ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۰۲۴۶

پنج بند طرح صلح بعد از پنج هفته

پنج هفته بعد از جنگ؛ تناقض‌های استراتژیک کاخ سفید

پنج هفته بعد از جنگ؛ تناقض‌های استراتژیک کاخ سفید

دو بالگرد بلک هاوک آمریکا هنگام نجات خلبان اف‑۱۵ سرنگون‌شده، هدف آتش مستقیم ایران قرار گرفتند و چند نیرو زخمی شدند. همزمان، یک اف‑۱۵ دیگر و یک ای‑۱۰ نیز مورد اصابت قرار گرفتند. جنگ وارد هفته پنجم شده و ترامپ با وجود ادعاهای متفاوت، نتوانسته ایران را فروبپاشد. تنگه هرمز مسدود شده و ایران درآمد نفتی بیشتری دارد.

فرارو- به نقل از روزنامه واشنگتن پست، که در تاریخ 15 فروردین منتشر شده، دو فروند بالگرد بلک هاوک نیروهای مسلح آمریکا که در حال انجام عملیات جستجو و نجات خلبان یک جنگنده سرنگون‌شده بودند، با شلیک مستقیم نیروهای ایرانی مواجه شدند. این مقامات که نخواستند نامشان فاش شود، تأیید کردند که در این حمله، تعدادی از پرسنل نظامی حاضر در بالگردها زخمی شده‌اند. شدت جراحات این نیروها هنوز به طور رسمی اعلام نشده است.

به گزارش فرارو، همزمان، وال استریت ژورنال با استناد به منابع آگاه، جزئیات بیشتری از لحظات اولیه این درگیری منتشر کرده است. بر اساس این گزارش، خلبان جنگنده اف-۱۵ پس از اصابت آتش پدافند ایران، توانسته هواپیما را از حریم هوایی ایران خارج کند و سپس در منطقه‌ای امن اقدام به ایجکت (پرش با صندلی پران) نماید. این خلبان، که نامش فاش نشده، متعاقباً توسط همان دو فروند بالگرد بلک هاوک که بعداً هدف قرار گرفتند، نجات داده شد.

اما داستان به همین جا ختم نمی‌شود. شبکه خبری سی‌بی‌اس نیز به نقل از مقامات آمریکایی اعلام کرد که ایران روز جمعه یک فروند جنگنده اف-۱۵ دیگر را نیز سرنگون کرده است. در این حادثه، خلبان دوم که به عنوان «افسر سیستم‌های تسلیحاتی» در خدمت بوده، همچنان مفقود است. مقامات آمریکایی تأکید کرده‌اند که عملیات جستجو برای یافتن این افسر بدون وقفه ادامه دارد. همچنین وال استریت ژورنال گزارش داده که یک فروند هواپیمای تهاجمی ای-۱۰ آمریکا نیز در این درگیری هدف قرار گرفته، اما در داخل خاک ایران سقوط نکرده است.

«خشم حماسی» در باتلاق پنج‌هفته‌ای

به نقل از روزنامهٔ تایمز، مورخ 14 فروردین، تغییرات اساسی در اهداف عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، باعث طولانی‌تر شدن جنگی شده است که وارد پنجمین هفتهٔ خود شده و همچنان پایانی برای آن متصور نیست. این گزارش به بررسی عملیات موسوم به «خشم حماسی» می‌پردازد و می‌نویسد که ادعای دونالد ترامپ مبنی بر نزدیک بودن فروپاشی توانمندی‌های ایران، با داده‌های میدانی پیچیده‌تری در تضاد است.

از ابتدای جنگ، یک طرح استراتژیک منسجم وجود نداشته و مقامات نظامی بریتانیا فقدان چشم‌انداز نهایی برای آن را نقد کرده‌اند. ترامپ از نابودی ۱۰۰٪ رادارهای ایران خبر داده، اما گزارش‌های اطلاعاتی تنها نابودی بخشی از زرادخانهٔ موشکی را تأیید کرده‌اند. هزاران پهپاد و سکوی پرتاب در تونل‌های زیرزمینی مستحکم پنهان شده‌اند و به محض توقف بمباران، قادر به عملیات هستند.

