زیدآبادی: ظاهراً سوءاستفاده از نام حسین دیگر در انحصار جماعت بنیادگرا نیست!
ظاهراً سوءبرداشت و سوءاستفاده از نام حسین دیگر در انحصار جماعت بنیادگرا و قشری نمانده و جمعی از مدعیان سکولاریسم و بیدینی هم به این هوس افتادهاند.
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار، در کانال تلگرامی خود نوشت: اگر ساکت کردن دیگران در این جهان توجیه و مشروعیتی داشت و من هم در موقعیت ساکت کردن دیگران قرار میگرفتم برخی واعظان کمسواد و مداحان قشری و بنیادگرایان سیاسی بخصوص بعضی نویسندگان روزنامۀ کیهان را از بردن نام علی و حسین و برخی از این مدعیان وطندوستی در خارج از کشور را از بردن نام ایران، منع میکردم! اما چه کنم که چنین کاری نه شدنی و نه مشروع و موجه است!
به قول ماهطلعت «قربونت برم امام حسین! تو چقدر مظلومی! اینقدر مظلوم که هر کی از هر طرفی با هر نوع طرزفکری میخواد کار بیحساب و کتاب خود را توجیه کنه، به تو استناد میکنه!»
من آن دسته از مخاطبانی را که تحت تأثیر برخی از سفسطهها و مغلطههای آشکار عدهای برای تشبیه رفتار خود به حرکت امام حسین قرار میگیرند، به مطالعۀ کتابِ «چراغ زمین» فرا میخوانم. من اصلاً این کتاب را به قصد خنثیسازی همین مغلطهها نوشتهام!
ظاهراً سوءبرداشت و سوءاستفاده از نام حسین دیگر در انحصار جماعت بنیادگرا و قشری نمانده و جمعی از مدعیان سکولاریسم و بیدینی هم به این هوس افتادهاند. محض اطلاع مخاطبان آنان باید یادآوری کرد که:
حسین در مسیرش از مکه به سمت کوفه همین که شنید بر سر مسلم و هانی چه آمده است، خطرات مهلک پیش روی خود را به عیان دید. به همین دلیل، همۀ همراهانش را جمع آورد و به آنها گفت؛ این سفر پایانی خطرناک دارد. بنابراین من بیعت شما را با خود منحل میکنم و آن را از گردنتان برمیدارم. شما آزادید که مرا رها کنید و به خانههای خود و یا هر جای امنی که سراغ دارید پناه ببرید. پس از این صحبت، جمعیت زیادی، کاروان حسین را ترک کردند.
در روزهای مشرف به عاشورا نیز حسین خطاب به اعضای خانواده و یاران نزدیکش که مجموعاً به صد نفر نمیرسیدند، گفت؛ این قوم با من کار دارند. با شما کاری ندارند. پس از این تاریکی شب بهره گیرید و هر کدام تعدادی از زنان و کودکان خاندان مرا با خود به سلامت از این مهلکه نجات دهید. اعضای خاندان و یارانش اما این توصیه را رد کردند و گفتند؛ ما شما را هرگز ترک نمیکنیم و آمادهایم در کنار شما جان دهیم. در روز عاشورا آنها همگی در کنار هم جان باختند و زنان و کودکان هم به اسارت رفتند.
حالا این داستان چه ربطی به فراخوان حضور خیابانی از آن سر دنیا و تشویق بدون حساب و کتاب مردم برای رفتن به دم گلوله و بعد مقایسۀ این رفتار با ماجرای حسین دارد؟