخ گلستان به این است که در جریان چگونگی تبدیل یک روستا به شهر، تمام نشانههایش در کلانشهر امروزی تهران باقی مانده است، گفت: یکی از این نشانهها «ارگ تهران» است که محل استقرار حاکم و نیروهای حکومتی بوده است. طبق اسناد و شواهد، قدیمیترین نشانه از مجموعه حاکمنشین یا ارگ، به دوره تیموری برمیگردد. یکی از فرستادگان پادشاه اسپانیا به دربار تیمور، به نام کلاویخو، در سفرنامه خود از تهران نام میبرد و از اقامت در این شهر، در منزل حاکم آن که «بابا شیخ» نام داشته، یاد میکند. او از آنجا به دیدار تیمور در خراسان میرود.
او افزود: اینکه روستای تهران در روند شکلگیری خود، در دوره صفویه دارای یک حاکمنشین بوده، از این روایت تاریخی قابل استدلال است. در دوره صفویه، در سال ۹۶۱ قمری، به دستور شاه طهماسب، شهر تهران ساخته میشود. ساختن شهر در آن زمان به معنای کشیدن حصاری به دور آن بوده است. احتمالاً این حصار، محدوده حاکمنشین اولیه که کاخ گلستان فعلی نیز در آن قرار دارد را در بر میگرفته، اما در منابع آن دوره اشاره مستقیمی به حاکمنشین نشده است.
![]()
ایوان تخت مرمر در کاخ گلستان و آسیبی که از حمله هوایی به میدان ارک تهران به آن وارد شد.
صفویه
این معمار ادامه داد: در اخبار بعدی دوره صفویه، از چهارباغی که شاه عباس در تهران میسازد صحبت شده است. گمان میرود این چهارباغ همان محوطه مقابل تخت مرمر باشد که دارای محوربندی مشخص و دو ردیف درخت در طرفین یک حوض مستطیلی سراسری بوده است. در دوره شاه صفی و شاه سلطان حسین نیز اقامتهایی در تهران گزارش شده است.
زندیه
مختاری گفت: پس از آن، به دوره زندیه میرسیم که اساس پایتخت شدن تهران، پس از شکلگیری شهری آن، در این دوره ریخته میشود. به گمان من، اگر اتفاقاتی برای کریمخان زند رخ نمیداد، او در فاصله سالهای ١١٧١ تا ۱۱۷۵ تهران را پایتخت خود میکرد. او در سال ۱۱۷۳ دستور میدهد برایش یک تختگاه بسازند که بعدها به «ایوان دارالحکومه» تبدیل میشود. اگر به معماری این ایوان که بعدها به ایوان تخت مرمر معروف شد توجه کنیم، شباهت زیادی به ایوان ارگ کریمخانی و تختگاههایی دارد که کریمخان در شیراز ساخته است. این سبک معماری شیراز است که در تهران، توسط معمارانی که کریمخان با خود آورده بود، بنیان گذاشته میشود. کریمخان همچنین یک حرمخانه در تهران میسازد که احتمالاً به عنوان اندرونی استفاده میشده و به «خلوت کریمخانی» معروف است. این بنا ساختمانی نسبتاً کوچک بوده که بخشی از آن هنوز در کاخ گلستان باقی مانده است.
قاجار
این پژوهشگر ادامه داد: تا پایان دوره زندیه، این مجموعه ادامه مییابد تا اینکه در سال ۱۲۰۰ قمری، آقامحمدخان تهران را به پایتختی انتخاب میکند. از دوره او که حدود ۱۰ تا ۱۲ سال طول میکشد، شواهد کمی از ساختوساز در کاخ گلستان وجود دارد. یک عمارت کلاهفرنگی و برجی به او نسبت داده میشود، هرچند شواهد قطعی نیست. در عین حال، مشخص است که دیوانخانه، حیاط دارالحکومه، خلوت کریمخانی و بنایی به نام «بالاخانه آقامحمدخانی» وجود داشته که نشان میدهد او اقامتگاه اختصاصی خود را نیز در این مجموعه داشته است. با این حال، این تصور که در دوره آقامحمدخان اقدامات گستردهای در کاخهای سلطنتی تهران انجام شده است، چندان دقیق نیست و بهتر است با احتیاط به آن نگاه شود.