حملات هوایی و عملیات مشترک، ستون فقرات ناوگان ایران را فلج کرده و بیش از ۱۵۵ قایق و کشتی جنگی از جمله ناو پهپادبر «شاهد باقری» غرق شده است. با این حال، تنگهٔ هرمز به میدان نبرد چریکی دریایی تبدیل شده و سپاه پاسداران با ایجاد ایست‌های بازرسی، کشتی‌ها را مجبور به بازرسی می‌کند و از زیردریایی‌های کوچک و پهپادهای انتحاری استفاده می‌نماید.

در مسیر هسته‌ای، پنتاگون با معضل ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ ایران (صدها کیلوگرم با خلوص بالا) در اعماق کوه‌ها مواجه است. شبکهٔ نیروهای مقاومت منطقه‌ای هم فرسایش یافته اما از بین نرفته است: حوثی‌ها تهدید دریای سرخ را ادامه می‌دهند و حزب‌الله از پهپادهای انتحاری در درگیری‌های مرزی استفاده می‌کند.

ناظران معتقدند ترامپ در حال تغییر اهداف خود برای همسو شدن با دستاوردهای میدانی و دستیابی به یک راه‌حل سیاسی است که به او اجازه دهد پیروزی را اعلام کند، هرچند پیامدهای ژئوپلیتیکی این جنگ ممکن است برای دهه‌ها ادامه یابد. در پایان، تایمز تأکید کرده که حتی در فرض ممکن شدن «بازگرداندن ایران به عصر حجر»، تبدیل این ویرانی به ثبات سیاسی بدون برنامه‌ای برای دوران پساجنگ، بزرگترین چالش پیش روی کاخ سفید است.

گزینهٔ عملیات زمینی نیز در ارزیابی‌های نظامی مطرح شده است. در روزهای اخیر، تحرکات نظامی آمریکا بر دریای عرب، خلیج عمان و خطوط کشتیرانی منتهی به تنگه هرمز متمرکز بوده است. حملات، رادارهای هشدار اولیه، سکوهای موشکی ساحلی و تأسیسات پهپادی را هدف قرار داده‌اند. 

تناقض‌های استراتژیک کاخ سفید در برابر ایران

بر اساس گزارش مجلهٔ فارین پالیسی، سخنرانی اخیر دونالد ترامپ دربارهٔ جنگ با ایران یک پارادوکس اساسی را آشکار کرد: جنگ در بحبوحهٔ تشدید میدانی درگیری‌ها و افزایش ابهام سیاسی در حال وقوع است. بر اساس این گزارش، سخنرانی ترامپ هیچ نقشه‌راهی برای پایان دادن به درگیری ارائه نکرد و روایتی را بازتولید کرد که «اعلام پیروزی» را با تهدید به ادامهٔ عملیات ترکیب می‌کند، بدون اینکه نقطهٔ پایانی مشخصی تعیین کند.

در این سخنرانی حدوداً ۲۰ دقیقه‌ای، ترامپ سعی کرد تصویر یک دستاورد نظامی قاطع ایجاد کند و مدعی شد که حملات آمریکا «ایران را از توانایی توسعهٔ سلاح هسته‌ای محروم می‌کند». اما در حالی که گفت آمریکا «خیلی زود در مسیر تکمیل اهداف خود است»، سپس اعلام کرد که حملات بسیار شدید علیه ایران «طی دو تا سه هفتهٔ آینده» ادامه خواهد یافت. این تناقض مستقیماً بر بازارهای جهانی (به ویژه نفت و کشتیرانی) تأثیر گذاشت که امیدوار به نشانه‌های کاهش تنش بودند.

