ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۰۹۴۷

کوروش محمدی در گفتگو با با فرارو

مشکلات باید حل شود نه این که جمع شود/ بی‌ثباتی با گفتار درمانی مشکل حل نمی‌شود

مشکلات باید حل شود نه این که جمع شود/ بی‌ثباتی با گفتار درمانی مشکل حل نمی‌شود

بی‌ثباتی در جوامع مربوط به سرمایه اجتماعی‌ست؛ سرمایه‌ای که به باور آسیب‌شناسان اجتماعی در جنگ ۱۲ روزه به جمهوری اسلامی داده شد اما وقایع اخیر نشان می‌دهد که پایه‌های آن متزلزل شده. چرایی این مساله و رویکردها رادیکال برای جمع کردن آن به جای حل کردنش موضوع بحث جامعه‌شناس‌هاست.

فرارو- چگونگی بازگشت ثبات به جامعه پس از وقایع دی ۱۴۰۴ در دستان عوامل کلیدی بی‌ثباتی است؛ ثباتی که نشانه‌هایش پس از جنگ ۱۲ روزه بر نظام حکمرانی تابید و حالا چگونگی برخورد با آن زیر ذره‌بین جامعه‌شناسان قرار گرفته. 

به گزارش فرارو، به عقیده کوروش محمدی، رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران از جمله عوامل کلیدی بی‌ثباتی اجتماعی در جریانات اخیر ایران دو وجه قالب دارد؛ این مساله شرایط را به سمتی پیش می‌برد که بخشی از جامعه احساس نارضایتی، یاس و ناامیدی می‌کند.

سرمایه اجتماعی هدیه شده از سوی خدا نابود شد

کوروش محمدی در مصاحبه با فرارو می‌گوید: «بسیاری از شکاف‌های طبقاتی که الان بین لایه‌های اجتماع هست نتیجه بی‌توجهی و کارکردهای غلط در توزیع منابع و فرصت‌ها در جامعه وجود دارد. ما در اقتصاد، معیشت، ایجاد مسائل رفاهی و دیگر چیزها نتوانستیم اعتماد عمومی جامعه را به دست بیاوریم و در نتیجه حاکمیت در حال حاضر با بحران سرمایه اجتماعی مواجه شده است. در همین راستا او نتوانسته اعتماد عمومی را جذب و سرمایه اجتماعی را حفظ کند.» 

رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی می‌گوید: «بعد از جنگ ۱۲ روزه همگی شاهد بودند که انگار خدواند به جمهوری اسلامی یک سرمایه اجتماعی هدیه کرد؛ با این وجود که کارکردهای غلط بود و ناکارآمدی‌ها و مشکلاتی در ساختار عملکردی وجود داشت. مردم با تمام مشکلات در آن روزها پای کشور و نظام ایستادند، اما متاسفانه برای حفظ این سرمایه اجتماعی هیچ گامی برداشته نشد چه بسا برخی گام‌ها در جهت نابودی آن ایجاد شد. این که در حال حاضر تبحری در نابود کردن سرمایه اجتماعی داریم حرف بی‌ربطی نیست.» 

او می‌افزاید: «بسیاری از نمایندگان مجلس بلافاصله پس از جنگ ۱۲ روزه به جای اینکه قدر این فرصت را بدانند و بخواهند از زمینه‌های موجود اعتماد اجتماعی ایجاد کنند به سراغ مواردی رفتند که منجر به عصبانیت جامعه شد. حالا با مرور سابقه‌ای که از افراد دخیل و دارای مسئولیت در حاکمیت سراغ داریم، تصور می‌شود سرمایه اجتماعی که در ۲۲ دی پس از این همه اتفاقات جمع شدند را هم از دست بدهد.» 

خودمان پاشنه آشیل را به عوامل خارجی نشان دادیم/ مشکلات باید حل شود نه این که جمع شود

محمدی می‌گوید: «با تمام این تفاصیل حاکمیت باید صدای معترض را بشنود. درست است که صدایی یکپارچه از مردم در جهت محکومیت اغتشاش و تخریب، 22 دی، شنیده شده اما بخشی از جامعه اعتراض دارد و حرف او باید شنیده شود و پاسخی به آن داده شود. در غیر این صورت همچنان صورت مساله را پاک کردیم که می‌تواند ریشه در ناکرده‌های گذشته ما داشته باشد.» 

