ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۴۶۳۲۰

تیرِ خلاص ترامپ به روزنامه‌نگاری

تیرِ خلاص ترامپ به روزنامه‌نگاری

چه در دوره نخست حضور ترامپ در قدرت و چه اکنون که یک سال از دولت دوم وی می گذرد، میلیاردرهای متحد ترامپ به نحوی جدی و خزنده، روزنامه ها و رسانه های جریان اصلی آمریکایی را به تسخیر خود درآورده و روایت‌هایی را ترویج می کنند که در خدمت رئیس جمهور آمریکا است. موضوعی که به ویژه حوزه روزنامه‌نگاری تحقیقی در آمریکا را تضعیف کرده و بیش از همه هیجانات را به پیشران اصلی روزنامه نگاری در عصر حضور ترامپیست ها در قدرت تبدیل کرده است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- یکی از نکاتی که تقریبا اغلب ناظران و تحلیلگران چه در دولت نخست ترامپ و چه اکنون به نحو ویژه ای به آن اشاره می کنند این است که او با رسانه و شانتاژ تبلیغاتی به قدرت رسید و در عین حال، با استفاده از همین دو اهرم سعی در پیشبرد دستروکارهای خود در سیاست داخلی و خارجی آمریکا داشته و دارد.

به گزارش فرارو، درگیری های ترامپ با سی ان ان و حضور مکرر وی در برنامه های شبکه محبوبش یعنی فاکس نیوز و ترویج استفاده از واژه اخبار جعلی/Fake News در صحنه سیاسی و اجتماعی آمریکا، همه نمودهای عینی این رویکرد رئیس جمهور آمریکا هستند. ترامپ به هر شکل ممکن خود را پیش چشم رسانه ها قرار می دهد حتی در هواپیمای ریاست جمهوری آمریکا و در سفرهایش به دیگر کشورهای جهان نیز ویدئوهایی از او و مواضع جنجالی‌اش در گفتگو با خبرنگاران منتشر می شود. موضوعی که بعضا مایه تمسخر وی هم شده است.

با این همه، یکی از روندهای قابل‌تامل در دولت دوم ترامپ این است که میلیاردرهای متحد وی روز به روز بیشتر از قبل سایه تسلط خود بر رسانه‌های مهم آمریکایی را گسترش می بخشند. در این چهارچوب، آن ها روایت های مطلوب ترامپ را به مثابه حقیقت به خورد افکار عمومی آمریکا و جهان می دهند.

این مساله به قدری مهم شده که به تازگی نشریه «گاردین» در گزارشی مبسوط، از پیوند سرمایه‌داری و دیکتاتوری در دولت ترامپ صحبت کرده و روند فزاینده تسلط ترامپیست ها بر رسانه ها و روزنامه های آمریکایی را نگران‌کننده خوانده است. روندی که در قالب آن به جای ذکر واقعیت ها، آنچه رئیس جمهور آمریکا دوست دارد و یا مطلوب میلیاردرهای متحدش است گفته می شود. معادله ای که به اذعان گاردین عملا روزنامه‌نگاری در آمریکا را به ورطه نابودی خواهد کشاند.

به طور کلی، از زمانی که دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ به ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا رسید، یکی از تاثیرات چشمگیر و خطرناک آن، تغییرات بنیادینی بود که در صنعت رسانه‌های آمریکایی رخ داد. با حمایت گسترده از سوی میلیاردرهایی همچون جف بزوس(مالک واشینگتن پست) و ایلان ماسک(مالک توییتر)، رسانه‌ها به‌طور فزاینده‌ای به ابزاری برای پیشبرد سیاست‌های خاص تبدیل شده‌اند. به‌خصوص سیاست‌هایی که در راستای منافع اقتصادی و ایدئولوژیک ترامپ و هم‌پیمانانش قرار دارند.