در جبههٔ اتحادها، ترامپ دوباره تهدید به خروج از ناتو کرد و از کشورهای عضو به دلیل کوتاهی در تأمین امنیت ناوبری در تنگه هرمز انتقاد نمود. در مقابل، متحدان اروپایی به طور مستقل حرکت می‌کنند: کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، خواستار برگزاری جلسه‌ای با حضور حدود ۴۰ کشور (به استثنای آمریکا) برای بحث در مورد سازوکارهای بازگشایی تنگه شده است، در حالی که ترامپ گفته تنگه پس از پایان جنگ «به طور طبیعی باز خواهد شد.»

به موازات تشدید تنش‌های خارجی، دولت آمریکا شاهد تغییرات داخلی قابل توجهی است. در بحبوحهٔ گزارش‌هایی مبنی بر نارضایتی ترامپ از اجرای کند دستور کار سیاسی خود (از جمله پیگرد قانونی مخالفانش)، پم بوندی، دادستان کل، برکنار و موقتاً تاد بلانچ جایگزین او شد. در داخل آمریکا نیز فشار برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته است. یک نظرسنجی رویترز/ایپسوس نشان داد که ۶۶ درصد از آمریکایی‌ها ترجیح می‌دهند این درگیری به سرعت پایان یابد. این مجله نتیجه گرفت که جنگ با ایران وارد مرحله‌ای شده که با همپوشانی مسیرهای نظامی، سیاسی و اقتصادی مشخص می‌شود؛ جایی که بسیج نیروها بدون شفافیت در اهداف نهایی افزایش یافته و شکاف بین لفاظی و واقعیت در حال گسترش است.

تنگه هرمز؛ بسته به روی غرب، باز به روی نفت ایران

فرید زکریا در یادداشتی در روزنامه واشنگتن پست معتقد است واقعیت میدانی، نقش‌برآب تمام پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه کاخ سفید بوده است. به جای فروپاشی نظام، آنچه رخ داده، تثبیت و حتی رادیکال‌تر شدن ساختار قدرت در تهران است. سپاه پاسداران نیز نه تنها تضعیف نشده، بلکه با شعار دفاع از میهن، قدرتمندتر و منسجم‌تر از پیش شده است.

در عرصه اقتصادی، بزرگترین شوک به متحدان غربی وارد شده است: تنگه هرمز که پیش از جنگ علیرغم ۴۷ سال تنش مستمر، همواره آزاد و باز بود، اکنون عملاً مسدود شده و تنها به روی نفت ایران گشوده است. ایران اکنون تقریباً دو برابر قبل از جنگ، از فروش نفت روزانه خود درآمد دارد و علاوه بر آن، از هر نفتکش عبوری دو میلیون دلار عوارض دریافت می‌کند؛ رقمی که ماهانه صدها میلیون دلار درآمد برای بازسازی نیروهای نظامی ایران فراهم می‌سازد.

متحدان عرب آمریکا در منطقه نیز با شرایطی بی‌ثبات‌تر و پرتنش‌تر از هر زمان دیگری مواجه شده‌اند. عربستان سعودی که در سال ۲۰۲۳ روابط خود را با ایران احیا کرده بود تا بر صلح و ثبات برای برنامه‌های مدرن سازی خود تمرکز کند، اکنون صادرات نفتش مختل شده و کل منطقه از مسیر ثبات به سمت درگیری تمام‌عیار کشیده شده است.

در میانه این میدان آشفته، هویت بازندگان و برندگان با وضوحی بی‌سابقه خود را نشان داده است. بزرگترین برنده این جنگ، بدون هیچ تردیدی، روسیه است: مسکو ماهانه میلیاردها دلار از محل افزایش قیمت نفت سود می‌برد و همزمان، آمریکا به دلیل درگیری در خاورمیانه، عملاً از اعمال تحریم‌های پیشین علیه روسیه چشم پوشیده یا آنها را کاهش داده است.

