لزوم گفتوگو در جامعه امروز ایران چیست؟
ما در ایران کوفتوکوب داریم اما گفتوگو نداریم
دکتر علیرضا شریفییزدی در گفتوگویی با فرارو در مورد لزوم گفتوگو در جامعه ایران گفت: بههرحال ما تا بهشکل فرهنگی مسئله گفتوگو را حل نکنیم، این وضعیت چه در داخل و چه خارج از ایران ادامه خواهد داشت.
فرارو- مسئله گفتوگو و توانایی شنیدن حرفهای مخالف، سالهاست که به یکی از پرتکرارترین مباحثات موجود در سپهر سیاسی ایران بدل شده است. این مسئله در روزهای اخیر و با توجه به اتفاقات پیشآمده، بار دیگر میدانی را برای مجادلات جناحهای مختلف فراهم کرده است.
به گزارش فرارو، آزادی فردی، آزادی بیان و مسائلی ازایندست، ازجمله مقولاتی به شمار میروند که هرگز تبوتاب گفتوگو در مورد آنها به پایان نمیرسد. ازآنجاکه در جهان امروز آزادی فردی از اهمیت ویژهای برخوردار است، در ذیل این مفهوم، از آزادی بیان و توانایی گفتوگو نیز، بهعنوان نیازهای بارز یک جامعه دموکراتیک یاد میشود.
لزوم گفتوگو در جامعه امروز ایران چیست؟
آنچه در روزهای اخیر در ایران اتفاق افتاد، باعث به وجود آمدن واکنشهای بسیار گستردهای در داخل و خارج از ایران شد. درعینحال طیفهای مختلف سیاسی دست به تولید روایتهایی در مورد این اتفاقات زدند که هرکدام از این روایات بهخودیخود مخالفان و موافقان خود را داشت.
دراینبین اما آنچه بیشتر از همهچیز دیده شد، عدم توانایی جناحهای مختلف در رسیدن به میدانی مشترک برای گفتوگو بود. در بسیاری از مواقع گفتوگوها با شکلهایی از خشونت کلامی همراه شد و این مسئله ما را بر آن داشت تا در مورد خشونت کلامی موجود در گروههای سیاسی داخل و خارج از ایران به بحث بپردازیم.
دکتر علیرضا شریفی یزدی در گفتوگویی با فرارو، در مورد چرایی عدم شکلگیری گفتوگو در ایران سخن گفت.
ما در ایران با حزب بهمعنی دقیق کلمه روبهرو نیستیم
![]()
شریف یزدی گفت: «ما در ایران، حزب بهمعنی دقیق و علمی کلمه نداریم. آنچه ما داریم عبارت است از تعدادی گروه سیاسی و هیئتی که با اخذ مجوزهایی، واژه حزب را در مورد خودشان به کار میبرند. حزب باید این توانایی را داشته باشد که بخشی از جامعه را با خودش همراه کرده و در ارتباط با مسائل و مشکلات جامعه، اعم از اقتصادی، بهداشتی، فرهنگی، سیاسی و... گفتوگویی را آغاز کرده و آن را مابین دیگر احزاب نیز تسری بدهد.»
سخن گفتن از گفتوگوی بیناحزبی غیرواقعبینانه است
شریفی یزدی همچنین درباره توانایی گفتوگو در بین احزاب افزود: «باوجوداینکه واژه حزب را با احتیاط به کار میبرم، مادامکه این تشکیلات سیاسی در درون خودشان گفتوگو نداشته و حتی توان برانگیختن افراد معدودی از یک جامعه را نیز ندارند، سخن گفتن از گفتوگوی بیناحزبی قدری غیرواقعبینانه است. این احزاب و جریانهای سیاسی با توده مردم بیگانهاند و در بسیاری از مواقع حمایتهای اندک مردم را نیز مصادرهبهمطلوب میکنند. زمانی بود که جریانات سیاسی موجود در ایران، واقعا توده مردم را نمایندگی میکردند، اما این روزها بخش اعظم جامعه از احزاب سیاسی ایران بریدهاند. متاسفانه منافع گروهی و حزبی در ایران امروز بر منافع ملی چیرگی دارد.»
ما در ایران کوفتوکوب داریم اما گفتوگو نداریم
او ادامه داد: «وجوه جامعهشناختی قضیه هم آنکه ما در ایران کوفتوکوب داریم اما گفتوگو نداریم. در خانه هرکس بزرگتر است توی سر کوچکترها میزد؛ در مدرسه همدیگر را میزنند؛ در خیابان وقتی دو نفر تصادف میکنند در وهله اول همدیگر را میزنند و اینها یعنی اینکه ما توانایی گفتوگو را در خانه و مدرسه به فرزندانمان یاد ندادهایم. علاوهبر این، مردم احساس میکنند که حرفهایشان در زمان و مکان مناسب خودش شنیده نمیشود. متاسفانه صاحبان قدرت در ایران هرگز گفتوگوی روبهرویی را با مردم آغاز نکردهاند.»
یکی از مشکلات ما این است که اپوزیسون نداریم
شریفییزدی در جواب به این سوال که «آیا اپوزیسیون خارج از ایران گفتوگو با یکدیگر را بلد هستند یا نه»، افزود: «اتفاقا یکی از مشکلات ما این است که اپوزیسون نداریم. یعنی اگر یک اپوزیسیون قوی وجود داشت، یقینا دولت هم خودش را جمع میکرد. اما چون دولت اپوزیسیونی ندارد، درنتیجه چندان به لزوم گفتوگو واقف نیست.»
اپوزیسیون خارج از ایران مریخی نیستند
وی گفت: «بههرحال اپوزیسیون خارج از ایران هم از مریخ نیامدهاند. ما در کشورمان پیشینه مشخصی از دموکراسی نداریم. درنتیجه خارجنشینان ایران نیز همین مردم خود ما هستند و طبیعی است که توی سر هم بزنند؛ البته باید گفت که تفاوت عقیده و مخالفتهای فکری امری طبیعی است. برخی از اینها، مثل سازمان مجاهدین خلق، تکلیفشان مشخص است و سازمانهای تروریستی هستند. بههرحال ما تا بهشکل فرهنگی مسئله گفتوگو را حل نکنیم، این وضعیت چه در داخل و چه خارج از ایران ادامه خواهد داشت.»
افراد سیاسی خارج از ایران متاثر از یک فضای چپزده هستند
شریفییزدی در باب دشمنیهای جناحی موجود در ایرانیان خارج از کشور گفت: «بسیاری از ایرانیانی که حتی از امور سیاسی روزگار هم بیاطلاع نیستند، بسیار متاثر از فضای چپزده دورههایی از تاریخ ایران هستند. اینها جامعه امروز ایران را نمیشناسند و درکی از پویایی جامعه ایران ندارند.»