انتقاد تند روزنامه اصولگرا از رئیس صداوسیما: رسانه ملی صرفاً به تماشاگر منفعل بحرانهای اجتماعی تبدیل شده
وظیفه رسانه ملی این بود که پیش از وقوع بحران، با زبان هنر و اقناع، افکار عمومی را همراه کند؛ نه آنکه صرفاً به تماشاگر منفعل بحرانهای اجتماعی تبدیل شود. درست است که جبلی مسئول ناترازی بانکها نیست، اما او مسئول ناترازی در تولید محتوای انقلابی و جذب مخاطب است!
حمیرا حسینی یگانه در روزنامه جوان نوشت: در یادداشتی با عنوان «هر چه زودتر جبلی را برکنار کنید!» که در یکی از پایگاههای خبری درج گردیده بود، نویسنده با ردیف کردن بحرانهای اقتصادی، از نرخ دلار و طلا تا قیمت بنزین و ناترازی بانکها، با لحنی استهزاگونه خواستار برکناری رئیس سازمان صداوسیما شده است.
نویسنده آن متن با ادبیاتی گزنده قصد دارد ثابت کند که مطالبات منتقدان برای تغییر در رسانه ملی، بیربط، غیرمنطقی و ناشی از کینهتوزی است. پیام نهفته در آن متن ساده است: ، چون جبلی مسئول بنزین و دلار نیست، پس منتقدان او همگی آدرس غلط میدهند. اما باید از نویسنده آن متن پرسید، آیا کسی از رئیس رسانه ملی انتظار کنترل بازار ارز را دارد؟ قطعاً خیر. اما آیا میتوان پشت نوسانات دلار سنگر گرفت و از پاسخگویی درباره وظایف بر زمینمانده قرارگاه مقدم جنگ نرم فرار کرد؟
نباید فراموش کرد که در آرایش جنگی امروز، صداوسیما صرفاً یک سازمان خدماتی یا یک رسانه برای پر کردن اوقات فراغت نیست؛ بلکه خاکریز اول و اصلیترین سنگر نظام در مقابله با تهاجمات همهجانبه و جنگ ادراکی دشمن است. امروز که اتاق جنگ دشمن از میدان نظامی به فضای ذهن و باورهای مردم منتقل شده، رسانه ملی باید به مثابه یک سد پولادین در برابر تروریسم رسانهای عمل کند. اگر این سنگر دچار رخوت شود، اگر در بزنگاههایی مانند دیماه ۱۴۰۴، لکنت زبان بگیرد و اگر نتواند روایت حق را پیش از دروغهای شاخدار بیگانه مستقر کند، عملاً خاکریز را به دشمن واگذار کرده است
. دفاع از مقدسات و ارزشهای انقلاب، تنها در میدانهای سخت نیست؛ بلکه امروز صیانت از امنیت روانی جامعه بزرگترین مجاهدت است. کسانی که با ردیف کردن آمار دلار سعی در تطهیر انفعال رسانهای دارند، نمیدانند که شکست در جنگ ادراکی، هزینهای بهمراتب سنگینتر از نوسانات ارزی دارد؛ چراکه دشمن در این میدان، نه جیب مردم، بلکه ایمان و اراده آنان را هدف گرفته است.
امروز دشمن در یک جنگ ادراکی و شناختی تمامعیار، سفره و معیشت مردم را هدف گرفته تا ایمان و امید را در دل امت خدشهدار کند. درست است که پیمان جبلی مسئول قیمت بنزین نیست، اما او و تیم مدیریتیاش مسئول لکنت رسانهای در تبیین حقایق و آرایش دفاعی در برابر پمپاژ ناامیدی هستند. صداوسیما قرار بود دانشگاه عمومی و خط مقدم مقابله با شایعات باشد. اگر امروز نوسانات ارزی به جای تبیین هوشمندانه، به ابزاری برای به لرزه درآوردن دل مردم تبدیل شده، ناشی از ضعف در تولید محتوای تراز انقلاب است که میدان را برای موجسواری بدخواهان باز گذاشته است.
وظیفه رسانه ملی این بود که پیش از وقوع بحران، با زبان هنر و اقناع، افکار عمومی را همراه کند؛ نه آنکه صرفاً به تماشاگر منفعل بحرانهای اجتماعی تبدیل شود. درست است که جبلی مسئول ناترازی بانکها نیست، اما او مسئول ناترازی در تولید محتوای انقلابی و جذب مخاطب است!
یادمان باشد که رسالت صداوسیما در دوران تحول، مرجعیتسازی برای نظام بود. وقتی در اوج التهابات، مرجعیت خبری از ساختمان شیشهای به رسانههای معاند منتقل میشود، اینجا دیگر پای دلار و طلا در میان نیست؛ پای مدیریت پیام در میان است و سخن از شکست در یک عملیات حساس ادراکی است. وظیفه رسانه ملی دیدهبانی دقیق بود؛ اگر هشت وزیر در آستانه استیضاح هستند، صداوسیما باید پیشقراول نقد عملکرد آنها به نفع مردم میبود، نه آنکه چنان در انفعال فرو برود که منتقدان با طنز و کنایه، مسئولیتهای اجرایی را به رخ سازمان بکشند.
مطالبه نیروهای دلسوز انقلاب، بازگشت به دوران ملیجکها نیست بلکه عبور از رکود و بیبرنامگی است. ما به مدیریتی نیاز داریم که نهتنها مسئول بنزین نباشد، بلکه چنان در میدان تبیین مقتدرانه عمل کند که هیچ دولتی جرئت نکند با تصمیمات شبانه، بنزین بر آتش اعصاب مردم بریزد. ما مدیریتی میخواهیم که با قدرت تولید محتوا و اقناعگری، اجازه ندهد تصمیمات غلط اجرایی، به بنبستی برای نظام تبدیل شود.
راه برونرفت از این وضعیت، بازگشت به عصر لیبرالزدهها نیست بلکه مطالبه مدیریت جهادی و تحولخواه است. ما به مدیری نیاز داریم که آنتن را نه با سلبریتیهای وطنفروش، بلکه با هنرمندان مؤمن و انقلابی پر کند که در میانه جنگ، برای عزت ملت ایران قد علم کنند. رسانه ملی باید دانشگاه عمومی باشد.
اگر امروز نیمی از بدنه سازمان درگیر رخوت شده یا مخاطب به شبکههای دیگر پناه برده و در جذب نسل جوان ناکام ماندهایم و در تبیین دستاوردهای نظام لکنت داریم، اینها ربطی به «تراستیها» و «کرسنت» ندارد. اینها مستقیماً به مدیریتی برمیگردد که قرار بود تحولآفرین باشد، اما گویا در پیله گزارشهای ویترینی محصور شده است. آقایان! تنظیم بازار ارز کار شما نیست، اما حفاظت از باورهای مردم و شکستن محاصره تبلیغاتی دشمن و دمیدن روح امید و ایمان مأموریت شرعی و قانونی شماست که نباید فدای بازیهای سیاسی شود.