این مرمتگر افزود: پس از قتل آقامحمدخان، طبق وصیت او، فتحعلیشاه فرزند عباس میرزا به سلطنت میرسد. دوره سلطنت او حدود ۳۸ سال طول میکشد و در این زمان، ساختمانهای زیادی در کاخ گلستان ساخته میشود. بخش اندرونی توسعه پیدا میکند و مجموعه از سمت شمال تا خیابان صوراسرافیل و از سمت شرق تا نزدیکی دیوار ارگ گسترش مییابد. میدان ارگ نیز شکل جدیدی پیدا کرده و ساماندهی میشود. در این دوره، کاخها و عمارتهای متعددی به مجموعه اضافه میشود. یکی از معروفترین آنها عمارت گلستان است که باغ گلستان و نام امروزی کاخ نیز از آن گرفته شده است. این عمارت در دوره ناصرالدینشاه تخریب میشود، اما نام آن بر مجموعه باقی میماند. همچنین عمارتهایی مانند عمارت بلور، عمارت زمستانی و تالار الماس ساخته میشوند که از میان آنها، تالار الماس که ریشه در دوره فتحعلی شاه دارد، از بناهای شاخص باقیمانده است.
مختاری اظهار کرد: پس از فتحعلیشاه، محمدشاه به مدت حدود ۱۴ سال حکومت میکند. از دوره او، شواهد چندانی از ساختوساز در کاخ گلستان در دست نیست و بیشتر به نگهداری و تزئینات، از جمله نقاشیها، پرداخته شده است. با به سلطنت رسیدن ناصرالدینشاه، که نزدیک به ۵۰ سال حکومت میکند، بیشترین تغییرات و ساختوسازها در محدوده کاخهای گلستان انجام میشود. علاوه بر ساخت بناهای جدید، در باغ نیز تغییراتی ایجاد میشود. از جمله، قنات جدیدی به نام «قنات ناصری» یا «قنات شاه» حفر میشود که تا سالهای اخیر نیز آثار آن وجود داشت، اما در جریان ساخت مترو ایستگاه مرکزی تلاقی خط یک و دو در میدان توپخانه، مسیر آن مسدود یا منحرف شد. این قنات به حیاط کاخ گلستان میآمد، از زیر عمارت بادگیر عبور کرده و به بازار میرسیده است. حتی ادارهای به نام مقنات مهرگرد و قنات شاهی برای مدیریت آن و گرفتن مالالاجاره برای آنهایی از این قنات استفاده میکردند، وجود داشته که تا پس از انقلاب نیز فعال بوده است، این قنات نیز متاسفانه خشک شده است.
![]()
کاخ گلستان در روزهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که آسیب آن در پنجرهها دیده میشود.
این مرمتگر ادامه داد: در دوره ناصرالدینشاه، بناهایی مانند عمارت خروجی، عمارت بادگیر، شمسالعماره، تکیه دولت و عمارت گالری ساخته میشوند. کاخ ابیض آخرین بنای مهم این دوره نیز در همین زمان به مجموعه افزوده میشود. ناصرالدینشاه برای یکپارچهسازی باغ گلستان، برخی از بناهای قدیمی مانند عمارت گلستان و عمارت خروجی را تخریب میکند تا شکل مربع امروزی باغ ایجاد شود. عمارت گلستان، عمارت نفیس، ایوان دو رو و نوعی تختگاه بوده است. همچنین عمارت کلاهفرنگی قدیمی نیز تخریب شده و به جای ساختمانهای قدیمی دریاچهای ساخته میشود که در آن قایقرانی انجام میشده است. یکی دیگر از اقدامات مهم این دوره، ایجاد یک موزه بزرگ است. پیشتر موزهای در عمارت خروجی وجود داشت، اما بعدها تصمیم گرفته میشود بخشهایی از اندرونی به باغ گلستان افزوده شده و تالار سلام و تالار آینه را میسازند، عمارت عاج را میسازند و بر بالای عمارت بلور، تالار برلیان ساخته میشود. همچنین عمارتهای دیگری توسعه پیدا میکنند.
او افزود: در مجموع، بخش عمده آنچه امروز در کاخ گلستان دیده میشود، مربوط به دوره ناصرالدینشاه است؛ دورهای که میتوان آن را زمان تحول و دگردیسی معماری ایرانی دانست. در این دوره، معماری ایرانی تحت تأثیر الگوهای اروپایی قرار میگیرد، بهویژه در بناهایی مانند تالار سلام، شمسالعماره و تالارهای جدید. در بخش اندرونی نیز تغییراتی ایجاد میشود و بناهایی مانند عمارت فرحآباد ساخته یا بازسازی میشوند. گفته میشود ناصرالدینشاه دو بار اندرونی را بازسازی کرده است. در این بخش، عمارتهایی مانند خورشید و سروستان نیز وجود داشته که بعد از دوران قاجار از بین رفتهاند.
