ساعت حدود ۱۰ شب بود که به پارک رسیدیم و دوباره با قاتل و دوستانش دعوایمان شد و در این میان قاتل با چاقو به قفسه سینه دوستم که سعی در میانجی گری و طرفداری از من داشت، زد.
۶۳ مطلب
ساعت حدود ۱۰ شب بود که به پارک رسیدیم و دوباره با قاتل و دوستانش دعوایمان شد و در این میان قاتل با چاقو به قفسه سینه دوستم که سعی در میانجی گری و طرفداری از من داشت، زد.
متهم در تشریح انگیزه قتل گفت: کاوه یکباره به رویم چاقو کشید و به سمتم حملهور شد. من هم چاقو را از دستش گرفتم و یک ضربه به او زدم. راستش من اصلا در حال خودم نبودم؛ خیلی عصبانی بودم و هرگز فکر نمیکردم با زدن آن ضربه چنین اتفاقی برای برادرم بیفتند و او جانش را از دست بدهد.
وقتی با «جابر» (مقتول) چشم در چشم شدیم و کار به مشاجره کشید او ناگهان با چاقو به طرف من حمله کرد و ضربهای روی دست راستم زد که به خاطر پایین بودن شیشه روی در قرار داشت. من هم پیاده شدم و این گونه درگیری به وجود آمد. در یک لحظه چشمم به چاقوی خون آلود روی زمین افتاد.
درگیری به بیرون از باغ تالار کشید. در اثنای این درگیری ناگهان تیغه چاقو در فضا درخشید و بر قلب نوجوان ۱۷ سالهای به نام حفیظ ا... نشست.
«آن روز «سگ پاکوتاه» خالهام را که نزد من بود به خانه آنها بردم، ولی خالهام در منزل نبود. به همین خاطر به همسایه خالهام گفتم اگر سراغ مرا گرفتند بگوید که سگ را به پارک بردم تا مقداری آشغال گوشت به او بدهم. وقتی در حال سگگردانی بودم، ماهی به همراه دوستش و در حالی که به من فحش میداد و ناسزا میگفت...»
آقایی در پاسخ به این سوال که آیا خانواده دختر دانشجویی که مهمان این خانواده بوده در جریان قرار گرفتند؟ تصریح کرد: فعلا خانواده دختری که مهمان این خانواده بوده حضور نیافتند و بررسی جهت شناسایی خانواده این دختر ادامه دارد.
چاقویی را از روی گاز منزل آنها برداشتم و در یک لحظه ضربهای به شکم زن ۲۵ ساله زدم. زن در حالی که ناله میکرد از فرزندانش خواست تا همسایگان را خبر کنند و من درحالی که دو ضربه دیگر هم به پشت او وارد میکردم به طرف حیاط دویدم و دو دختر خردسال را که وحشت زده گریه میکردند به داخل اتاق کشیدم. آنها از ترس میلرزیدند که هر دو نفرشان را درون حمام انداختم و زندانی کردم.
در تحقیقات اولیه درباره این درگیری مشخص شد که این درگیری میان مقتول و برادر کوچکتر خود اتفاق افتاده است؛ از آنجایی که هویت قاتل مشخص بود دستگیری وی به سرعت انجام شد و او توسط ماموران به کلانتری منتقل شد.
متهم ادامه داد: دوستم به من مشروب تعارف کرد؛ تا آن زمان نخورده بودم. با خودم فکر کردم اگر امتحان کنم چیزی نمیشود و فقط یک تجربه است، اما حالم بد شد. میخواستم از خانه بیرون بروم؛ قبول نکرد و گفت: باز هم مشروب بخور؛ اینطور حالت بهتر میشود. حالم بدتر شد؛ گفتم دیگر نمیخواهم بمانم. میخواستم به خانه بروم و از مادرم کمک بگیرم تا شاید از حالت مستی خارج شوم....
س از بررسی و معاینه محلی صحنه وقوع قتل با توجه به مشاهدات مشخص شد که خانمی ۷۳ ساله به همراه دختر ۴۶ ساله خود بر اثر اصابت متعدد سلاح سرد از نوع چاقو به قتل رسیده اند.