ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۶۳۷۴

جلال ساداتیان: تنگه هرمز، برگ برنده ایران است

جلال ساداتیان: تنگه هرمز، برگ برنده ایران است

تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل گفت: اگرچه ایران رسما اعلام نکرده که تنگه هرمز را بسته است، اما حضور نظامی ایران عملا باعث شده که صادرات نفت به دنیا مختل شود. این امر باعث افزایش قیمت انرژی شده و صدای اروپا را درآورده است.

توان بازدارندگی ایران در کنار افزایش بهای نفت معادلات میدان را به نفع کشورمان تغییر داده و همین متغیر موجب شده است تا ایالات‌متحده امریکا به دنبال راهی برای خروج از بن‌بست خودساخته‌اش باشد.

به گزارش اعتماد، در شرایطی که تنش میان ایران و ائتلاف امریکا وارد هفدهمین روز خود شده و سطح درگیری‌ها به بی‌سابقه‌ترین حد رسیده، همزمان با افزایش شدید قیمت حامل‌های انرژی در بازارهای جهانی، پیش‌بینی‌ها درباره تحولات پیش‌رو بسیار دشوارتر شده است.

این درحالی است که رییس ستاد ارتش اسراییل طی ادعایی شب عید «پسح» در اول آوریل را مهلت پایان عملیات نظامی تعیین کرده و همزمان مقامات امریکایی از کاهش شدید ذخایر رهگیرهای موشکی رژیم صهیونیستی و هزینه‌های سرسام‌آور جنگ خبر می‌دهند. با این همه تحلیل تحولات میدانی و سیاسی نشان می‌دهد که با وجود هشدارهای جدی مشاوران کاخ‌سفید نظیر دیوید ساکس مبنی بر خطرات نابودی اسراییل و احتمال وقوع جنگ هسته‌ای در صورت تداوم درگیری، دونالد ترامپ همچنان پیشنهادات متحدان منطقه‌ای برای آغاز مذاکرات و آتش‌بس را رد کرده است.

ازسوی دیگر، تهران با قاطعیت هرگونه مذاکره تا زمان توقف حملات دشمن و پرداخت غرامت را رد کرده و تهدید کرده که در صورت ادامه تجاوز به زیرساخت‌های نفتی، خلیج‌فارس را به منطقه‌ای غیرقابل سکونت تبدیل خواهد کرد؛ سناریویی که می‌تواند بحران انرژی و تزلزل ژئوپلیتیک را به اوج خود برساند.

به این بهانه با هدف ارزیابی معادلات و تحولات پیش رو طی روزهای آینده با جلال ساداتیان تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل گفت‌وگو شده است. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید: 

جلال ساداتیان، تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در پاسخ به پرسش درخصوص ارزیابی‌اش از مولفه بازدارندگی ایران در میانه رویارویی کشورمان با امریکا و رژیم صهیونیستی تشریح کرد: پرسش از مساله بازدارندگی و عنوانی که ایران برای آن برگزیده، حائز اهمیت است. ایران به واقع در ابتدای امر برای تامین بازدارندگی خود وارد مذاکره با غرب شد؛ بدان معنا که گفت‌وگو را در دستور کار قرار داد. این اقدام یک‌بار در دور اول مذاکرات منجر به پایان جنگ ۱۲ روزه گردید. با این حال، با وجود اصرارهای طرف مقابل برای مذاکرات مستقیم، برای تمام دنیا اثبات شد که آن‌ها دروغ گفتند؛ بدان معنا که ترامپ مذاکره را ابزاری برای فریب قرار داد.

به گفته ساداتیان با وجود اینکه مذاکرات در روز جمعه در جریان بود و قرار بود روز دوشنبه مذاکرات فنی انجام شود و حتی آقای عراقچی نیز مصاحبه کرده و بیان کرده بودند که احتمالا تا آخر هفته قرار بعدی براساس توافقات صورت گیرد، اما دشمنان اقدام نظامی را به شکل تروریستی انجام دادند. آن‌ها در شرایطی که رهبری در کنار خانواده در منزل بودند و در وضعیت جنگی یا اعلام موضع جنگی قرار نداشتند، تجاوزات خود را آغاز کردند؛ بنابراین، این اقدام یک کار تروریستی محسوب می‌شود. علاوه بر این رهبری پیش‌تر هشدار داده بودند که اگر این‌بار به ما حمله کنند، جنگ منطقه‌ای خواهد شد. 

این دیپلمات پیشین در ادامه خاطرنشان کرد: منظور از منطقه‌ای شدن جنگ این بود که به پایگاه‌ها و منافع امریکا و اسراییل در منطقه حمله خواهد شد، نه اینکه ایران به کشورهای منطقه حمله کند. ایران به قطر یا کویت حمله نکرد، بلکه به پایگاه‌های امریکا در این کشورها و پایگاه پنجم دریایی امریکا در بحرین ضربه زد، چراکه آن‌ها حملات را آغاز کرده بودند و حق ایران بود که پاسخ دهد؛ چراکه عمده حملات علیه ایران از مسیر همین پایگاه‌ها صورت می‌گیرد. آن‌ها با ارایه خدمات راداری، سوخت‌گیری هوایی و پرواز از این مناطق، علیه ایران عملیات‌شان را اجرایی کردند. گفتنی است ایران اکثر این مراکز را هدف قرار داد؛ ازجمله رادار مهمی در قطر که در ابتدای کار هدف قرار گرفت و رادار مادری بود که ۵۰۰۰ کیلومتر پوشش داشت و بسیاری از رادارهای دیگر که هواپیماها را هدایت می‌کردند. 

به گفته ساداتیان، دشمنان با ترور فرماندهان ارشد و سپس حملات گسترده، تصور می‌کردند می‌توانند در مدت کوتاهی موفق شوند، اما شاهد بودیم که این اتفاق رخ نداد. آن‌ها گمان می‌کردند که با ادامه این روند، ایران را خسته خواهند کرد و به زیرساخت‌ها، مراکز نیروی انتظامی و نظامی طبق ادعاهای آقای ترامپ و همچنین سایت‌های موشکی ضربه خواهند زد. با این حال، برخی اقدامات آن‌ها انصافا برخلاف قوانین بین‌المللی و خطا بود.

نخست، حمله به مدارس کشور ازجمله مدرسه میناب که در آن ۱۷۵ دانش‌آموز بی‌گناه به همراه معلمانشان به شهادت رسیدند.

دوم، هدف قرار دادن ساختمان‌های میراث فرهنگی همچون کاخ گلستان.

سوم، حملات به مراکز درمانی ازجمله بیمارستان خاتم‌الانبیا و سایر بیمارستان‌ها و حتی بخش‌های اورژانس. آنچه آن‌ها انجام می‌دهند، خارج از چارچوب قوانین و مقررات بین‌المللی است که باید رعایت شود.

این دیپلمات پیشین در ادامه این گفت‌وگو تشریح کرد: علاوه بر این، آن‌ها تحت عنوان هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی مناطق مسکونی را نیز بمباران کرده و مردم بی‌گناه را در خانه‌هایشان به شهادت رساندند، درحالی که تمام مراکزی که ایران هدف قرار می‌دهد، نظامی و مرتبط با امریکا است. اکنون شاهد هستیم که طرف مقابل با تغییر معادلات جنگ در این میدان کم آورده است. 

ساداتیان در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به حملات گسترده به جزیره خارک گفت: امریکا و اسراییل از ابتدا با هدف خستگی مردم و ایجاد فشار روانی، به اهداف غیرنظامی حمله کردند؛ اقدامی که حتی طبق مقررات جنگی نیز غیرقابل توجیه است. در مقابل، ایران صرفا به اهداف نظامی پاسخ می‌دهد. حتی در مواردی که طرف مقابل آب‌شیرین‌کن‌های قشم را هدف قرار داد، تاکنون شاهد نبوده‌ایم که ایران آب‌شیرین‌کنی را در منطقه هدف قرار داده باشد. اما آن‌ها آمدند و ادعا کردند قصد بمباران خارک را دارند و درنهایت شاهد بودیم دست به چنین اقدامی زدند و البته که شاهد حملات متقابل ایران به امارات و بندر استراتژیک فجیره بودیم.

به گفته این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل، خارک دارای تاسیسات دفاعی است و هدف دشمنان از این حملات، ضربه به هیمنه و استفاده از پایگاه‌ها علیه منافع و تمامیت ارضی ایران بود. از طرفی هدف دیگر دشمن آن‌ها تجزیه ایران و تغییر حاکمیت بود که خوشبختانه همه این توطئه‌ها خنثی شده است.

این دیپلمات پیشین در پاسخ به دیگر پرسش درخصوص مدیریت تنگه هرمز توسط ایران از ابتدای تجاوز مشترک امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران گفت: مولفه مهم دیگر جنگ فشار بر اقتصاد بین‌الملل است. اگرچه ایران رسما اعلام نکرده که تنگه هرمز را بسته است، اما حضور نظامی ایران عملا باعث شده که صادرات نفت به دنیا مختل شود. این امر باعث افزایش قیمت انرژی شده و صدای اروپا را درآورده است. از طرفی مصرف‌کنندگان بزرگی مانند ژاپن با مشکل مواجه شده‌اند و تولید کشورهایی مانند عراق، آرامکوی عربستان و برخی دیگر از کشورها کاهش یافته یا متوقف شده است. لذا این ابزاری است که ایران برای دفاع از خود و کاهش فشارهای امریکا استفاده می‌کند. 

به گفته ساداتیان اکنون براساس ارزیابی‌های دولت امریکا، محافل کارشناسی و مقامات پیشین این کشور، ایران در شرایط موجود دست بالا را پیدا کرده و دونالد ترامپ نیز دچار سردرگمی شده است؛ به واقعی او نمی‌داند چگونه از این وضعیت خارج شود.

این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل گفت: در حال حاضر، او دو راهکار را دنبال می‌کند: اول آنکه مسوولیت شروع جنگ را به گردن دیگری بیندازد؛ همان‌طور که گزارش‌ها به او ارایه می‌شد و حتی در لحظه آغاز جنگ، دونالد ترامپ مدعی شد که ایران به امریکا قصد حمله داشته و او پیش‌دستی کرده است. البته که این ادعا دروغی آشکار است، زیرا کارشناسان و ناظران بین‌المللی با کنار هم گذاشتن حقایق، متوجه تناقض گفته‌های او شده و می‌دانند که او دروغ می‌گوید. راهکار دوم، رسیدن به مذاکره است؛ به همین دلیل، برخی مقامات امریکایی معتقدند که او برنامه مشخصی ندارد. تعدادی از سناتورها و افرادی چون رابرت مالی مسوول سابق امور ایران ابراز نگرانی کرده‌اند که اگر از ابتدا هدف ترامپ تغییر رژیم ایران بوده، اما اکنون واشنگتن با واقعیت‌های میدانی دیگری روبه‌رو شده‌اند.

به عبارتی آنان در یادداشت‌ها و اظهاراتشان به این نکته اشاره کرده بودند که تلفات جانی و خسارات وارد شده بسیار فراتر از ادعاهای اولیه آن‌هاست، به گونه‌ای که شاهد بودیم دو فروند هواپیمای سوخت‌رسان در آسمان عراق هدف قرار گرفتند و منجر به کشته شدن ۶ نفر از سرنشینان امریکایی شد و یک سرنشین دیگر نیز مجروح و به اسراییل منتقل گردید. همچنین، حمله‌ای به یکی از پایگاه‌ها در عربستان تایید شده که طی آن پنج فروند هواپیمای سوخت‌رسان دیگر از رده عملیاتی خارج شدند. این خسارات متفاوت و گسترده همچنان در حال رخ دادن است.

ساداتیان در ادامه این گفت‌وگو و درخصوص رویکرد اعراب از آغاز این تجاوز آشکار گفت: رویکرد این کشورها کاملا مشخص است؛ آن‌ها اخیرا قطعنامه‌ای را که توسط بحرین در شورای امنیت ارایه شد به تصویب رساندند و با لابیگری‌هایی که انجام دادند و رای ممتنع چین و روسیه تماما رای موافق دادند. این درحالی است که از ابتدای درگیری ایران فقط پایگاه‌های امریکا در این کشورها را هدف قرار داده است. این مطلبی است که رییس‌جمهور، وزیر امور خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی بارها تکرار کرده‌اند، اما طرف مقابل حاضر به پذیرش آن نیست.

لذا باید ریشه ماجرا را مشخص کنیم. ما حتی شاهد بودیم در اقلیم کردستان امکانات کاملی را دراختیار اسراییل قرار می‌دهند؛ گرچه این رفتار بازیگرانی که تاکنون در قبال این تجاوز آشکار سکوت کرده‌اند تابع منافع آن‌هاست، اما واقعیت ماجرا این است که باید برای تمام دنیا مشخص و محرز شود که ایران در حال مذاکره بود و طرف مقابل در میز مذاکره را مجددا بمباران کرد. این اقدامی است که قطعا توجیه‌پذیر نیست.

 

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