محمد علی الستی، جامعهشناس
میدانیم چه نمیخواهیم اما نمیدانیم چه میخواهیم!
ماهیت گم شده مطالباتی که مردم دارند از دید برخی جامعه شناسان ریشه در تفکری دارد که در آن افراد میدانند چه نمیخواهند و همزمان نمیدانند چه میخواهند.
فرارو- خاستگاه ناآرامیهای دیماه در روزهای ابتدایی مشخص بود، اما این حرکت به سرعت از مسیر اصلی فاصله و در مسیری دو قطبی قرار گرفت؛ بهزعم برخی کارشناسان، اکنون باید به ریشههای آن بازگشت و بررسی کرد که مطالبات مردم چه بود که به اعتراض منجر شد و حالا سرنوشت این مطالبات دستخوش چه تغییراتی شده.
به گزارش فرارو، از دید محمد علی الستی طبیعی است در پدیدههایی شبیه به آنچه در دی 1404 اتفاق افتاد ابتدا باید بین مفاهیم اعتراض و اغتشاش تفاوتی قائل شد. قطعا عدهای بودند که به وضع نامطلوب فعلی اعتراضهایی داشتند و عدهای بودند که هدفشان برهم زدن نظم و براندازی بود؛ تمایز قائل شدن برای این مساله کلیدیترین موضوع به نظر میرسد.
باید به شیوهای مدنی دنبال اصلاحات رفت
محمد علی الستی، جامعهشناس و عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشکده روانشناسی، در مصاحبهای با فرارو به بررسی این مساله پرداخته و میگوید: «نظام باید بتواند به عنوان یک فیدبک، بازخورد اشکالات خود را در مواجهه با اعتراضات اصلاح کند؛ با پاک کردن صورت مساله نمیتوان آن را حل کرد. وقتی احساسات فروکش کرد، از هر دو طرف باید نظام به سمت اصلاح اشکالات خود پیش برود، اگر علاقمند به ادامه است، و با بازخوردپذیری ایجاد کردن در خود و توجه کردن به اعتراضات و ریشههای مخالفتها و انتقادات. نقطه مقابل این است که افرادی که به اشکالات ایراد دارند باید سیستماتیک، به شیوه مدنی، دنبال اصلاحات بروند.»
وضعیت دو قطبی دو سر باخت است
او عقیده دارد: «ما از وضعیت دو قطبی که ایجاد شده، هیچ سودی نخواهیم برد. چه آنانی که سرکوب میشوند و چه آنانی که سرکوب میکنند، برد ندارد و این بازی دو سر باخت است. به جای این دو قطبی که نتیجهای جز ویرانی کشور ندارد، باید به سمت شناسایی مشکلات سیستم حرکت کنیم و در جهت برطرف کردن آن اقدام کنیم.»
گردوغبار بلند شده حرفهای منطقی را خاموش میکند
این جامعه شناس میگوید: «البته در شرایطی که هر دو طرف نگران، احساساتی، عصبی و خشن هستند و این گرد و غبار بلند شده اجازه نمیدهد حرفهای منطقی و اصلاحطلبانه به گوش عدهای برسد، هر دو طرف در حال حاضر تحریک شده و اصرار به مواضع خود دارند. اما برای اینکه بتوانیم از این بنبست خارج شویم، ناچاریم به دور از احساسات تلاش کنیم تا به اشکالات سیستم برسیم؛ در غیر این صورت، هر دو طرف متضرر خواهیم شد.»
میدانیم چه نمیخواهیم اما نمیدانیم چه میخواهیم
مشکل اصلی در شناخت اعتراض مردم در وقایع اخیر از دید او این است که: «معمولا در سیستمهای جهان سوم یک وضعیتی را مشاهده میکنیم که افراد میدانند چه چیزی را نمیخواهند، اما نمیدانند چه چیزی را میخواهند؛ بنابراین بیشتر سلبی عمل میکنند تا اثباتی. در برخی مواقع، برای اینکه کاری کنند تا حرکتشان اثباتی به نظر برسد، مجموعهای از شعارها میدهند که ویژگی و ماهیت درونی آن معلوم نیست.»