پهلوی
مختاری گفت: در زمان محمدعلیشاه و احمدشاه، شواهد قابل توجهی از ساختوساز جدید در کاخ گلستان در دست نیست. بعد از دوره احمد شاه، با روی کار آمدن رضاشاه، در آغاز اجرای طرحهای جدید، بخشی از اندرونی که در کنار خیابان داور قرار داشت، از جمله عمارت خورشید و عمارت سروستان که پیشتر در اختیار نایبالسلطنه و حاکم تهران بود و بعدها به وزارت امور خارجه واگذار شده بود، ابتدا به وزارت خارجه و سپس به وزارت دارایی سپرده میشود. میدان ارگ را نیز تخریب میکند. همچنین رضاشاه سردر ورودی کاخهای سلطنتی را به عقب، به محل فعلی منتقل میکند. همچنین باغی شرقی-غربی که در آن محدوده وجود داشت، به میدان ارگی تبدیل میشود که امروز نیز قابل مشاهده است و در جریان بمباران، آسیب زیادی دیده است.
این مرمتگر ادامه داد: با این حال، رضاشاه همه اندرونی را تخریب نمیکند. یکی از دلایل این موضوع، مخالفت انجمن آثار ملی بوده است که تأکید داشت این بناها نفیساند و نباید از بین بروند. رضاشاه تا حدی ملاحظات این انجمن را رعایت میکرد، بهویژه درباره بناهایی مانند «تالار تنبیه» که دارای نقاشیهای بسیار ارزشمندی بود. همچنین عمارت خوابگاه که بنایی شاخص و قابل توجه، شبیه برخی کاخهای عثمانی (مانند کاخهای ترکیه) محسوب میشد، از جمله ساختمانهای مهم آن دوره بود.
مختاری گفت: در دوره محمدرضاشاه، فردی به نام سرلشکر ضرغام که وزیر دارایی بود، بدون توجه به ملاحظات میراثی، تصمیم میگیرد ساختمانهای اندرونی را تخریب کند. در نتیجه، مجموعه فعلی وزارت دارایی در بخش کنار خیابان ناصرخسرو ساخته میشود. همین فرد نیز دستور تخریب بلدیه تهران را در دهه ۳۰ صادر کرده بود. این اقدامات موجب نارضایتی شدید انجمن آثار ملی میشود و از جمله اتفاقات تلخ این دوره بود. در آن زمان یکی از بزرگترین تابلوهای نقاشی ایران نیز با موضوع «جنگ ایران و روس» که در تالار اندرونی قرار داشت، از دیوار جدا کرده، به بیش از پنجاه قطعه تقسیم میکنند و به طبقه دوم موزه ایران باستان منتقل میکنند. سپس این قطعات را مجدداً کنار هم قرار داده و به نمایش میگذارند. پیش از انقلاب، بوم آن تعویض میشود و پس از انقلاب، اثر به موزه دوران اسلامی منتقل میشود، جایی که اکنون نیز در طبقه دوم قابل مشاهده است و از آثار بسیار بزرگ و مهم محسوب میشود. در واقع، از آن اندرونی باشکوه، تقریباً تنها همین اثر باقی مانده است.
او افزود: در دوره محمدرضاشاه، علاوهبر تخریبها، تغییرات دیگری نیز صورت میگیرد. از جمله، در سال ۱۳۳۹، عمارت نارنجستان که در بخش بیرونی کاخهای سلطنتی قرار داشت، تخریب میشود و به جای آن «خوابگاه الیزابت» ساخته میشود که امروزه به عنوان دفتر مدیریت و کتابخانه استفاده میشود. این آخرین ساختمانی است که در این مجموعه در دوره پهلوی ساخته میشود. پس از آن، هر زمان که دولت ایران از سران کشورهای خارجی دعوت میکرد، محل اقامت شبانه آنان در کاخ گلستان و در همین عمارت خوابگاه بوده است. در سال ۱۳۴۶ نیز تعمیرات اساسی برای برگزاری مراسم تاجگذاری انجام میشود و این مراسم در تالار سلام برگزار میشود که آخرین رویداد رسمی مهم در این مجموعه به شمار میرود.
این معمار و پژوهشگر اظهار کرد: در سال ۱۳۵۰، مرمتهایی در مجموعه انجام میشود، اما در کنار آن، اقدامی نامناسب نیز صورت میگیرد. در فاصله میان حیاط تخت مرمر و حیاط باغ گلستان، ساختمانهایی مانند عمارت صندوقخانه، بخشهایی از خلوت کریمخانی و آبدارخانه قرار داشت که همگی تخریب میشوند تا این دو باغ به یکدیگر متصل شده و به شکل یکپارچه امروزی درآیند. پس از برگزاری مراسم تاجگذاری، از سال ۱۳۵۰ به بعد، روند مرمت علمی کاخ گلستان آغاز میشود؛ روندی که تا امروز، نزدیک به پنجاه سال ادامه داشته است. در این مدت، کاخها بهصورت علمی نگهداری شده و هنرمندان بسیاری که بیشتر آنان امروز در قید حیات نیستند، در این مجموعه فعالیت کردهاند، از جمله استاد محمودی، استاد اصغر شعرباف، استاد حسین صادقیان، آقای شیرازی، استاد جواد شفاهی، استاد علی کارگر و استاد علی محمدی. این هنرمندان با کار خود، یادگارهای ارزشمندی در این مجموعه به جا گذاشتهاند.
