صدراعظم آلمان گفت که هدف نظم جهانی مبتنی بر قانون نمرده است و خواستار ناتوی قویتر در اروپا شد و در عین حال دست همکاری به سوی ایالات متحده دراز کرد.
۴۸ مطلب
صدراعظم آلمان گفت که هدف نظم جهانی مبتنی بر قانون نمرده است و خواستار ناتوی قویتر در اروپا شد و در عین حال دست همکاری به سوی ایالات متحده دراز کرد.
آنچه واضح است، زندگی در جهان پرآشوب فعلی که وضعیتی غیرعادی را به ذهن متبادر می کند، به هیچ وجه نباید مبتنی بر قواعد عادی باشد! کشورها و دولت های مختلف در وضعیت فعلی جهان، به صورت طبیعی ملیگراتر می شوند. تقریبا هر گوشهای از دنیا را که مینگریم، افزایش بودجه نظامی، یکی از اولویتهای دولتها و بلوکهای مختلف قدرت جهان است.
راهبرد امنیت ملی جدید دولت ترامپ تلاش می کند آمریکا را از یک هژمون جهانی به قدرتی منطقهای تقلیل دهد و تمرکز را بر «حیاط خلوت» نیمکره غربی بگذارد؛ رویکردی الهامگرفته از دکترین مونرو و آمیخته با انزواطلبی و هراس از مهاجرت. نویسنده استدلال میکند این نگاه با واقعیت قدرت اقتصادی، فناورانه و جهانی امروز آمریکا ناسازگار است و میتواند با ایجاد خلأ قدرت، به بیثباتی نظم بینالمللی و تکرار خطاهای تاریخی منجر شود.
«تردیدی نیست که بدون حمایت های آمریکا، کل بنیان نظم لیبرال غربی فرو میریزد. موضوعی که اکنون به عینه قابل مشاهده است. در دوره دوم حضور دونالد ترامپ در قدرت، آمریکا در به چالش کشیدن نظم لیبرال غربی صریحتر شده است. جالب اینکه مارک روبیو وزیر خارجه امریکا استدلال می کند نه تنها نظم لیبرال غربی نابود شده بلکه حتی به سلاحی علیه خودِ آمریکا تبدیل شده است!»
مقاله نشان میدهد پکن دونالد ترامپ را سیاستمداری فرصتساز اما غیرقابلاعتماد میداند؛ رهبری که با بیثباتی و فقدان پایبندی ایدئولوژیک، به تضعیف نظم جهانی آمریکا کمک میکند. چین از بازگشت او به قدرت برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود بهره می برد. هرچند بیاعتمادی میان دو کشور پابرجاست، پکن امیدوار است از «غرور میانجیگرانه» ترامپ برای تحکیم نفوذ جهانی و تحقق الگوی جدید روابط قدرتهای بزرگ استفاده کند.
این مقاله نشان میدهد که از نگاه نخبگان سیاسی چین، جهان وارد دورهای طولانی از «ضد جهانیسازی» و بازگشت به رقابت قدرتهای بزرگ شده است؛ جهانی که بهجای یک بازار یکپارچه و ارزشهای لیبرال، به سه بلوک اقتصادی منطقهای و شکلهای فزایندهای از اقتدارگرایی تقسیم شده است. در این چشمانداز، نقش رهبران فردمحور و جاهطلب بر ساختارها و نهادهای بینالمللی غلبه مییابد و روابط بینالملل رنگوبویی شخصی، سیال و غیرقابل پیشبینی پیدا میکند. ناظران چینی، دونالد ترامپ را عامل شتابدهنده این روند میدانند.
«به استناد آنچه چهره های دانشگاهی، اقتصاددانان، و فرماندهان نظامی بازنشسته چینی می گویند، رهبران این کشور به هیچ عنوان نسبت به ایده "اول آمریکایِ" دونالد ترامپ بیاعتنا نیستند. در واقع، آن ها معتقدند ترامپ به سمت رونمایی از جهانی حرکتی می کند که چین مدتها خود را برای آن آماده کرده است.»
خبرها حاکی از آن است برگزاری اجلاس شانگهای و رژه نظامی چین سبب خشم ترامپ شده است.
نظم آمریکامحور که از ۱۹۴۵ تاکنون بر جهان سایه انداخته، اکنون با سه تهدید جدی مواجه است: احتمال شکست در جنگی بزرگ با چین یا سایر قدرتها، فروپاشی اقتصادی ناشی از بدهی و حمایتگرایی افراطی و فرسایش تدریجی هنجارهای بنیادین بهدلیل رفتارهای غیرقابل پیشبینی ایالات متحده. در این میان، چین بیش از هر کشور دیگری برای شکلدهی به نظم جهانی جدید آماده شده است. مسیر فروپاشی میتواند ناگهانی و خشونتآمیز یا تدریجی و فرسایشی باشد و آمریکا همزمان در هر سه جبهه با ریسک و چالش جدی روبهروست.
«جریانهایی که در پی آناند شیعه را به میدان مبارزههای ساختارشکن جهانی بکشانند، عملاً نقشه تاریخی امامت را دچار اختلال کرده و گویی به ظهور اعتقادی ندارند.»