این معادله سبب شده تا شاهد روندهای تازه ای در حوزه روزنامه نگاری در آمریکا باشیم. روندهایی که به تغییر مسیر روزنامه‌نگاری و کاهش نقش رسانه‌ها به عنوان نگهبانان حقیقت و قدرت نظارتی منجر شده است.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های رسانه‌های آمریکایی در دوره ترامپ، تسلط میلیاردرهایی بود که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از سیاست‌های او حمایت می‌کردند. جف بزوس، مالک آمازون و واشینگتن پست، همواره در نقش یک حامی لیبرال و ترامپیست تمام‌عیار ظاهر شده است، اما در عین حال از طریق این رسانه، به‌طور خاص از نگاه‌های اقتصادی و اجتماعی مرتبط با سرمایه‌داری دفاع کرده است. او اعلام کرده که واشینگتن‌پست باید از اصول آزادی‌های فردی و بازار آزاد حمایت کند. این در حالی است که بزوس در گذشته نیز تلاش کرده بود تا دیدگاه‌هایی خاص را از طریق این روزنامه به نفع بازارهای آزاد و منافع سیاسی خود پیش ببرد.

در کنار بزوس، ایلان ماسک، صاحب شبکه اجتماعی ایکس و تسلا نیز خود را به‌طور آشکار به سمت سیاست‌های راست‌گرایانه سوق داده است. خرید توییتر توسط ماسک در سال ۲۰۲۲، نشانه‌ای واضح از تمایل او به تغییر در فضای رسانه‌ای و گسترش دیدگاه‌های مخالف جریان‌های اصلی بوده است. او نه تنها نقدهای جدی به رویکردهای رسانه‌های اصلی وارد کرده بلکه به‌طور غیرمستقیم، حمایت‌های مالی از ترامپ را تقویت کرده است. از زمان مدیریت او بر توییتر، شاهد گسترش اطلاعات غلط و محتوای راست‌گرا بوده‌ایم که به‌طور سیستماتیک توسط پلتفرم‌های اجتماعی منتشر می‌شود.

این روند نشان‌دهنده‌ی یک تغییر خطرناک در ویژگی‌های رسانه‌های آمریکایی است که به‌جای ایفای نقش نظارتی و بی‌طرف، به ابزارهای تبلیغاتی برای پیشبرد سیاست‌های خاص تبدیل شده‌اند.

در دنیای رسانه‌های آمریکایی، یکی از تغییرات برجسته در دوران ترامپ، گرایش به تولید محتوای ایدئولوژیک و کاهش روزنامه‌نگاری تحقیقی بوده است. این تغییرات نه تنها در رسانه‌های محافظه‌کار مشاهده شده، بلکه در رسانه‌های اصلی نیز شدت گرفته است. برای مثال، در زمان ریاست‌جمهوری ترامپ، بسیاری از رسانه‌ها به جای گزارشگری دقیق و بی‌طرفانه، به نظر‌نویسی‌های پُر سر و صدا و تحلیل‌های سیاسی پرداخته‌اند که اغلب به تقویت قطبی‌سازی سیاسی در آمریکا منجر شده است.

رسانه‌هایی همچون واشینگتن‌پست و نیویورک‌تایمز که سابقه‌ای طولانی در ارائه اخبار تحقیقاتی و عمیق دارند، تحت فشارهایی قرار گرفتند تا دیدگاه‌های خاص سیاسی را در تحلیل‌ها و گزارش‌های خود وارد کنند. این روند، در دوره حضور ترامپ در قدرت، به شکل‌های مختلفی ادامه یافته و باعث شده که برخی از این رسانه‌ها به‌جای انتشار مستقلانه حقایق، به تولید محتوای ایدئولوژیک بپردازند.

یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها در این زمینه، ورود بری ویس به CBS News بود. ویس که سابقه‌ای قوی در دنیای رسانه‌های محافظه‌کار آمریکایی دارد، به‌طور مستقیم سعی کرد تا این شبکه خبری را به سمت تولید تحلیل‌های سیاسی و نظر‌نویسی‌هایی بکشاند که بیشتر بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های خاص تا واقعیت‌های عینی باشند. این تغییر در نحوه عملکرد رسانه‌ها، عملا فرآیند اطلاع‌رسانی را از یک حرفه بی‌طرف به ابزاری برای تبلیغات سیاسی تبدیل کرده است.

