دیپلماسی چندلایه؛ از مسکو تا آنکارا
آیا دیپلماسی میتواند سایه جنگ را از خاورمیانه دور کند؟
با تشدید تهدیدهای نظامی واشنگتن، ایران و آمریکا همزمان دیپلماسی را فعال کردهاند تا از جنگ منطقهای جلوگیری شود. تهران از آمادگی برای «توافق منصفانه» سخن گفته اما انتقال اورانیوم غنیشده را خط قرمز دانسته و گزارشهای رسانهای را رد کرده است. همزمان، اسرائیل از طریق سفرهای محرمانه و هماهنگیهای امنیتی، ایده ائتلاف بینالمللی علیه ایران را پیگیری میکند. در تلآویو، نگرانی اصلی علاوه بر امنیت، هزینههای اقتصادی و سناریوی جنگ فرسایشی است.
فرارو- در پی تشدید تهدیدهای واشنگتن درباره اقدام نظامی، هم ایالات متحده و هم ایران همزمان مسیر دیپلماسی را فعال کردهاند تا از لغزش اوضاع بهسوی یک جنگ منطقهای و رویارویی تمامعیار در خاورمیانه جلوگیری شود. این تلاشها در شرایطی انجام میگیرد که نیروهای آمریکایی در پیرامون ایران در حال آرایش و تجمع هستند و تهران نیز بهصراحت نسبت به «پیامدهای فاجعهبار» هرگونه درگیری نظامی هشدار داده است.
به گزارش فرارو، در همین چارچوب، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در اول فوریه اعلام کرد تهران آمادگی دارد وارد یک «توافق منصفانه و عادلانه» شود؛ توافقی که بهطور مشخص تضمین دهد ایران هرگز بهدنبال دستیابی به سلاح هستهای نخواهد رفت. از نگاه ناظران، این موضعگیری نشانهای روشن از نزدیک شدن احتمالی ایران به خواستههای کلیدی واشنگتن تلقی شد؛ بهویژه آنکه دونالد ترامپ نیز همزمان اعلام کرد ایران «بهشکل جدی» در حال مذاکره با اوست.
این تحولات پس از یک هفته دیپلماسی فشرده و چندلایه رخ داد. در همین بازه، علی لاریجانی، رئیس شورای عالی امنیت ملی ایران، در مسکو با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، دیدار و گفتوگو کرد. همزمان، عباس عراقچی نیز برای رایزنیهای سیاسی راهی ترکیه شد و با رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور این کشور و هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه دیدار داشت. علی لاریجانی پس از این رایزنیها در شبکه اجتماعی «ایکس» اعلام کرد که در «شکلگیری چارچوب» مذاکرات، «پیشرفتهایی» حاصل شده است. در همین حال، گزارشهای رسانهای ایران از احتمال برگزاری دیداری مستقیم در آنکارا میان استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا و دیپلماتهای ارشد ایرانی در روزهای آینده خبر میدهند.
تهران و بستن راه گمانهزنیها
در بُعد فنی پرونده هستهای نیز تهران موضع خود را شفاف اعلام کرده است. مقامهای ایرانی تأکید کردهاند که هیچ برنامهای برای انتقال مواد هستهای غنیشده به خارج از کشور ندارند و گزارشهایی را که برخی رسانههای غربی درباره احتمال موافقت ایران با انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده در چارچوب مذاکرات منتشر کردهاند، بهطور قاطع رد کردهاند. بهگفته تهران، چنین ادعاهایی با واقعیت مواضع رسمی جمهوری اسلامی همخوانی ندارد و در دستور کار مذاکرات قرار نگرفته است.
علی باقری، معاون سیاست خارجی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، با رد قاطع گمانهزنیها درباره انتقال مواد هستهای غنیشده، اعلام کرد مقامهای ایرانی «هیچ قصدی برای انتقال این مواد به هیچ کشوری ندارند» و تصریح کرد که «اصلِ مذاکرات اساساً چنین موضوعی را دربر نمیگیرد». بهگفته او، برخلاف آنچه در برخی گزارشهای رسانهای مطرح شده، انتقال مواد هستهای غنیشده نه در دستور کار مذاکرات جاری قرار دارد و نه در چارچوب گفتوگوهای احتمالی آینده.
