مقامات نظامی ایالات متحده اعلام کردند که ناو هواپیمابر «جرالد فورد» و سه ناوشکن همراه آن احتمالا تا اواسط هفته آینده در دریای مدیترانه خواهند بود.
۷۴۹۷ مطلب
مقامات نظامی ایالات متحده اعلام کردند که ناو هواپیمابر «جرالد فورد» و سه ناوشکن همراه آن احتمالا تا اواسط هفته آینده در دریای مدیترانه خواهند بود.
این یادداشت استدلال میکند که دولت راستگرای افراطی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو با تمرکز بر تهدید ایران، الحاق تدریجی کرانه باختری، تداوم جنگ غزه و تضعیف نهادهای قضایی را پیش میبرد؛ مسیری که بهزعم نویسنده اسرائیل را به سمت وضعیتی شبیه آپارتاید سوق میدهد. پیامدها تنها داخلی نیست: روابط آمریکا با متحدان عرب آسیب میبیند، حمایت نسل جوان آمریکایی کاهش مییابد و شکاف در دیاسپورای یهودی تعمیق میشود. تهدید اصلی، بیش از آنکه خارجی باشد، از درون ساختار سیاسی و ایدئولوژیک اسرائیل برمیخیزد.
انتقال مذاکرات ایران و آمریکا از مسقط به ژنو، تلاشی برای بینالمللیسازی و مشروعیتبخشی بیشتر به گفتوگوها ارزیابی میشود، در حالیکه دونالد ترامپ با تعیین ضربالاجل و مدیریت مستقیم، بهدنبال جمعبندی سریع پرونده است. همزمان گزارشهایی از آمادگی تهران برای تعلیق موقت غنیسازی در برابر رفع تحریمها منتشر شده است.
با پیشرفت دور تازه مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، مسأله غنیسازی بار دیگر به کانون اصلی اختلافات دو طرف بازگشته است؛ موضوعی که در دور پیشین گفتوگوها نیز به گره اصلی توافق بدل شده بود و اکنون، در سایه گزارشهای رسانههای غربی از پیشنهادهای تعلیق موقت در برابر مطالبه «غنیسازی صفر»، آینده هرگونه توافق احتمالی را به خود گره زده است.
اختلاف فزاینده میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، اتحاد راهبردی سابق این دو قدرت عربی را به رقابتی پیچیده و چندلایه تبدیل کرده است. این شکاف که از اختلاف بر سر جنگ یمن آغاز شد، اکنون به رقابت ژئوپلیتیکی، اقتصادی و رسانهای گستردهتری گسترش یافته و حتی به جنگ روایتها در فضای مجازی و تقابل در پروژههای کلان منطقهای رسیده است. این واگرایی، چالشی جدی برای راهبرد آمریکا در خاورمیانه محسوب میشود و میتواند توازن قدرت منطقه و انسجام محور متحدان واشنگتن را تضعیف کند.
ارسال نفت به اسراییل - کشوری که در گذشته هیچگاه مقصد عمده نفت ونزوئلا نبود - نماد چرخش راهبردی در بازار انرژی است.
ژنو بار دیگر به صحنه مذاکرات حساس هستهای ایران و تحولات امنیتی جهانی تبدیل شده است، در حالی که جمهوری اسلامی ایران همزمان با تقویت توان بازدارندگی خود از طریق رزمایش راهبردی در تنگه هرمز، پیام روشنی درباره آمادگی دفاعی ارسال کرده است. در مقابل، آمریکا با اتخاذ راهبرد فشار و مذاکره همزمان، در پی تحمیل شروط خود است، اما ملاحظات سیاسی داخلی و هزینههای جنگ، واشنگتن را به سمت توافق سوق داده است.
مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط در شرایطی حساس و متفاوت از گذشته از سر گرفته شده است؛ جایی که دیپلماسی با تهدید نظامی، فشار اسرائیل و محاسبات راهبردی دولت ترامپ گره خورده است. تهران بر رفع تحریمها و حفظ حق غنیسازی تأکید دارد، در حالی که واشنگتن با راهبردی دوگانه، هم مسیر توافق و هم گزینه فشار را حفظ کرده است. شکافهای عمیق همچنان پابرجاست، اما ادامه گفتوگوها نشان میدهد دیپلماسی هنوز گزینه ترجیحی برای جلوگیری از تشدید تقابل محسوب میشود.
ژنو بار دیگر به مرکز مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ گفتوگوهایی که با میانجیگری عمان و در سایه تهدیدهای نظامی و فشار سیاسی برگزار میشود. ایران بر آمادگی برای توافق «عادلانه» بدون عقبنشینی از خطوط قرمز، بهویژه حق غنیسازی، تأکید دارد، در حالی که آمریکا با هدف مهار برنامه هستهای، سیاست فشار و تهدید را دنبال میکند.
ایالات متحده در آستانه تصمیمی قرار دارد که میتواند به جنگی گسترده با ایران و بیثباتی عمیق منطقهای منجر شود. بنیامین نتانیاهو تلاش میکند واشنگتن را به اقدام نظامی سوق دهد، اما تجربه جنگهای عراق، ویتنام و لیبی نشان داده مداخلات نظامی پیامدهای فاجعهبار و غیرقابل مهاری دارند. جنگ با ایران، با توجه به توان نظامی و موقعیت ژئوپلیتیک این کشور، میتواند بحران انسانی، اختلال در بازار انرژی و رکود جهانی ایجاد کند. در مقابل، دیپلماسی مؤثرترین مسیر مهار بحران و جلوگیری از تشدید تنش ارزیابی میشود.