ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۵۵۹۵

ابرتورم چگونه شکل می‌گیرد؟

ابرتورم چگونه شکل می‌گیرد؟

فاصله میان یک تورم ۲۰ درصدی با تورم ۳۰۰ درصدی، لزوماً یک مسیر طولانی و چندساله نیست و می‌تواند در بازه زمانی کوتاهی اتفاق بیفتد

ابرتورم بیانگر پایان کارکرد پول ملی به‌عنوان ابزار ذخیره ارزش است. در این شرایط بانک مرکزی استقلال خود را می‌بازد و تابع جبر بودجه‌ای دولت می‌شود. به واسطه این فرآیند انتظارات تورمی مهارناپذیر می‌شوند. عبور از این بحران، تنها با رفع ناترازی بودجه و توقف پولی‌سازی کسری‌ها امکان‌پذیر است.

به گزارش دنیای اقتصاد، گذار از تورم‌های مزمن به شرایط ابرتورمی صرفا یک تغییر عددی در سرعت رشد قیمت‌ها نیست بلکه نشان‌دهنده تغییری ماهوی در ساختار نهادی اقتصاد است. واقعیت ابرتورم فرسایش کامل اعتبار پول ملی و از میان رفتن اعتماد عمومی به ساختار اقتصادی است. ابزارهای متعارف پولی در این نقطه کارآیی خود را از دست می‌دهند و تکیه بر آنها نتیجه‌ای نخواهد داشت.

 ابرتورم یک رخداد تصادفی نیست بلکه محصول نهایی فشارهای انباشته‌ای است که سرانجام ظرفیت تعدیل اقتصاد را از بین می‌برد. ورود به ابرتورم زمانی رخ می‌دهد که ابزارهای تطبیقی دیگر پاسخگو نیستند و فعالان اقتصادی توان پیش‌بینی آینده را از دست می‌دهند.

استنلی فیشر تاکید می‌کند که وضعیت تورمی بالا هرگز یک نقطه تعادلی پایدار محسوب نمی‌شود و اقتصاد در این شرایط همواره استعداد شتاب‌گیری قیمت‌ها را دارد. بنابراین فاصله میان یک تورم ۲۰ درصدی با یک تورم ۳۰۰ درصدی لزوما یک مسیر طولانی چند ساله نیست و می‌تواند در بازه زمانی بسیار کوتاهی محقق شود.

هسته مرکزی ابرتورم در ادبیات اقتصادی با مفهوم سلطه مالی توضیح داده می‌شود. کسری بودجه دولت در تمامی تجربیات ابرتورمی نقش پیشران اصلی را ایفا می‌کند. زمانی که دولت توانایی تامین مالی را از دست می‌دهد بانک مرکزی عملا استقلال خود را می‌بازد و به کارگزار تامین مالی دولت بدل می‌شود.

تورم کسری بودجه را تشدید می‌کند و کسری بودجه تشدید شده منجر به خلق پول بیشتر و تورم بالاتر می‌شود. تا زمانی که ناترازی مالی در سرچشمه اصلاح نشود هیچ سیاست پولی مستقلی قادر به مهار بحران نخواهد بود.

در وضعیت ابرتورمی انتظارات تورمی به تنها متغیر تعیین‌کننده تقاضای پول بدل می‌شود. هزینه فرصت نگهداری پول نقد چنان بالا می‌رود که خانوارها و بنگاه‌ها می‌کوشند موجودی نقد خود را بلافاصله به کالا یا دارایی‌های پایدار تبدیل کنند. این رفتار منجر به جهش شدید سرعت گردش پول می‌شود.

وقفه در انتشار آمارهای رسمی باعث می‌شود نرخ ارز به تنها شاخص قابل مشاهده و لنگر انتظارات جامعه بدل شود. اقتصاد در عمل دچار نوعی دلاریسم غیررسمی می‌شود که در آن پول ملی تنها ابزاری برای تسویه مبادلات خرد است.

تداوم این وضعیت اثرات مخربی بر ساختار تولید و انباشت سرمایه بر جای می‌گذارد و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بلندمدت متوقف می‌شود. نتیجه نهایی آن کاهش شدید عرضه کل و گسترش اقتصاد زیرزمینی است.

شواهد تاریخی موید آن است که ابرتورم‌ها هرگز با رویکردهای تدریجی مهار نمی‌شوند. توقف آنها نیازمند انضباط مالی، حذف کسری بودجه و انتخاب یک لنگر اسمی معتبر است. موفقیت این اقدامات بیش از هر چیز به اعتبار نهادی سیاستگذار وابسته است.

ارسال نظرات
خط داغ