این اظهارات در واکنش به خبر رویترز بیان شد؛ گزارشی که مدعی بود در صورت دستیابی به توافقی منجر به لغو تحریمهای اقتصادی علیه تهران، ایران ممکن است آمادگی نشان دادن انعطاف در موضوع غنیسازی اورانیوم از جمله ارسال بخشی از ذخایر اورانیوم با خلوص بالا به خارج از کشور را داشته باشد. باقری این ادعاها را بیاساس دانست و تأکید کرد چنین سناریوهایی در گفتوگوهای واقعی مطرح نیست.
در همین چارچوب، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، توضیح داد که موضوع مواد هستهای غنیشده بهطور اصولی میتواند در چارچوب هرگونه مذاکره هستهای مورد بحث قرار گیرد، اما همزمان تأکید کرد که تهران هرگز نتایج مذاکرات را پیشاپیش اعلام نمیکند. بقایی همچنین در واکنش به گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، ایالات متحده و اسرائیل را بهدلیل آنچه «فقدان اطلاعات دقیق» خواند، مورد انتقاد قرار داد.
بنبست جنگ در محاسبات ترامپ
دکتر محمد ابوالعینین، پژوهشگر روابط بینالملل، بر این باور است که «حجم و گستره تجمع نظامی ایالات متحده در منطقه بسیار بالاست و تداوم چنین سطحی از هزینهها، بدون انجام نوعی اقدام نظامی، بهسختی قابل توجیه است». با این حال، او تأکید میکند که شیوه مدیریت دونالد ترامپ، مبتنی بر تصمیمگیریهای یکجانبه و خارج از چارچوب نهادهای رسمی، تصویر نهایی را مبهم و پیشبینیناپذیر کرده است. بهگفته این پژوهشگر، «بر اساس گزارشهای پنتاگون، سخن گفتن از پیروزی قاطع در ایران، بدون حضور نیرو در میدان و بدون هدایت حملات مستقیم به مراکز تصمیمگیری با هدف فلجسازی ساختار حاکم، غیرواقعبینانه است».
ابوالعینین با اشاره به پیچیدگی و ناپایداری رویکردهای پیشین ترامپ تأکید میکند که جستوجوی سناریویی جایگزین ضروری شده است؛ سناریویی که مانع لغزش اوضاع بهسوی رویاروییهای نظامی مستقیم شود. بهزعم او، چنین درگیریهایی میتواند ایالات متحده را وارد چرخهای از تنشهای بلندمدت کند؛ مسیری که واشنگتن، با توجه به محدودیتهایش، توان تحمل آن را ندارد. از نگاه ابوالعینین، سناریویی که اکنون روی آن کار میشود، تلاشی است برای حفظ آبروی دولت آمریکا از طریق هدایت حملات محدود و دقیق علیه مناطق و نهادهای مشخص در داخل ایران. با این حال، او خاطرنشان میکند که ترامپ بهشدت نگران آن است که حتی چنین اقدامهای کنترلشدهای نیز بهجای مهار بحران، به آغاز یک درگیری طولانیمدت و فرسایشی منجر شود؛ درگیریای که خروج از آن، برای واشنگتن آسان نخواهد بود.
دنیس سیترینویچ، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی در توئیتی نوشت: اسرائیل تا پایان هفته گذشته گمان میکرد در آستانه تحقق یکی از بزرگترین آرزوهای راهبردی خود یعنی یک رویارویی نظامی به رهبری ایالات متحده با هدف درهم شکستن یا حتی سرنگونی نظام ایران قرار دارد. یک جنگ فراگیر با رهبری آمریکا نهتنها توان نظامی ایران را بهشدت تضعیف میکرد، بلکه میتوانست ضربهای مرگبار به زیرساخت نیابتی ایران در منطقه وارد سازد؛ شبکهای که از نگاه اسرائیل، ستون فقرات تهدید راهبردی تهران به شمار میآید.