![]()
تالاری که آینهکاری آن درحال مرمت بود و در میانه جنگ آسیب دید.
جنگ ۱۴۰۴ـ ۱۴۰۵
مختاری گفت: بنابراین، آنچه امروز از این مجموعه باقی مانده، حاصل تلاش نسلهای مختلف هنرمندان است؛ هم در گذشتههای دور و هم در پنجاه سال اخیر. حادثهای مانند بمباران، در واقع نوعی بیاحترامی به تلاش این نسلهاست؛ چراکه این اثر، تنها یک بنای تاریخی نیست، بلکه بخشی از میراث بشری است. بیتوجهی به آن، بیاحترامی به انسان خلاق، هنرمند و اهل فرهنگ محسوب میشود. این آسیبها تنها به یک بنای دویستساله محدود نمیشود، بلکه زحمات نسلهای متمادی را نادیده میگیرد.
او بیان کرد: به نظر من، در کنار تهدیدی که به وجود آمده، یک فرصت نیز برای نسل جدید شکل گرفته است. البته باید با نگاه آگاهانه به این فرصت نزدیک شد و همه ارزشهای آن را در نظر گرفت. در اینجا، صرفاً با عناصر مادی مانند آینه، چوب، کاشی یا شیشههای رنگی مواجه نیستیم، بلکه با یک میراث شهری روبهرو هستیم که به کهن شهر تهران هویت میبخشد.
این معمار با بیان اینکه کاخ گلستان، در کنار بازار و محلههایی مانند عودلاجان و سنگلج، بخشی از تعریف کهنشهر تهران است؛ شهری که با جمعیتی میلیونی، حاصل یک روند تاریخی طولانی است و یکشبه شکل نگرفته است، اظهار کرد: نسلهای متعددی از هنرمندان، صنعتگران و فرهیختگان در شکلگیری آن نقش داشتهاند. این مجموعه، حلقهای از زنجیره میراث شهری تهران است. همچنین دارای ارزشهای خاطرهای بسیار مهمی است. یکی از بزرگترین آرشیوهای عکسهای تاریخی و نیز مجموعهای کمنظیر از نسخههای خطی مصور در کاخ گلستان نگهداری میشود که در سطح جهان منحصربهفرد است.
او افزود: از سوی دیگر، این مکان حامل خاطرات نسلهای مختلف است؛ از حکمرانان دورههای صفویه، زندیه و قاجار گرفته تا پادشاهان، سران کشورها و جهانگردانی که از اینجا بازدید کردهاند. صدها جلد کتاب درباره خاطرات افرادی وجود دارد که به این مجموعه آمدهاند. از این نظر، کاخ گلستان یکی از غنیترین مکانهای تهران از حیث رویدادهای تاریخی است.
مختاری تاکید کرد: در فرآیند مرمت، باید توجه داشت که این کار صرفاً مرمت یک بنا یا مواد نیست، بلکه مرمت یک فرهنگ است؛ فرهنگی که در آن تداوم، تحول، تغییر و زیبایی نقش اساسی دارد. این همان فرهنگی است که توانایی خلق زیبایی را دارد، چیزی که متاسفانه در معماری و شهرسازی امروز ما تا حد زیادی مورد غفلت قرار گرفته است. اگر به مناطق جدید شهری نگاه کنیم، میزان زیبایی در آنها قابل مقایسه با شهر کهن نیست. تفاوت در این است که شهر قدیم را هنرمندان ساختهاند، اما در شهر جدید، یا هنرمندان حضور نداشتهاند یا مجال بروز نیافتهاند. بنابراین، حضور نسل جوان در فرآیند مرمت کاخ گلستان باید با این نگاه همراه باشد که با یک مکان خاطرهای و فرهنگی روبهرو هستند. هدف، تنها احیای هنرهای از دسترفته نیست، بلکه احیای فرهنگی است که امکان خلق زیبایی را فراهم میکند و برای هنرمند شأن و جایگاه قائل است. این نکتهای است که به نظر من باید در این مسیر مورد توجه جدی قرار گیرد.