متهم گفت: شب قبل از حادثه من برای قمار به خانهای دعوت شده بودم تا بازی کنیم. چند نفر دیگر هم بودند. آن شب خسرو ۲۶۰ میلیون تومان باخت و همانجا با دستگاه عابربانک سیار باختش را پرداخت کرد.
۵۸۲۰ مطلب
متهم گفت: شب قبل از حادثه من برای قمار به خانهای دعوت شده بودم تا بازی کنیم. چند نفر دیگر هم بودند. آن شب خسرو ۲۶۰ میلیون تومان باخت و همانجا با دستگاه عابربانک سیار باختش را پرداخت کرد.
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان گتوند از کشف راز وقوع قتل یکی از اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاههای استان و همچنین شناسایی و دستگیری مباشرین، شرکا و معاونین در این جنایت خبر داد.
مساله اصلاً مادرم نبود، من با پدرم مشکل داشتم. عصبانی شدم و همهجا بنزین پاشیدم. پدرم هم اول مرا که میلنگیدم به زمین زد و بعد هم خودش فندک را روشن کرد. او میخواست مادرم را بکشد. من قاتل مادرم نیستم و پدرم این کار را کرد.
فرمانده انتظامی اسلام آبادغرب از قتل یک پزشک متخصص قلب و عروق در این شهرستان به دنبال اختلافات ملکی خبر داد.
سید محمود علیزاده طباطبایی، فعال سیاسی در ادعایی پیرامون ماجرای قتل میترا استاد همسر محمدعلی نجفی گفت: خشاب و فشنگ کلت نجفی پیش من بوده؛ کلت او اصلا خشاب نداشته به نجفی گفتم تو میترا را نکشتی، گفت چرا من کشتم! گفتم خشاب و فشنگ های تو پیش من است؛ گفت اینها را پنهان کن و صداش رو در نیار!
مرد عربستانی به قتل اعتراف کرد و با صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه 9 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی نماینده دادستان کیفرخواست علیه متهم را خواند. او گفت: 15 فروردین سال گذشته خبر درگیری خونینی به ماموران داده شد.
یکی از مطلعان گفت: من دیدم سجاد و یاسر با هم درگیر شدهاند. یاسر یک مشت به صورت سجاد کوبید. او روی زمین افتاد و سرش به گوشه جدول برخورد کرد و بهشدت آسیب دید. بعد در همان لحظه پسر سجاد آمد و با یاسر درگیر شد اما یاسر فرار کرد.
پدر مقتول گفت: من دو پسر و یک دخترم را از دست دادم و دیگر نمیخواهم کسی بمیرد. به همین خاطر تمایلی به اجرای حکم قصاص ندارم و درخواست دریافت دیه دارم.
دیوان عالی کشور حکم قصاص مردی که در فرودگاه امام مهندس جوانی را به اشتباه به قتل رسانده است، مورد تایید قرار داد.
این اتفاق باعث رسوایی و بیآبرویی ما در محل زندگی شد. شوهر خواهرم او را طلاق داد و دختر خواهرم نیز به دلیل فشارهای روانی دست به خودکشی زد که خوشبختانه نجاتش دادیم. از آن زمان به بعد، احسان با رفتارش ما را در محل تحقیر و تمسخر میکرد. همین مسائل ما را به تصمیم برای قتل او رساند.