وی در ادامه توئیتش تاکید کرد: اما این تصویر بهسرعت دگرگون شد. تغییر محسوس در لحن و پیامرسانی دونالد ترامپ، بهویژه تمایل او به بازگشت به مسیر مذاکره با تمرکز صرف بر پرونده هستهای ایران، اسرائیل را در برابر دو سناریوی کاملاً متضاد قرار داده است: رؤیای یک پیروزی راهبردی یا کابوس یک توافق محدودکننده. حذف موضوعاتی چون برنامه موشکی ایران و حمایت تهران از نیروهای مقاومت از دستور کار علنی ترامپ، زنگ خطر را در اورشلیم به صدا درآورده است. در صورت حرکت آمریکا بهسوی توافق، موقعیت راهبردی اسرائیل میتواند حتی از دوران پسابرجام ۲۰۱۵ نیز محدودتر می شود. هرچند اسرائیل همچنان قادر است در واشنگتن اثرگذاری کند و نگرانیهای خود را برجسته سازد، اما اگر ترامپ به تصمیمی قاطع برای معامله با ایران برسد، بعید است هیچ بازیگری داخلی یا خارجی توان تغییر جدی این مسیر را داشته باشد.
اتاق جنگ پنهان تلآویو و واشنگتن؛ آمادهسازی ائتلافی برای سناریوی ایران
بهگفته منابع عبری، سفرهای محرمانه اخیر در چارچوب تلاش برای هماهنگسازی حداکثری مواضع دو طرف و با هدف آمادهسازی زمینههای یک اقدام نظامی علیه ایران انجام شده است. روزنامه عبریزبان یدیعوت آحارانوت فاش کرد که بخشی از گفتوگوهای صورتگرفته در جریان این سفرها به واشنگتن، معطوف به «بررسی امکان گنجاندن اسرائیل در یک ائتلاف بینالمللی برای هدف قرار دادن نظامی ایران» در چارچوب سیاستهای دولت دونالد ترامپ بوده است.
شامگاه یکشنبه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نشستی محدود با ایال زمیر رئیس ستاد کل ارتش، یسرائیل کاتز وزیر دفاع و دیوید بارنیا رئیس موساد برگزار کرد. محور این جلسه، بررسی آخرین تحولات مذاکراتی بود که ایال زمیر در جریان سفر محرمانه خود به ایالات متحده انجام داده بود.
در ارزیابی محافل سیاسی و امنیتی تلآویو، طرح ایده تشکیل یک ائتلاف بینالمللی علیه ایران نشاندهنده آن است که برخلاف جنگ ۱۲روزه گذشته، هرگونه جنگ احتمالی آینده علیه ایران میتواند با بسیج بینالمللی بیسابقهای همراه باشد؛ بسیجی که نهتنها برای دفاع از اسرائیل، بلکه برای حفاظت از کل منطقه طراحی خواهد شد و دامنه آن از اقدامات آمریکا و سایر کشورها در جریان دو حمله ایران به اسرائیل در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ نیز فراتر خواهد رفت.
روزنامه معاریو با تأکید بر میزان اتکای واشنگتن به تلآویو نوشت که در صورت تصمیم دونالد ترامپ برای عملیکردن تهدیدهای خود، انتظار میرود اسرائیل از طریق اشتراکگذاری اطلاعات جاسوسی در هرگونه حمله احتمالی به ایران، نقش فعالی در حمایت از آمریکا ایفا کند؛ همکاریای که بهگفته این روزنامه، برای هر دو طرف حیاتی و اجتنابناپذیر تلقی میشود.