در سوی دیگر میدان، اوکراین و اروپا بزرگترین بازندگان هستند: کی‌یف با کمبود شدید تسلیحات مواجه شده است و کشورهای اروپایی هزینه‌های سنگین انرژی را تحمل می‌کنند. چین اما مسیری متفاوت را طی کرده است: با سرمایه‌گذاری کلان در فناوری سبز و تماشای درگیر شدن آمریکا در باتلاق خاورمیانه، پکن خود را به عنوان «قدرتی مسئولیت‌پذیرتر و کمتر تنش‌زا» در عرصه جهانی به تصویر کشیده است.

نویسنده گزارش در پایان با پرسشی تلخ و تأمل‌برانگیز مخاطب را تنها می‌گذارد: «آیا تاکنون هیچ اقدام نظامی آمریکایی با این همه هزینه و اینقدر دستاورد کم همراه بوده است؟» پرسشی که پاسخ آن، شاید سال‌ها بعد و در کلاس‌های درس بازخوانی شکست‌های استراتژیک آمریکا در خاورمیانه، داده خواهد شد.

طرح صلح ظریف در فارن افرز؛ پایان جنگ با ۵ بند

محمد جواد ظریف، وزیر خارجه سابق ایران، در مقاله‌ای در مجلهٔ فارن افرز (امور خارجه) پیشنهادهایی برای پایان دادن به جنگ با آمریکا و اسرائیل مطرح کرده است. او هشدار داد که ادامهٔ جنگ ممکن است از نظر روانی رضایت‌بخش به نظر برسد، اما منجر به تخریب بیشتر جان انسان‌ها و زیرساخت‌ها و حتی احتمال حملهٔ زمینی آمریکا خواهد شد. ظریف پیشنهاد کرد که تهران از موقعیت فعلی خود برای «اعلام پیروزی» و حرکت به سمت توافقی استفاده کند که شامل موارد زیر باشد:

محدود کردن برنامه هسته‌ای: تعهد به عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای و کاهش غنی‌سازی اورانیوم در کل ذخایر به سطح توافق‌شده زیر ۳.۶۷ درصد.

بازگشایی تنگه هرمز: تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری با همکاری سلطان‌نشین عمان.

لغو تحریم‌ها: در مقابل، آمریکا تمام قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران را خاتمه داده، تحریم‌های یکجانبه را لغو کرده و شرکای خود را به انجام همین کار تشویق کند.

پیمان عدم تجاوز دائم: ایران و آمریکا پیمان عدم تجاوز دائم امضا کرده و متعهد شوند از زور یا تهدید به آن علیه یکدیگر استفاده نکنند.

همکاری اقتصادی و دیپلماتیک: لغو عناوین مرتبط با تروریسم که به یکدیگر نسبت داده‌اند، از سرگیری خدمات کنسولی، اعزام دیپلمات به دفاتر حافظ منافع و لغو محدودیت‌های سفر شهروندان.

محمد ظریف با اشاره به «اظهارات متناقض و گیج‌کننده» دونالد ترامپ دربارهٔ مذاکرات، این را نشانهٔ «ضعف موضع او» دانست. او تأکید کرد که هرگونه آتش‌بس بدون پرداختن به اختلافات اساسی، ذاتاً شکننده خواهد بود و اصل «عمل متقابل» برای هر توافقی اساسی است. در پایان، ظریف در حساب کاربری خود در ایکس نوشت: «به عنوان یک ایرانی، از تجاوز بی‌ملاحظه و توهین‌های بی‌ادبانهٔ دونالد ترامپ خشمگین هستم و در عین حال به نیروهای مسلح و مردم مقاوم خود افتخار می‌کنم، بنابراین از انتشار طرح صلح متحیرم. با این حال، متقاعد شده‌ام که جنگ باید بر اساس شرایطی که با منافع ملی ایران همسو است، پایان یابد.»

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