ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۸۵۹۹

میدل ایست آی گزارش می دهد؛

سفر نتانیاهو به آمریکا؛ تله ای بزرگ برای ترامپ؟

سفر نتانیاهو به آمریکا؛ تله ای بزرگ برای ترامپ؟

«هر حمله ای به ایران به احتمال زیاد روند بازرسی های هسته ای در این کشور را به کل پایان خواهد داد و بُعد تسلیحاتی توان هسته ای ایران را برجسته می کند و منطقه را درگیر تنش های دائمی خواهد کرد.»

 فرارو- «احمد التویجری»؛ نویسنده و روزنامه نگار مستقل حوزه سیاست خارجی.

 به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست آی؛ ایالات متحده آمریکا در آستانه یک تصمیم فاجعه‌بار است. تصمیمی که می تواند چهره خارومیانه را تغییر دهد و جان میلیونها نفر در این منطقه را به خطر بیندازد و بار دیگر آمریکا را در یک جنگ خونین و بدون سرانجام گرفتار کند.

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل یک مرتبه دیگر بر شدت تلاش ها و فشارهای خود به آمریکا جهت کشاندن این کشور به جنگ علیه ایران افزوده است. این یک راهبرد جدید از سوی تل‌آویو نیست. به مدت چند دهه، نتانیاهو استدلال کرده که ایران یک تهدید موجودیتی و قریب‌االوقوع را برای اسرائیل دربردارد و تنها باید با زور با آن برخورد شود. بارها و بارها در این رابطه از سوی اسرائیل و جریان های متحد با آن هشدار داده شده است. البته که بارها و بارها نیز چشم اندازهای ادعایی اسرائیل محقق نشده اند.

آنچه در موارد مختلف شاهد آن بوده ایم، هرج و مرج منطقه ای در پی مداخلات نظامی بوده که با عناوینی نظیر «ضروری» و یا «قاطع» به افکار عمومی فروخته شده اند. یک حمله جدید از سوی آمریکا به ایران دیگر یک حمله محدود نخواهد بود. حرکتی نخواهد بود که آمریکا بتواند آن را تمیز و بی دردسر انجام دهد. در عین حال، پیامدهای یکچنین اقدامی نیز مهارشدنی نیستند.

بی‌ثباتی منطقه ای

در سال 2003، آمریکا به عراق حمله کرد و مدعی بود که رژیم صدام حسین از تسلیحات کشتار جمعی برخوردار است. تمامی آن ادعاها در گذر زمان دروغ بودنشان اثبات شد. آن جنگ منجر به کشته شدن صدها هزار نفر شد و البته که آوارگی میلیون ها نفر و هدر رفتن میلیاردها دلار و در عین حال ناامنی طولانی مدت منطقه ای را به دنبال داشت. البته که برونداد نهایی آن قدرت گیری قابل توجه منطقه ای ایران بود. در سال 1964، گزارش های غلط از حمله به ناوگان دریایی آمریکا در خلیج تونکین بهانه ای برای حمله این کشور به ویتنام شد. جنگی که موجب کشته شدن 60 هزار آمریکایی و البته سه میلیون ویتنامی شد.

در سال 2011، مداخله نظامی ناتو در لیبی که قرار بود محدود و انساندوستانه باشد، منجر به فروپاشی دولت وقت لیبی و بی‌ثباتی گسترده منطقه ای شد. هرکدام از این موارد به نحوی تصویرسازی می شدند که گویی مداخله در کشورهای مذکور را امری فوری معرفی می کردند. درگیری در قالب هرکدام از این منازعات اجتناب‌ناپذیر معرفی می شد. هرکدام نیز درس های معناداری را در مورد پیامدهای جنگ افروزی غیرمنطقی به همراه داشتند.

چهارشنبه گذشته، نتانیاهو که از سوی دیوان لاهه به دلیل جنایت علیه بشریت در غزه با حکم بازداشت بین‌المللی خود رو به رو است، فرصتی دیگر یافت تا شاید بار دیگر بتواند کاری کند که کاخ سفید بر طبل جنگی جدید در خاورمیانه بکوبد. او بیش از سه دهه است که هشدار می دهد ایران در آستانه دستیابی به سلاح های هسته ای است. او در طی این مدت بارها و بارها در موقعیت ها و جلسات رسمی به این مساله اشاره داشته و ادعاهایی را در این رابطه مطرح کرده است. او هر بار هم گفته که ایران فقط چند ماه تا دستیابی به سلاح های اتمی فاصله دارد و راهکار وی برای مواجهه با این وضعیت هم استفاده از قوه قهریه و جنگ بوده است.

حقیقت این است که ایران نه عراق و نه ونزوئلا است. این کشور بیش از 90 میلیون نفر جمعیت دارد و از توانمندی‌های نظامی پیشرفته ای سود می برد و متحدان قدرتمندی در لبنان، عراق، و یمن دارد. هرگونه حمله آمریکا به یکچنین کشوری، به هیچ وجه نمی تواند موصوف به صفت «محدود» و «مهارشده» باشد. ده ها هزار انسان بیگناه کشته خواهند شد و چندین برابر این افراد نیز به شدت مجروح می شوند. نظامیان آمریکایی که در اقصی نقاط خاورمیانه حضور دارند هم آماج تلافی‌جویی ایران خواهند بود.

بازارهای جهانی انرژی نیز با تکانه های جدی رو به رو خواهند شد. موضوعی که تا حد زیادی ناشی از اقدامات احتمالی ایران در تنگه هرمز است. منطقه ای که 20 درصد از صادرات نفت جهان از آن عبور می کند. این منطقه به احتمال فراوان در صورت درگیری میان ایران و آمریکا یکی از کانون های درگیری میان دو طرف خواهد بود. پیامدهای اقتصادی جنگ علیه ایران بسیار فوری و جهانی خواهد بود و موجب موجی از تورم، شکنندگی بازارها و سختی، ورای میادین جنگ می شود.

تقابل دائمی

باید توجه داشته باشیم که هرگونه جنگی علیه ایران عملا در تضاد با اهداف اعلام‌شده‌اش قرار دارد. حملات نظامی نمی توانند دانش هسته ای ایران را نابود کنند. حملات تازه به احتمال فراوان به روند بازرسی ها در ایران به صورت کامل خاتمه خواهند داد و ماهیت تسلیحاتی فعالیت های هسته‌ای ایران را برحسته خواهند کرد و منطقه را به تقابل دائمی وارد می کنند.

این در حالی است که دیپلماسی می تواند نتایج مفیدی داشته باشد. توافق برجام که در سال 2015 منعقد شد تا حد زیادی ظرفیت های هسته ای ایران را محدود کرد و به طور خاص برنامه هسته ای تهران را هدفِ بازرسی های گسترده ای قرار داد. جنگ عملا عدم قطعیت را جایگزین راستی‌آزمایی می کند و البته که تشدید تنش را جایگزین خویشتنداری خواهد کرد. متحدان حق دارند از منافع امنیتی خود حراست کنند. آن ها نباید برای آمریکا تعیین زمان کنند که چه زمان وارد جنگ شود و یا سربازان آمریکایی را به کشتن بدهند. سیاست خارجی آمریکا باید با منافع این کشور هدایت شود و حقوق بین‌الملل و درس های تاریخی فراوان را مد نظر داشته باشد نه اینکه تحت تاثیر دیدگاه های کوته‌بینانه و فشارهای خارجی باشد.

بشریت در جهان کنونی به صلح، بیشتر از جنگ نیاز دارد. اگر تمایل صادقانه ای جهت حراست از انسانیت وجود دارد، کل جهان باید به طور کامل عاری از تسلیحات کشتار جمعی شود. آمریکا باید به صدای عقلانیت در خاورمیانه گوش دهد که در نقطه مقابل حمله به ایران و خلق تبعات فاجعه‌بار است. آمریکا مطمئنا نباید به صدای افرادی گوش دهد که مرتکب جنایت و نسل‌کشی شده اند.

ارسال نظرات
خط داغ