سیستم سلبی و انکاری همچنان حاکم است
او در مثالی عنوان میکند: «افرادی که سلطنتطلب هستند، آیا در 58 سالی که نظام پهلوی بر سر قدرت بود، از 1292 تا 1357، نقدی از آن سیستم دارند که در آن بگویند این سیستم چه اشتباهاتی داشته است؟ اینها فقط با علم کردن چیزی به نام نظام پهلوی در حال مقابله با وضع موجود هستند، که همان سیستم سلبی و انکاری است و موجب دو قطبی موجود شده است.»
قهر با صندوق رای مسیر اصلاحات را بست
او نتیجه میگیرد: «اگر ما در نقد خود میآمدیم و بررسی میکردیم وضع مطلوب چیست و راه رسیدن به آن کجاست، هرگز این درگیریها و ریخته شدن خونها اتفاق نمیافتاد. اگر از سال 76 موضوع جامعه مدنی را جدی میگرفتیم و با صندوق رای قهر نمیکردیم، به مرور اصلاحات میتوانست در کشور ما کاری انجام دهد، ولی با خداحافظی از صندوق رای و مطرح کردن شعار عبور و مانند اینها، کمکم به تنور دو قطبی شدن جامعه دمیدیم و به دو گروه رسیدیم: معترض خشمگین و حاکمیتی که به سمت سرکوب هدایت میشود؛ کاری که تمامی حاکمیتها برای حفظ خود انجام میدهند. این برای هر دو ضرر خواهد داشت و دو سر باخت خواهد بود. هر وقت بتوانیم بر احساسات غلبه کنیم و به دنبال نقد وضع موجود باشیم، قطعا میتوانیم از این بحران خود را خارج کنیم.»
فرایند اصلاحات یک شبه نیست
از جمله این نقدها از دید این جامعهشناس، انتقاد به: «وضع اقتصادی، اجتماعی و غیره است که کاملا ملموس به نظر میرسد و باید بررسی و مطرح شود. حاکمیت در این وضعیت باید انعطاف بیشتری داشته و گوش شنواتری باشد و معترضان نیز باید صبر بیشتری پیشه کنند؛ فرآیند اصلاحات، فرآیندی یکشبه نیست. این اتفاقات حاصل بیحوصلگی است و با این فضا، معترضان را به سمت اغتشاش میکشانیم.»
او در باب بیانیه آقای خاتمی در خصوص ناآرامیهای اخیر میگوید: «هرچند برخی فکر میکنند آقای خاتمی در بیانیه اخیرش بسیار خنثی بود، اما در بخشی از این بیانیه میگوید که این حرکتها، حرکت دشمن است و به وضعیت اشاره کرده است. ما در حال حاضر به دلیل یک عامل بیرونی و هدایت بیرونی شاهد این اتفاقات هستیم.»
ناامیدی از اصلاح مردم را به سمت حرکات احساسی برده/ گربه محض رضای خدا موش نمیگیرد
این عضو هیات علمی دانشگاه میگوید: «باید به این فکر کرد: آیا ممکن است رئیسجمهور آمریکا برای آزادی مردم ایران این همه هزینه کند؟ یک نظام سرمایهداری که برای هر حرکت خود یک توجیه اقتصادی دارد، آیا لشکرکشی میکند و میلیاردها دلار هزینه میکند تا مردم ایران آزاد شوند یا به رفاه برسند؟ این وضعیت فقط در نتیجه ناامیدی مردم از اصلاحات است. وقتی آنان از اصلاح، تغییر و انتقادپذیری سیستم ناامید میشوند، به سمت حرکتهای احساسی میروند. اما متأسفانه در این مسیر، خون افراد بیگناه زیادی ریخته شد.»