یکی از پیامدهای این تغییر در رسانه‌ها، گسترش پروپاگاندای سیاسی است. ترامپ از ابتدای ورود به عرصه سیاست، رسانه‌ها را هدف حملات گسترده‌ای قرار داد و آنها را به‌طور مداوم به «اخبار جعلی» متهم کرد. او با ایجاد جو تنش‌آلود علیه رسانه‌های اصلی، زمینه را برای گسترش اطلاعات غلط و ایدئولوژیک خود فراهم کرد. بسیاری از رسانه‌ها به‌ویژه آنهایی که ارتباط نزدیکی با دولت ترامپ داشتند، به ابزاری برای تبلیغ دیدگاه‌های او تبدیل شدند.

این وضعیت در حال حاضر ادامه دارد. رسانه‌های حامی ترامپ نه تنها در جهت ترویج دیدگاه‌های او عمل می‌کنند، بلکه با استفاده از تکنیک‌های تبلیغاتی، به تحریک احساسات مردم پرداخته و آنها را به سمت دیدگاه‌های خاص خود هدایت می‌کنند.

این کار در دنیای رسانه‌ای امروز، به‌ویژه با توجه به تأثیر رسانه‌های اجتماعی، به‌طور گسترده‌ای برای پیشبرد منافع اقتصادی و سیاسی گروه‌هایی خاص استفاده می‌شود.

این تحولات، با تمام ابعاد اقتصادی و سیاسی خود، تهدیدی جدی برای دموکراسی آمریکاست. رسانه‌ها به‌عنوان نهادهای نظارتی و محافظه‌کارانه در برابر قدرت، در حال تبدیل شدن به ابزارهایی برای ترویج ایدئولوژی‌های خاص و منافع سیاسی هستند. وقتی رسانه‌ها به‌جای انعکاس واقعیت‌ها و گزارش‌گری دقیق، به تولید محتوای ایدئولوژیک می‌پردازند، مردم دیگر قادر به دسترسی به اطلاعات بی‌طرفانه نخواهند بود.

از آنجایی که رسانه‌های آمریکایی تا حد زیادی بر زندگی سیاسی و اجتماعی در این کشور تأثیر می‌گذارند، این تغییر در نحوه عملکرد آنها می‌تواند به کاهش اعتماد عمومی به رسانه‌ها منجر شود و در نهایت بر تصمیمات سیاسی و اجتماعی تاثیر منفی بگذارد. این همان چیزی است که دموکراسی را تهدید می‌کند. زمانی که مردم دیگر به اخبار معتبر دسترسی نداشته باشند، نمی‌توانند به‌طور مؤثر در فرآیندهای دموکراتیک مشارکت کنند.

تسلط میلیاردرهای حامی ترامپ بر رسانه‌های آمریکایی، از جف بزوس گرفته تا ایلان ماسک، باعث شده که رسانه‌ها دیگر نقش واقعی خود را در دموکراسی ایفا نکنند. این افراد نه تنها رسانه‌ها را به ابزاری برای پیشبرد منافع سیاسی خود تبدیل کرده‌اند، بلکه به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به ایجاد فضای سیاسی و اجتماعی دوقطبی و قطبی‌سازی عمومی دامن زده‌اند. در نتیجه، روزنامه‌نگاری تحقیقی و بی‌طرف به محتوای ایدئولوژیک تبدیل شده است که نه تنها سلامت دموکراتیک را تهدید می‌کند، بلکه بر کیفیت اطلاعات و تصمیم‌گیری‌های عمومی نیز تأثیر منفی می‌گذارد.

اگر رسانه‌ها بخواهند به وظیفه اصلی خود یعنی نظارت بر قدرت و ارائه اطلاعات دقیق و شفاف ادامه دهند، باید از تسلط منافع سیاسی و اقتصادی به‌ویژه منافع گروه‌های راست‌گرا همچون ترامپ و هم‌پیمانانش رها شوند و دوباره به اصول بی‌طرفی و حقیقت‌گرایی بازگردند. در غیر اینصورت، ایالات متحده آمریکا با خطرات جدی در زمینه پایداری دموکراسی خود مواجه خواهد بود.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات