درباره دستهگل جدید صدا و سیما برای مردم
بههرحال نمیشود که هرکس هرحرفی که خواست بزند و درنهایت مسئله را به همین سادگی پشتسر بگذاریم. احتمالا باید این کژفهمی جدید را که مجری تلوزیون آتشبهاختیار است و میتواند هرچه دلش خواست بگوید را بهشکل دیگری از میان برداشت.
فرارو- مهدی دهقان؛ محمدحسین محبی به یکی از نامهای پرتکرار در روزهای اخیر بدل شده است. محبی که تا پیشاز این تنها بهعنوان مجریِ یک برنامه کمبیننده و حاشیهای شناخته میشد، دَرپِی اظهارات عجیبی که در برنامه خطخطی داشت، چهرهای متفاوت پیدا کرد.
به گزارش فرارو، در شرایطی که حساسیتها در جامعه ایران بیشتر از همیشه هستند، حرفهای مجری برنامه خطخطی دَرمورد جانباختگان وقایع اخیر، بهناگاه باعث شکلگیری خشمی بیسابقه در ایران شد. باوجوداینکه مسئولین ذیربط بهسرعت به سخنان محبی واکنش نشان دادند، اما به نظر میرسد که باید این مسئله را از مناظری دیگر نیز مورد بررسی قرار داد.
پیشاز همهچیز...
او خدو انداخت بر روی علی
افتخار هر نبی و هر ولی
[...]
در زمان انداخت شمشیر آن علی
کرد او اندر غزائش کاهلی
گشت حیران آن مبارز زین عمل
وز نمودن عفو و رحمت بیمحل
این ابیات را همه ما شنیده و خواندهایم. وصف اینکه امام اول شیعیان در مقابله با دشمنانش نیز راهی بهجز راه صبر و مروت پیشه نمیکرد را بارهاوبارها شنیدهایم. بااینهمه چه اتفاقی میافتد که گهگاه در رسانهای که وظیفه اصلیاش بازتاب چنین سجایایی است، با رفتارهایی مواجه میشویم که نهتنها رنگوبویی از مروت و مردانگی ندارند، که دون شأن آدمیزادهاند.
احترام به جنازه، از دیرباز در فرهنگ ایرانیان از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است. چنانکه در دوران پیشازرتشتی نیز ایرانیان جنازه درگذشتگانشان را در خانههایشان دفن میکردند تا به این وسیله احترامی نمادین برای فروهر فردِ درگذشته قائل شده باشند. اصلا چرا راه دور برویم، مگر کم شنیدهایم که در دوران جنگ با عراق، رزمندگان ایرانی برای بازگرداندن جنازه همرزمانشان چه جانفشانیهایی کردهاند؟ حالا بعداز گذشت چند دهه، چه اتفاقی افتاده است که فردی به خودش اجازه میدهد و در تریبونی که متعلق به همین مردم است، داغ بر داغ مردم میگذارد؟
چه اتفاقی افتاده است که عدهای از حد شرع و عرف و فرهنگ خودشان و این سرزمین پا را فراتر گذاشته و مسیر توهین و تحقیر به جنازهها را درپیش گرفتهاند؟ کجاست آن حلم و صبر علیوار که رسانه این مملکت باید در رواج آن میکوشید؟
اجازه بدهید کمی به عقبتر برگردیم؛ اما نهآنچنان عقب که برای یادآوری آن نیاز به جستجوهای ویژه داشته باشیم. همین چند سال پیش بود که خانمی در همین رسانه، برای مردم خطونشان کشید و گفت که هرکس از شرایط مملکت راضی نیست جمع کند و برود. خوشبختانه مدت زیادی از این اظهارنظرها نگذشته است و همه ما همچنان بهخوبی آنها را به یاد میآوریم. لابد یادمان هست که همین اظهارنظرها چقدر خاطر عدهای از مردم ایران را مکدر کرد. چنانکه با گذشت چندین سال، همچنان این حرفها مراجعی هستند که عدهای از آنها بهعنوان نماد جدایی حاکمیت از مردم یاد میکنند.
شوربختانه باید گفت که نمونه ایندست برخوردها در صداوسیما کم نیست. بااینحال، تو گویی در سالهای اخیر بیشتر از همیشه هم بوده است. مگر غیر از این است که «محمدرضا شهبازی» بارهاوبارها با زدن حرفهایی خاطر عدهای از مردم ایران را مکدر کرد؟ یادمان نرفته است که پساز مرگ فردوس کاویانی، اظهارات شهبازی چه جاروجنجالی به پا کرد. این تنها یک نمونه از اظهارات شهبازی بود و در ادامه نیز بهکرات با چنین برخوردها و حرفهایی از سوی وی مواجه شدیم.
شوربختانهتر اینکه مثالها بهقدری زیاد هستند که در حوصله این سیاهه نگنجند. بههرحال جدیدترین دستهگل صدا و سیما برای مردم، دستهگلی است که محمدحسینخان محبی آب داده است. طرفه اینکه پساز این جریانات، ویدئویی از این مجری تادیروزگمنام و امروزبهبدنامیبنام منتشر شد که در آن عذرِبدترازگناه صادر کرده بود. محبی، مسیر حرفهایش را بهسمت یکی از بازیگران پیشین سینمای ایران برد و اذعان کرد که حرفهایی که زده در جواب شایعهپراکنیهای این بازیگر بوده است. حال اینکه چرا باید شایعهپراکنی کسی را آنقدر بیسیاست پاسخ داد که کار به چنین جایی بکشد، مسئلهای است که «حتما» مدیران صدا و سیما با این مجری جوان و «جویای نام» در میان خواهند گذاشت.
بههرحال نمیشود که هرکس هرحرفی که خواست بزند و درنهایت مسئله را به همین سادگی پشتسر بگذاریم. احتمالا باید این کژفهمی جدید را که مجری تلوزیون آتشبهاختیار است و میتواند هرچه دلش خواست بگوید را بهشکل دیگری از میان برداشت.