داشت مویه میکرد و خاک سر و رویش را پوشانده بود. در سالهای بعد هم اُم سلیمه فقط مویه میکرد و مویه میکرد؛ مویهای سوزناک که تا آفاق میرفت، در تهران هم شنیده میشد چه برسد به خرمشهر ویران که تا سالها نیزههایی آهنین در خارج از شهر برای او دست به دعا برداشته بودند.