او می‌افزاید: «عامل دیگری که در بی‌ثباتی حاکم نقش دارد، که البته کم‌اهمیت‌تر است، همان عوامل دشمن خارجی است. این مساله مهم است اما دشمن خارجی زمانی موفق می‌شود که ما در جامعه زمینه را فراهم کرده و پاشنه آشیل خود را نشان داده باشیم؛ درست آن جایی را که در آن ضعف داریم. به بیانی مشکلات باید حل شود نه این که جمع شود. رویکرد اکنون جمع کردن مسائل و مشکلات است. آیا مسائل معیشتی درست شد؟ با گفتار درمانی مشکل حل نمی‌شود. دشمن خارجی هم از نبود سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی و کارکردهای درست و اصولی نهایت بهره برداری را کرده و از همان نقطه ورود می‌کند.» 

رویکردهای رادیکال مساله را اداره نمی‌کند بلکه آن را کنترل می‌کند

این جامعه‌شناس می‌گوید: «رویکردهای رادیکال مساله را اداره نمی‌کند بلکه آن را کنترل می‌کند. به طور کل اگر ارتباط و اعتماد عمومی بین حاکمیت و جامعه برقرار باشد و سطح بالایی داشته باشد دیگر حتی نیازی به فیلترینگ نیست. در آن نقطه حتی لازم نیست نگران تریبون‌های خارجی باشیم. مهم این است که اعتبار بین دو بخش جامعه برقرار باشد که یکدیگر بفهمند و حاکمیت بتواند بر مبنای نیازهای درک شده از کف جامعه به مردم سرویس دهد. رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها نشان می‌دهد فقری که هم اکنون در جامعه وجود دارد هنوز درک نشده، حاشیه نشینی‌ها، بیکاری، نوجوان سردرگم و دارای بحران هویتی که در کف جامعه است دیده نمی‌شوند و حاکمیت برای برقرای ارتباط او با جامعه راه حلی پیدا نکرده است.» 

او می‌افزاید: «وقتی قرار نیست اتفاق جدیدی در رویکردها رقم بخورد همان اتفاقات گذشته می‌افتد؛ به طور میانگین هر چند سال یکبار مسائل این چنینی که با آن رو به رو بودیم دوباره به وجود می‌آید. بحث این است که در میان این وقایع زمینه سو استفاده دشمن خارجی هم ایجاد می‌شود.» 

محمدی می‌گوید: «علت اینکه به سمت حل ریشه‌ای این مشکلات نمی‌روند گره خورده با افرادی است که در حل این مسائل مخالف هستند یا موضع گیری سرسختانه و تندی دال بر تکرار رفتارهای گذشته دارند. اینان افرادی هستند که هیچ هنری برای حل مشکلات نخواهند داشت؛ خواه در قاموس مدیر یا نماینده یا رسانه؛ تفاوتی ندارند. آنان هیچ زمانی با بدنه کارشناس جامعه مراوده نمی‌کنند. در این صورت این پرسش که چرا همان رفتارها و تصمیم‌گیری‌های گذشته به شکلی رادیکال‌تر تکرار می‌شود مشخص است. برخی اعتقادی به بدنه کارشناسان ندارند.» 

او می‌افزاید: «برای وقایع اخیر از هیچ کارشناسی خواسته نشد که مساله را آسیب‌شناسی کند. فقط منیتی که در برخی از جریانات تندرو حاکمیت وجود دارد و اصرار دارند حرف آنان درست‌ترین حرف است به کرسی نشسته و در نهایت به جامعه ضربه زده و سرمایه اجتماعی را از بین می‌برد. در این جامعه در چندین مرحله این مسائل پیش آمده حتی یک بار نظر کارشناسان را نپرسیدند و این قضیه مدام تکرار شده است.» 

در نهایت او می‌گوید: «اگر کسی اصولی مبتنی بر عقلانیت و رفتار دلسوزانه برای این کشور داشته باشد باید به سمت دیده و شنیده شدن صداهای مردم پیش برود و حس تعلق و اعتماد در مردم ایجاد کند. بخش زیادی از جامعه، همان افرادی که کف خیابان بودند، خودشان هم از اینکه قرار است چه اتفاقی برای انان بیافتد سردرگم بودند چون حس تعلق به جامعه ندارند. کسی که احساس تعلق به این جامعه داشته باشد حتی یک سطل آشغال بی‌ارزش را هم آتش نمی‌زند.»

خبرنگار : طناز سادات حسینی‌فر
ارسال نظرات
خط داغ