در همین راستا، دیدار ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، در واشنگتن با رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، بهعنوان نمونهای از «هماهنگی استراتژیک در بالاترین سطح» توصیف شده است. این دیدار در شرایطی انجام شد که تنشها با ایران به نقطه اوج رسیده بود و ایال زمیر آخر هفته گذشته سفری محرمانه به واشنگتن داشت؛ سفری که پس از بازدیدهای پیشین شلومی بندر، رئیس اطلاعات نظامی اسرائیل و دیوید بارنیا، رئیس موساد، از پایتخت آمریکا انجام شد.
همزمان با افزایش رفتوآمد مقامهای اسرائیلی به واشنگتن، رفتوآمدهای متقابل مقامهای آمریکایی به اسرائیل نیز شدت گرفت. در همین چارچوب، دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، به اسرائیل سفر کرد؛ سفری که پس از آن ناوشکن موشکانداز دلبرت بلک در بندر ایلات پهلو گرفت و سپس، روز یکشنبه، در پایان آنچه «بازدیدی برنامهریزیشده» خوانده شد، این بندر را ترک کرد.
در این میان، اسرائیل در حالی تلاش می کند این تصویر را القا کند که علاقهای به سوق دادن آمریکا بهسوی جنگ ندارد، اما بنا بر گزارش معاریو، در سفرهای محرمانه خود به واشنگتن ارزیابیهایی را به طرف آمریکایی منتقل کرده است. در این ارزیابیها تأکید شده که «اگر ایالات متحده علیه ایران اقدامی نکند، این وضعیت میتواند در منطقه بهعنوان نشانهای از ضعف تعبیر شود.»
بر اساس همین گزارش، جمعبندی نهادهای امنیتی اسرائیل نشان میدهد که «ایران ممکن است حاضر به ارائه امتیازهای تاکتیکی در پرونده هستهای باشد، اما هرگز در موضوع موشکهای بالستیک و حمایت از گروه های نیابتی ( ادعایی)وارد مصالحه نخواهد شد».
اقتصاد در خط آتش؛ بهای واقعی تشدید تنش با ایران
گزارش وب سایت عبری کالکالیست نشان میدهد که نگرانی اصلی اسرائیل از تشدید تنش با ایران، نه صرفاً پیامدهای نظامی، بلکه ابعاد اقتصادی یک جنگ احتمالی است. افزایش حضور نظامی آمریکا در نزدیکی ایران، پرسشهای جدی درباره هزینههای مستقیم و غیرمستقیم دور دوم جنگ را در تلآویو برجسته کرده است. تجربه جنگ ۱۲روزه ژوئن ــ با هزینهای حدود ۲۰ میلیارد شِکِل ــ اکنون به معیار اصلی برای برآوردهای جدید تبدیل شده، اما کارشناسان تأکید میکنند که مشکل اصلی، نه محاسبه عددی هزینهها، بلکه پیشبینی ماهیت، مدت و دامنه جنگ است. سناریوها میتوانند از عدم درگیری مستقیم تا یک جنگ چندماهه متغیر باشند.
حتی در کمهزینهترین حالت، یعنی مشارکتنداشتن اسرائیل در حمله، هزینههای دفاع هوایی بهتنهایی میلیاردها شِکِل برآورد میشود. در سناریوهای پرتنشتر، مشارکت اسرائیل در کنار آمریکا یا پاسخ متقابل به حملات ایران، هزینهها را بهطور چشمگیری افزایش خواهد داد. نگرانکنندهترین حالت، جنگی طولانی و فرسایشی است؛ وضعیتی که در آن تعلل بازیگران یا گسترش تدریجی درگیری، هزینههای نظامی و غیرنظامی را از کنترل خارج میکند. کارشناسان هشدار میدهند که ایران از نظر موشکی و نیروی انسانی محدودیت جدی ندارد و حملات آن هدفمند و متمرکز خواهد بود. در نهایت، فراتر از ارقام بودجه دفاعی، رنج اقتصادی گستردهتر مطرح است: آسیب به رشد، سرمایهگذاری، مصرف و اعتماد عمومی. حتی یک جنگ کوتاه میتواند اقتصاد اسرائیل را ماهها عقب بیندازد و یک دور طولانیتر، روند بهبود موجود را بهکلی متوقف کند.